رفتن به مطلب
غایب

عجیب ترین اتفاقی که تا کنون برایتان اتفاق افتاده چیه؟

پست های پیشنهاد شده

من مدتها تو خواب میدیدم که 400 سال پیش هم یکبار به دنیا آمده ام. نوزده سال هم زندگی کرده بودم بعدش از دنیا رفته بودم و حالا این دومین بار هست که به دنیا آمده ام. خیلی از مختصات اون مکان رو هم تو خواب میدیدم و میشناختم. مدتها گذشت که این حس دست از سرم برداشت.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یکی از صحنه هایی که مدت ها خوابشو میدیدم ، تو مراسم عقد خواهرم عینا تکرار شد . . .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عجیب ترین اتفاقی که در زندگی برام رخ داده،زندگی بر روی کره زمین است!!!

 

من همیشه خواب میبینم که در بهشت هستم به عنوان حضرت آدم،شیطان خودش را میکشه تا بوسیله حوا مرا فریب دهد،اما نمیتواند!!!!

 

دیشب بهم گفت برو سیب را گاز بزن،حالشو ببر،اما یه :ws31: نشانش دادم.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
عجیب ترین اتفاقی که در زندگی برام رخ داده،زندگی بر روی کره زمین است!!!

 

من همیشه خواب میبینم که در بهشت هستم به عنوان حضرت آدم،شیطان خودش را میکشه تا بوسیله حوا مرا فریب دهد،اما نمیتواند!!!!

 

دیشب بهم گفت برو سیب را گاز بزن،حالشو ببر،اما یه :ws31: نشانش دادم.

بعدش چی شد؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عجیبترینش نمیدونم چی بود

ولی این الان یادم اومد :

 

داداشم نزدیک یه رودخونه خیلی پر آب و گود وایساده بود

یه سرازیری بود که شیب داشت

من بالای شیب بودم داداشم پایینش

یه سنگ بزرگ بالا بود

من غلش دادم...غل خورد رفت رفت...تا پشت پای داداشم که رسید یهو وایساد..انگار یکی نگهش داشت :ws52:

میخورد بهش میوفتاد تو آب

 

 

زیاد عجیب نبود همینجور یادم افتاد گفتم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اینا که همه اش شد خواب عجیب... اتفاق عجیب نیافتاده برای کسی؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
چند تا خواب عجیب هم دیدم به مرور زمان میگم :ws3:

 

مثلا یه بار رفته بودم به عالم معنا:ws3:

7 مرحله بود که باید طی میشد هی میرفتم مرحله بالا تر

تو مرحله 2 یه زن نشسته بودم کنار یه آبشار

اومد جلو....یه چیز بهم گفت...یه کلمه بود...نفهمیدم چی گفت..بعد رفت تو آسمون...بعد تو خواب احساس کردم حضرت مریم بود

بعد بیدار شدم:ws51:

 

-----------------------------------

 

یه بار هم خواب حضرت موسی رو دیدم:w58:

منم یه عادتی دارم که همیشه تو خواب مثل پرنده ها پرواز میکنم. آنقده طبیعیه که وقتی بیدار میشم بازم امتحان میکنم ببینم میشه بازم بپرم؟ همیشه هم تو یه مسیر مشخص پرواز میکنم. مثه تکرار یه فیلمه. مادرم میگه معنیش اینه که گناهانت پاک میشه.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
اینا که همه اش شد خواب عجیب... اتفاق عجیب نیافتاده برای کسی؟

برا شما چی؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

منم قدیما خواب میدیم دارم پرواز میکنم..میرفتم رو سقف مینشستم..حس خیلی خوبی پیدا میکردم ولی خیلی وقته دیگه نمیبینم این خواب رو... کاش ببینم بازم

یه بار هم خواب دیدم تمام شهر رو آب گرفته و من زیر اون آب دارم شنا میکنم..ساعتها... شنا هم بلد نیستم..خیلی حس فوق العاده ای بود

اتفاق عجیب هم برام نیافتاده

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ما نفهمیدیم باید اینجا خواب تعریف کنیم یا اتفاق ؟

 

خواب که من زیاد میبینم ولی هیچکدومش عجیب نیست

 

اما اتفاق عجیب ...

 

ترم مهر سال 85 مقاومت مصالح 2 داشتم

انقدر درس نخوندیم و فتیم سراغ کارای جانبی ( خودتون حدس بزنید ) که میانترم از 7 شدم بیست و پنج صدم !!! رفیق فابریکمم شد نیم !!!

 

پایانترم 7 شباه روز خوندیم و رفتیم سر امتحان

 

از 5 تا سوال 2 تاشو نوشتم !!!

 

2 هفته بعد خونه بودم که یه بچه ها گفت فلانی الان کاشنه و نمره های مقاومتو دیده

 

بهش زنگیدم ازش نمرمو پرسیدم

 

شماره دانشجوییمم دادم 84853251

 

یهم گفت :

 

شدی 17 !!!

 

کلی خندیدم

 

اما جون مادرشو قسم خورد که 17 شدم

 

وقتی تو سایت زدن دیدم راس میگه ...

 

تازه بالاترین نمره کلاس شده بودم و نصف کلاس هم افتاده بودن

 

هنوز که هنوزه نفهمیدم چی شد که اینجور شد ...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
اینا که همه اش شد خواب عجیب... اتفاق عجیب نیافتاده برای کسی؟

چرا . . . البته زیاد عجیب به نظر نمیاد ولی برا من خیلی عجیبه!

از بچگی تو نوشتن انشا مشکل داشتم . . .

اول راهنمایی که بودم ، امتحان انشا در مورد یه موضوعی بود که زیاد کسی رووش مانور نمیداد . . . در مورد شخصیت امام خمینی!!

خلاصه . . . من فکر کردم امتحان در مورد 22 بهمن بدی شاه و این چرت و پرتاست که هرسال تکرار میشه کلی متن چرت و چرند حفظ کردم که برم بنویسم رو برگه . . .

از در خونه خارج شدم . . . تا سر کوچه رسیدم . . . یه برگه ی تا شده ی فوق العاده تمیز و مرتب توجهم رو جلب کرد. . . بازش کردم دیدم یه مطلب توپ در مورد امام خمینی نوشته! همینجوری گذاشتمش تو کیفم و رفتم مدرسه . . .

برگه ها رو که پخش کردن دیدم موضوع انشا در مورد امام خمینیه!!!:ws3::banel_smiley_4:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

فرشته نگهبانت برات فرستاده بوده برگه رو :ws28:

منم امتحان خاک2 رو توپ دادم اومدم خونه به مامانم گفتم امکان نداره زیر 18 بشم هفته بعد اومدم دیدم شدم 12 :banel_smiley_4:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
یکی از صحنه هایی که مدت ها خوابشو میدیدم ، تو مراسم عقد خواهرم عینا تکرار شد . . .

 

چی بود؟:ws37:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
فرشته نگهبانت برات فرستاده بوده برگه رو :ws28:

منم امتحان خاک2 رو توپ دادم اومدم خونه به مامانم گفتم امکان نداره زیر 18 بشم هفته بعد اومدم دیدم شدم 12 :banel_smiley_4:

بتن پیشرفته چند شدی!!؟ :ws37:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
منم یه عادتی دارم که همیشه تو خواب مثل پرنده ها پرواز میکنم. آنقده طبیعیه که وقتی بیدار میشم بازم امتحان میکنم ببینم میشه بازم بپرم؟ همیشه هم تو یه مسیر مشخص پرواز میکنم. مثه تکرار یه فیلمه. مادرم میگه معنیش اینه که گناهانت پاک میشه.

ااا منم بچه بودم همیشه این خوابو می دیدم....:ws37:

کاش الانم تکرار میشد خیلی قشنگ بود...

یه خواب دیگه هم که بارها میدیدم این بود که داشتم از یه صخره ی بلند میفتادم پایین،دلم هرری میریخت!بعد دقیقا همون جا که باید میخوردم زمینو میمردم،از خواب میپریدم...!:ws37:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ااا منم بچه بودم همیشه این خوابو می دیدم....:ws37:

کاش الانم تکرار میشد خیلی قشنگ بود...

یه خواب دیگه هم که بارها میدیدم این بود که داشتم از یه صخره ی بلند میفتادم پایین،دلم هرری میریخت!بعد دقیقا همون جا که باید میخوردم زمینو میمردم،از خواب میپریدم...!:ws37:

منم از این مدل دومیا زیاد دیدم با این تفاوت که دردشو واقعا حس میکردم . . .!

میگن بخاطر اعصاب ناراحتمه ! :ws37:

نمیدونم.... :ws28:

واقعا!!؟؟؟؟؟:jawdrop:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عجیب ترین اتفاق من:

بچه که بودم با بچه های محله قایم موشک بازی میکردیم

ما یه حیاط خیلی بزرگ داشتیم که با بچه های کوچه برا بازی کردن اونجا جمع میشدیم

موقع چشم گذاشتن من بود،همه رفتن قایم شدن،بعد من رفتم که بگردم پیداشون کنم،دوستام 3 تا بودن،من قشنگ دیدمشون که زیر پله ها 3 تایی چسبیدن به هم دیگه هی ریز ریز میخندن و منو نگه میکنن،تانصفه ها ی راه رفتم جلو،بعد داد زدم که دیدمتون و رفتم که ساک ساک کنم!

وقتی برگشتم دیدم دوستام از اون ور حیاط دارن میان!!

من اینجور ی موندم!!:w58:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...