رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

حق , مانند بسیاری از مفاهیم کلی ، دچار این تناقض است که همه تصور روشنی از آن در ذهن دارند ( یا گمان می کنند که دارند) اما کسی نمی تواند آنرا تعریف کرده و حدود و ثقور آنرا مشخص کند. جایگاه نظری مفاهیمی مانند حق ، آزادی ، دموکراسی و فردگرایی کجاست؟

شور و هیجانی که در موعظه ی این مفاهیم به چشم می خورد نباید ما را به این نتیجه برساند که مردم درک درستی از آنها دارند و استبداد را با دموکراسی و ظلم را با حق اشتباه نخواهند گرفت.

چه چیزی حق را تعیین می کند؟ به بیان دیگر چه چیز باعث می شود ، فعلی یا حالتی حق ما محسوب شود؟ سه پاسخ به این سئوال وجود دارد که در میان فیلسوفان حق شایع است :1/ اخلاق یا خیر2/ منفعت یا سعادت 3 / آزادی

پس ما کی به حقمان خواهیم رسید.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

این تاپیک میتونه به یکی از بهترین تاپیک های اینجا تبدیل بشه...

 

من چندین بار خواستم همین موضوع رو مطرح کنم... ولی خوب...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
این تاپیک میتونه به یکی از بهترین تاپیک های اینجا تبدیل بشه...

 

من چندین بار خواستم همین موضوع رو مطرح کنم... ولی خوب...

شما لطف داری دوست عزیز. میگم حالا که مطرح شده لطفآ در ادامه بحث ما را یاری فرمائید.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
شما لطف داری دوست عزیز. میگم حالا که مطرح شده لطفآ در ادامه بحث ما را یاری فرمائید.

 

خواهش میکنم...

چشم... حتما میام تو بحث شرکت میکنم... :w16:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ما حقيقت را نمي بينيم ، چون كور هستيم . آنچه ما را كور مي كند ، همه باورهاي كاذبي است كه در ذهن داريم . ما نياز داريم كه حق با ما باشد و ديگران اشتباه كنند . ما به آنچه باور داريم اعتماد مي كنيم و باورهاي ما موجب رنجمان مي شود . به اين مي ماند كه گويي در مه زندگي مي كنيم كه نميگذارد دورتر از جلوي پايمان را ببينيم . ما در مهِ ي زندگي مي كنيم كه واقعيت ندارد . اين مه يك خيال است . روياي شما از زندگي است ، تمام مفاهيمياست كه در باره خدا به آنها اعتقاد داريد ، همه توافق هايي است كه با ديگران به عمل آورده ايد ، ميثاق هايي است كه با خود ، و حتي با خداوند داريد .مي نامند . ذهن شما رويايي است كه در آن هزاران نفر همزمان سخن مي گويند ، و mitote تمام ذهن شما مهي است كه تولتك ها آن را ميه-تو-تي هيچ كدام حرف ديگري را نمي فهمد . اين وضعيت ذهن موجود بشري است : يك ميه-تو-تي بزرگ . با اين ميه- تو- تي بزرگ شما نمي توانيد آنچه راواقعاً هستيد ، ببينيد . در هند آن را مايا مي نامند ، كه به معناي توهم است . اين مفهوم شخصيت است در جمله " من هستم " . هر آنچه در باره خويشتنو جهان باور داريد ، همه مفاهيم و برنامه ريزي هايي كه در ذهن داريد ، همه ، ميه-تو-تي هستند . ما نمي توانيم ببينيم كه حقيقتاً چه كسي هستيم ؛ نميتوانيم ببينيم كه آزاد نيستيم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...