رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

در این قسمت به مرمت شهری و فعالیت های مربوط به آن و تعریف و اصطلاحات آن میپردازیم.....

اصطلاحاتی شامل:

بهسازی،بازسازی،نوسازی،مرمت،باززنده سازی

وتعاریفی چون:

سیستم،زیر سیستم،نگرش سیستمی،بافت تاریخی،بافت قدیم،ناحیه تاریخی،بافت پیرامونی،محله،بافت فرسوده و ....

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ابتدا مقدمه ای از تاریخچه و روند مرمت شهری را مورد بررسی قرار میدهیم:

از اوایل قرن نوزدهم مرمت بافت تاریخی شهرها در کشورهایی چون انگلیس و فرانسه آغاز شد.سال 1837 با تشکیل کمیته ویژه هنر و یادمان در کشور فرانسه اولین اقدامات در زمینه فعالیت های مرمتی شروع شد.

وظیفه این کمیته فهرست برداری از بناها و مجموعه های تاریخی و حفظ و نگهداری آنها بود همچنین در کشور انگلیس در سال 1877 مجموعه قوانین و مقرراتی تدوین شد که به موجب آنها از بناها و بافت های تاریخی این کشور حفاظت و مراقبت به عمل میامد.

به طور کلی فعالیت های انجام شده جهت مرمت بافت تاریخی شهرها در کشور های توسعه یافته را میتوان به چهار دوره تقسیم بندی کرد:

دوره اول:

مربوط به زمانی که کم کم مرمت بافت تاریخی شهرها اهمیت پیدا میکند ...مربوط به اوایل قرن نوزدهم میلادی تا آخر.

درین سالها با رشد و گسترش شهرهای اروپایی بافت های تاریخی در آستانه تخریب ونابودی قرار میگیرند بدین ترتیب اولین فعالیت های مرمتی شهری انجام میشود.اقدامات اولیه مرمتی درین سالها توسط حاکمان وقت و عمدتا به دلایل سیاسی انجام شده است.

همچنین دامنه این اقدامات محدود به مراکز شهرها بود.درین دوره هنوز قانون و ضابطه مدونی پایه ریزی و تدوین نشده بود.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوره دوم:

 

درین دوره مبحث مرمت شهری در محافل مختلف مورد توجه قرار میگیرد.اصول نظری مهمی توسط کارشناسان تدوین میشود.این دوره مربوط به سال های اولیه قرن بیستم تا سال 1950 میباشد.مهمترین اقدامات مرمتی شامل:

اقدامات انجام شده توسط تونی گارینر با نظریه شهر صنعتی ،اقدامات انجام شده توسط ارتورو سوریا با نظریه شهر خطی.

اقدامات انجام شده توسط ابنزر هاوارد با نظریه باغ شهرها

منشور آتن

اقدامات منطقه بندی

اقدامات انجام شده توسط شارل ادوارد ژانره یا لوکور بوزیه با نظریه شهر شعاعی.

اقدامات انجام شده توسط مکتب شیکاگو با نظریه مدل طرح ریزی منطقی.

اقدامات انجام شده توسط آرتور پری با نظریه واحد همسایگی.

البته با توجه به تدوین این اصول درین سالها استفاده ازین طرح ها در سطح محدودی استفاده میشد.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوره سوم:

تحول اساسی در اصول ومبانی نظری رخ نداد و در واقع همان اصول نظری شهر سازی مدرن به کار گرفته شد.با این تفاوت که این اصول در مقیاس گسترده ای استفاده شد.خصوصا برای گسترش و بازسازی خرابی های به وجود آمده بر اثر جنگ های جهانی.این دوره مربوط به سال 1950 تا اواخر دهه 60 میباشد.

 

دوره چهارم:

 

تمام مباحث و اصول نظری موجود در دوره های قبل کامل تر شد و همچنین اصول ودیدگاه های جدیدی در این حوزه مطرح شد.به طور خلاصه در این دوره شاهد متحول شدن دیدگاه ها و اصول نظری در عرصه مرمت شهری هستیم.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خلاصه ای از اقدامات مرمتی انجام شده در دوره سوم وچهارم:

1837:تاسیس کمیته ویژه هنر ویادمان در کشور فرانسه که هدف آن فهرست برداری از بناها و مجموعه های تاریخی و نگهداری ازآنها.

 

1877:تدوین قوانین مربوط به حفظ و بازسازی مجموعه های تاریخی از دوران های گذشته انگلیس.

 

1931:کنگره آتن.اولین اقدام عملی در زمینه مرمت درین سال صورت گرفت.هدف این کنگره برقراری رابطه منطقی بین شکل و کارکرد.لوکوربوزیه نتایج حاصله از مباحث علمی این کنگره را جمع آوری کرد و در سال 1941این نتایج را به نام منشور آتن منتشر کرد.

 

1960:کنگره گوبییو ایتالیا.

درخواست از مقامات دولتی جهت انجام اقدامات لازم برای حفظ ونگهداری جنبه های هنری فضاهای زنده.همچنین پاسخ به نیازهای معاصر شهروندان و اهمیت یافتن وضعیت اجتماعی شهر ها.

 

1964:کنگره بین المللی ونیز.

قطع نامه های مهم در زمینه مرمت تصویب شد و مرمت بناها و بافت های تاریخی شهرها به طور توءام مورد توجه قرار گرفت.تاکید بر اینکه مفهوم اثر تاریخی فقط بناهای منفرد را در بر نمیگیردبلکه فضاها و مناظر شهری نیز جزء آثار تاریخی اند.

 

1967:گردهمایی ایکوموس در کیوتو به نام معیارهای کیوتو.

ارتقا سطح آموزش عمومی جامعه و تشویق مردم جهت حفاظت از میراث فرهنگی و هنری و همچنین حفاظت و نگهداری از فضاهای باارزش گردشگری.

 

1968:اجلاس پاریس.

دولت های محلی موظند در کنار تامین گسترش اجتماعی_اقتصادی از میراث فرهنگی نیز محافظت کنند.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1972:سه رویداد مهم مرمتی درین سال رخ داد

کنگره رم:توجه به اصالت و شخصیت کلی اندام های شهری درین کنگره مورد توجه قرار گرفت.هدف این کنگره این بود که هویت اصلی شهر ها خدشه دار نشود.

 

معاهده پاریس:

این معاهده توسط یونسکو به تصویب رسید .مهم ترین نظر مطرح شده این بود که جهت حفظ و نگهداری از میراث فرهنگی بهتر است از همکاری بین المللی استفاده شود .همچنین برای مقابله با آلودگی های محیطی راه های اساسی مورد بررسی قرار گیرد.

 

سومین کنگره ایکوموس:در شهر بوداپست.

در این کنگره مورد توجه قرار گرفتن بافتهای تاریخی به صورت بخشی از جامعه انسانی مورد توجه قرار میگیرد.

 

1973:تشکیل شورای اروپا در لوگزامبورگ.

تدوین اصول مرمت شهری برای کشور های اروپایی درین شورا صورت گرفت .این شورا به دنبال معاهده حفظ میراث فرهنگی جهانی بعد از بازسازی های جنگ جهانی دوم تشکیل شد.

 

1974:کنگره بین المللی بولونیا.

درین کنگره موضوع مطرح شده این است که در مرمت بافتهای تاریخی علاوه بر شکل ظاهری آنها باید به گونه شناسی و عملکرد آنها نیز توجه شود.

 

1975:کنگره آمستردام.

تاکید بر لزوم حفظ و نگهداری شهرهای تاریخی و همچنین ارائه راه کار هایی برای حفظ و مراقبت از ثروتهای معماری کشور های اروپایی و همچنین کلیه کشور های باستانی .

 

چهارمین کنگره ایکوموس: در روتنبرگ.

جلوگیری از فعالیت های اقتصادی ناسازگار که میتواند آسیب های جدی بر مجموعه های تاریخی وارد کند.

 

1976:تصویب توصیه نامه نایروبی با موضوع نگهداری و حفظ بناهای تاریخی و باغها در سطوح بین المللی و تحقیق درین زمینه.

 

1982:تصویب بیانیه ترینیدا.درین بیانیه همکاری با مردم در خصوص مرمت و بهسازی و حفاضت از سکونت گاه های کوچک مورد بررسی قرار گرفت.

1983:تصویب بیانیه رم در زمینه اقدام های مرمتی کشور ایتالیا.

1987:تصویب منشور واشنگتن با موضوع حفاظت از بافتها و شهر های تاریخی.

:1990تصویب بیانیه لوزان با موضوع حمایت از میراث فرهنگی ومدریت صحیح درن زمینه.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1992:معاهده ماستریخت،توجه به توسعه پایدار،یعنی توسعه ای که همه جانبه باشد یعنی اگر در یک زمینه رشد و توسعه به وجود آمد و جای دیگری را تخریب کرد این توسعه ناپایدار است .مثل توسعه صنعت و گازهای گلخانه ای و تخریب لایه اوزون.

1993:تصویب دستورالعمل کلمبو،بالا بردن دانش و اطلاعات جامعه،توجیه مردم جهت حفظ بناها و مجموعه های تاریخی ،

1994:تصویب سند نارا،اصالت و هویت بخشیدن به میراث محلی و ملی وارزش های آن.سبط و توسعه منشور ونیز.

1996:تصویب منشور صوفیه ،محافظت از میراث وافع در عمق آبها و تکمیل منشور لوزان.

1998:تصویب بیانیه ایکوموس.تصویب بیانیه استکهلم.حق میراث فرهنگی به عنوان حقی جدانشدنی از حقوق بشر.به رسمیت شناختن حق مشارکت آزادانه افراد جامعه در امور فرهنگی جامعه.طرح اعاده حقوق میراث فرهنگی به جوامع انسانی جهت رسیدن به توسعه پایدار.

1999:بیانیه مکزیکوسیتی،توجه به صنعت گردشگری و حفاظت از بناها و بافتها.گردشگری بومی و بین الملی به معنای مهمترین وسیله ارتباط فرهنگی مورد توجه قرار میگیرد.

2000:بیانیه محیط تاریخی که توسط کشور انگلیس در سال 2000 مطرح شد با موضوع کلی استفاده اقتصادی از بناهای تاریخی،سبط و توسعه کارگزاریها و شرکت های مشارکتی ،شرکت کردن مردم جامعه در فرایند مشارکت مرمتی ،تاکید بر صنعت توریسم به عنوان یک عامل موثر در امر بازآفرینی،ایجاد انگیزه تشویق بخش های خصوصی جهت سرمایه گذاری در بازآفرینی بافتهای فرسوده،تاکید بر امر حفاظت بناها به عنوان ایجاد کننده اشتغال در دراز مدت.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مرمت شهری

تجربه‌ نوگرایانه‌ مرمت شهری در پی پاسخگویی به فوریت های ناشی از فرسودگی کالبدی و عملکردی بوده است، اما از توجه به خاطره سازی شهری و فضاهای شهری غافل مانده و فراموش نموده که «شهر خاطره را می سازد و خاطره به شهر شکل می بخشد». همین باعث شکست این اندیشه های نوگرایانه گردید.

در مرمت شهری، هرگز نباید فراموش کرد که خاطره صحنه ای است برای پیوند مجدد با محیط و به حال آوردن گذشته. در مرمت شهری تلاش بر این است که به بافت های کهن اندیشه ای نو را تزریق کرد. به این ترتیب شهروند را در شهر و خاطره سازی درگیر نمود و به این ترتیب شهروند بتواند در هر چیزی جنبه ای تمثیلی بیابد و حتی شهر تبدیل به یک صحنه‌ نمایش شود که شهروند هر لحظه در آن نقش دوگانه‌ بازیگر و تماشاگر را داشته باشد. در این حالت شهر و شهروند در حال «تنیدن خاطرات خواهند بود».

خاطره های غیر اداری شهر همان نیروی حیات بخشی هستند که بافت های کهن شهری به آن نیاز دارند تا بتوانند خود را در شبکه‌ شهر امروزین تعریف مجدد بکنند. در واقع به این ترتیب شهر و فضای شهری به مثابه‌ راوی «توانایی تبادل تجربه» را می یابند. و تعاملی بین شهر و شهروند و فضای شهری به عنوان گویند و شنونده‌ قصه‌ شهر بر قرار می گردد. و قصه‌ شهر در باز تولید دائمی قرار می گیرد.

آن چه در قصه‌ شهر مصداق می یابد، حضور در حال و زمان است، تنها در زمان است که خاطره آفریده می شود و هرگز نمی توان به روایت و قصه ای یکسان دست یافت، چرا که بسته به راوی (شهر، فضای شهری و شهروند) قصه دگرگون می گردد.

بافت کهن شهری می تواند بستری جالب و با معنا برای آغاز قصه باشد. به شرط این که جایی برای طرح اگر و اما داشته باشد.

بافت کهن نیاز دارد که به خود و به شهروندانش امکان دهد که با عمل اجتماعی خود، قصه‌ شهر را شکل دهند و تصور خود را از شهر در دگرگونی دائمی قرار دهند. این دگرگونی بیننده‌ بافت کهن را به انکشاف فضا و گذرا از تصویری به تصویر دیگر می کشاند. این بازخوانی و کشف و رمزگشایی مقدمه ای صریع برای شکل گیری تصور شهری و خاطره شهری خواهد بود. (از لازمه های داشتن خاطره‌ شهری، داشتن تصور شهری است و از الزامات آن نیز دگرگونی در تصاویر شهری است.)

این امر موجب خوانایی بافت کهن گردیده و درکی نو از شهر را سبب می گردد. در این دیدگاه، اشیاء به عنوان صحنه‌ نمایش تلقی می شوند، نمایشی که بازیگران اصلی آن عابران و ساکنان هستند.

تجربه‌ شهری یعنی گم شدن و گم کردن خود در شهر به منظور رسیدن به یک ادراک هوشیارانه از محیط شهری. به این ترتیب شهر و خاطره تبدیل به هزار توی می شوند که حرکت در آن ها دایره ای بوده و نه خطی، و به این ترتیب، تصورات فراموش نمی شوند بلکه مدام در حال رجوع و بازگشت به ذهن هستند!

از طرف دیگر تجربه‌ شهری جز با پرسه زنی در شهر کهن نمی باشد، پرسه زن شهر را با تمام حواس خود در می یابد فصل مشترک تصور پرسه زنان در شهر، خاطره‌ جمعی شهر را می سازد.

do.php?imgf=154712968694431.jpg

در مرمت شهری از آغاز در قرن بیستم تا به امروز، شش دوره‌ خاص گذرانیده شده است:

  1. دوره‌ اول. دهه ۱۹۵۰ م . دوران بازسازی شهری Urban Reconstruction ¬ دوره ای که مختص بازسازی های پس از جنگ جهانی دوم بود.
  2. دوره دوم. دهه‌ ۱۹۶۰ م . باز زنده سازی یا تجدید حیات شهری. Urban Revitalization در این دوره به نقد اقدامات نوپردازانه و کمبود حیات مدنی در شهرها می پرداختند.
  3. دوره سوم . دهه‌ ۱۹۷۰ م . نوسازی شهری.  Urban Renewal در این دوره به شناخت ارزش های بافت های کهن پرداخته شد و توانمند سازی این بافت ها موجب استقرار توانمندان در آن ها شد.
  4. دوره‌ چهارم . دهه ۱۹۸۰ م. توسعه‌ مجدد شهری.  Urban Redevelopment در این دوره، بافت های فرسوده تسخیر مجدد شده و توسعه‌ دوباره‌ آن ها در دستور کار قرار گرفت!
  5. دوره‌ پنجم . دهه‌ ۱۹۹۰ م . معاصر سازی شهری. Regeneration Urban  اصولاً بازنگری در همه‌ زمینه ها در دستور کار قرار می گیرد و بهبود و توان بخشی بافت کهن در همه ‌ابعاد و ایجاد هویتی جدید.
  6. دوره‌ ششم . آغاز قرن ۲۱ م . نوزایی شهری.  Urban Renaissance  مفهوم هم نشینی فرهنگ ها و گفت و گوی مساعمت آمیز سبک ها مورد توجه قرار می گیرد در این دوره مراکز تاریخی شهر مرکز مبتلا تحرکات اجتماعی می شوند.

do.php?imgf=154712968698482.jpg

در تعریف تازه‌ مرمت شهری در اواخر ۱۹۷۰ م از سوی یونسکو دو وجه اساسی مورد توجه قرار می گیرد

  • آینده ای برای گذشته > زمان حال = پلی بین گذشته و آینده
  • رهایی آینده از گذشته > رهایی از باورهای منسوخ گذشته

به این ترتیب می توان دریافت مرمت شهری سعی در پیوند خلاق میان آینده و گذشته دارد و زمان حال نقشی اندک اما موثر در مرمت شهری داراست و می تواند مهر و نشان خود را بر این انباشت عظیم تجربیات و فرهنگ ها و تمدنهای گذشته بزند.

بنابراین هدف مرمت شهری، چیزی فراتر از اقدامی کالبدی و فضایی است. بلکه عملی فرهنگی است که می تواند فرهنگ ساز هم باشد. و سعی در انتقال ارزش های کالبد یافته در مکان، به آینده دارد و اگر بتواند به حفظ مادی و معنوی ارزش های مستتر در اثر تاریخیی بپردازد، در واقع به کار معاصر سازی اثر تاریخی پرداخته است.

معاصر سازی آثار تاریخی از دو جنبه مورد توجه است: جنبه های مادی و معنوی

  • معاصر سازی مادی > دخل و تصرف در اثر برای گفت و گوی خلاق بین ارزش های پایدار کهن و ارزش های والای معاصر.
  • معاصر سازی معنوی > تبدیل کردن میراث مادی و فرهنگی به ثروت مادی و فرهنگی.

(میراث: چیزی که از گذشتگان به باشندگان می رسد و حاوی ساختارهای زمانی و مکانی دوران گذشته است.) اگر میراث از لحاظ ساختاری به روز نشود، تبدیل می شود به نقشی خاطره ای و گنجینه ای و گنجینه ای و جنبه ای تزئینی می یابد.

هرگاه میراث ارزش مادی و معنوی داشته باشد، جنبه ای روزآمد یافته و تبدیل به ثروت می شود.
میراث + ارزش های مادی و معنوی = ثروت.

در این تبدیل میراث به ثروت، سهم نسل کنونی بر نسل های پیشین افزوده شده و در اختیار آیندگان قرار می گیرد. در این راه مرمت شهری توجه خود را به تکوین خاطرات جمعی در شهر معطوف می دارد.

حیات شهری واقعی یعنی جنب و جوش شهری، از حیات عادی گسستن و به حیات واقعه ای نزدیک شدن. در حیات عادی امروز تکرار دیروز می گردد و فردا تکرار امروز، اما در حیات واقعه ای امروز دگرگونی دیروز است و وقوع حوادث و واقعه ها هستند که خاطرات را می سازند! و به دلیل احتمال وقوع حادثه در هر لحظه، فضا پر از ایهام و آب‌ هام می شود. شهروند موظف به کشف مستور می شود و به این ترتیب شهر، جامعه‌ شهری و فضای شهری، هر سه دارای ریشه‌ تاریخ و هویت خاص خود می گردند.

منبع: کیمیافکر بزرگ

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...