رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

بیزارم از این خوابــها

که هر شب

مرا به آغوش " تـــو " می آورنـــــــد

و صبـــــــــــح

با اشکـــ

از " تـــو" جدایم می کنند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دلم تنگ شده برا روزایی که:

شبا اس میدادی: "مال خودمی"

روزی بیس بار اس میدادی: "دوستت دارم"

وقتی قهر میکردم، قبل از اینکه بخوابی اس میدادی: "آشتی نکردیماااااا"

هنوز قهری

دلم تنگ شده

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

گاهی در فرا سوی این لحظات از خود میپرسم، با خود چه کردی؟!!!

 

که همچون باران میباری.. همچون باد گریزانی..

 

و همچون تاریکی در هراسی

 

حتی چشمانت را در کلبه ی وجودش نیافتی

 

تو خود، او بودی و او تو نبود...

 

چه بد کردیم به خود...

 

 

هر چیز زمانی دارد

 

نفس هم که باشی

 

دیر برسی

 

من رفته ام . . .

 


به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آهای فلانی . . .

 

به زخم هایم خیره نشو !

 

خودم می دانم عمیقند . . .

 

با نگاهت به آتش میکشی وفاداریم را !

 

مگر تنها ندیده ای ؟؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شاعر ميگه :

 

هالاي لاي لايلاي لاي لاي :ws3:

 

ولي نه خدايش شاعر ميگه :

 

هر كي با حقيقته تو دلش محبته

 

هر كي با يك قلب پاك عاشق رفاقته

 

 

لالاي لالاي ... ديديد ديد يدي ديديد ديديد ( اينم موسيقي متنش ) .... هوم :w16:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کلمات هم شده اند بازیچـــه مـــــــــــن و تـــــــــــو !

مـــــن برایِ تــــو می نویسم …

تـــــــو برایِ او مـــی خوانی !

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کسی که با رفتنش خوشبختی رو ازت می گیره..

چه جوری میتونه بهت بگه:

روزی هــــزار بــــار بـــرات آرزوی خوشبختــــــی می کنــــــم..!

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کـاش

 

از بـیـن ایـن هـمـهـ آدم هــایـی کـهـ

 

" پـیــشـم " هـسـتـند

 

یـکـی

 

" پـــشـــتــــــم " بـود
...!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بعضی دکمه های کیبورد شل شده اند! بس که استفاده شده اند .

دکمه های : ک ا ش ب و د ی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اونــــــــــــــ لــــــــــــحظه کــــــــــه گفـــــــــتی:

 

یــــــکی بهـــــــــتر از تــــــــــورو پیـــــدا کـــــــردم

 

یـــــــاد اونـــــــــ روزایــــــی افــــتادم کـــــــه

 

بــــــــه صــــــــد تـــــــــا بـــــهتر از تــــــــو گـــــــفتم

 

مــــــــــــــن

 

 

بهتریـــــــنو دارمــــــــ

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شعر میخواندیم و از کوچه میگذشتیم

یادت هست؟

باران میبارید

دستانت را خشک میکردی برای بدست دادنم

یادت هست؟

پولک و ماه

ابرهای بیچاره و تنها

آن ورد همیشه

قصه های هزارباره و تازه بودن

و عشق من و تو

یادت هست؟

کتاب شعر

خواب دم صبح

حسرت آغوش

یادت هست؟

های تو...

چشمانت ستاره

و هر شبت یلدا

من تو را دوست میداشتم

و تو من را....

یادت هست؟!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دیگه به داشتن چشمهای پر از حسرتم عادت کردم

 

 

سهم منم همینه تنهایی تنهایی تنهایی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به خــداحافــظـی تــلـخ تـو سـوگــنـد نــشــد

کـه تـو رفــتـی و دلـم ثـانـیـه ای بـنـد نـشـد

 

بـا چـراغـــــی هـمه جـا گـشـتـم و گـشـتـم در شـهـر

هـیــچ کـس ! هــیـچ کـس ایـنجا به تـو مانـنـد نـشـد

 

خواسـتـنـد از تـو بگویـنـد شـبـی شـاعـرها

عـــاقـبـت بـا قــلــم شــرم نوشـتـنـد : نـشـد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اینبـــــار کــه کسی آمد ...نمــی گویم بـرو !!

 

حــتی نمی گــویم کس دیگـــری را می خـــواهم ...

فقـط می گــویم :

ببیـــن !

من شکــستـه ام !

خستـــه ام !

...

کمی آرامم کــــن ...

همـیـن

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عشق یگانه ام

گریه نکن

اشک هایت می خراشد روحم را

در دنیا چیزی ندارم

جز چشم های تو و غم های خویش

 

7867676.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آن اولین باران دنیا هیچ یادت هست ؟

آن اولین دلتنگی و آن اولین بوسه ؟

آن اولین شعری که آدم گفت ؟

حوّای من ! هر بار

هر اتفاقی با تو مثل اولین بار است ..

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

همین که سرت را روی شانه ام می گذاری

 

و به خواب می روی

 

آرامش آوار می شود روی دلم یکهو

 

لحظه های روشن با تو بودن

 

کاش تمام نشود

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اين هــــوا ، هـــــواي ـ خوبي است براي ...

 

دلتنگ بودن!...

 

من بغض هايم را

 

با روح ِ زخمي ام مي آورم...!

 

تو آغوشت را...

 

با بوسه هايت...

 

بياور!!

 

بگذار دست کشيدن از تو

 

همچنان غيرممکن باشد!

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ﺗـــــﻮ ،

 

ﺑـــﺎ ﻧـــﺎﻥ ِ ﺩﺍﻍ ﺍﻓـــﻄﺎﺭ ﻣﯿــﮑﻨــﯽ ..

 

ﻣــﻦ ،

 

ﺑـــﺎ ﻧــــﮕـﺎﻩ ِ ﺗـــــﻮ !…

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...