رفتن به مطلب
*Polaris*

گلایه های بغض آلـود ...

پست های پیشنهاد شده

فاصله ی ساقه تا شکوفه

 

فاصله ی خیالِ تو

 

با من

 

فریادی است

 

که با مرگ خاموش می شود...!

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آبــی باش:

 

مثل آسمان

 

تا عمری به هوای تو

 

"سر به هوا" باشم

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کسی هست آغوشش را

 

شانه هایش را

 

به من قرض بدهد

 

تا یک دل سیر گریه کنم؟!

 

بدون هیچ حرف و سوال و جواب و دلداری و نصیحتی؟

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای.

از این آشفته ام که دیگر نمی توانم تو را باور کنم.

 

فردریش نیچه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

همیشه پشت حصار سکوت

 

می ترسم!

 

تو ای گریخته از من!

 

حصار خلوت تنهایی مرا بشکن...!

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من...

خاطره ی جدیدی ندارم،تو برایم ادامه اش را بنویس،

فقط

پایان خوشی را برایم رقم بزن.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عمر گل کوتاهست .

 

اگر عمر من هم مثل گل بود ،

 

آیا باز هم مرا از خود می رنجاندی ؟؟؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم.... لحظه های دل تنگی بی پایانند...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

گاهی

که دلم عجیب می گیرد

.

.

دیگـــر ول نمیکند . . !

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

روزهایم میرود...

به پشت پنجره های خاک گرفته و متروک حیاط دلم میروم....

راهی میبینم... در این راه خانه ای...ودر خانه حیاطی...

 

کسی می بینم...در راه خانه ای...ودر جستجوی حیاطی...

آهی میکشم...نگاهم را میدزدم... کسی به حیاط دل غمگین من نمی آید...

 

غصه نمیخورم... به این تنهایی و سکوت و بی کسی خو گرفته ام...

 

میدانم این جا،جای کسی نیست...جای خودم هم نیست...

پس درهارا می بندم... پنجره را هم...نباید کسی بیاید...

 

به این غم...

به این سکوت...

 

این جا متروک است...!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نیستی.....فراموش کردم....بیا ببین.....بیا روزگارم رو ببین که بی تو باید پیشنهاد *** بشنوم.....

 

هنوزم نفهمیدم...مگه مهربون نبودم! .....فقط می تونم بغض کنم....همین....

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مثل آن است که

 

شاهرگ احساسم را زده باشی

 

بند نمی آید

 

دوست داشتنت...!

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نگاهت سنگین است

آن‌قدر که کمر طاقتم را می‌شکند!

این کلمات از چشم تو می‌افتند

وقتی سر به زیر می‌اندازی!

سرت را که بلند کنی

کلی شاعر شده ام... !

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اين روزها

 

آب و هوای دلم آنقدر بارانی ست

 

آنقدر كه رخت های دلتنگيم را

 

فرصتی برای خشک شدن نيست ...!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست!

بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگیست که مجبوری آخرش را با جدایی سرانجام دهی.

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست!

بلکه نداشتن شانه های محکمیست که بتوانی به آنها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی.

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست,بلکه پنهان کردن قلبیست که به اسفناکترین حالت شکسته شده.

عمیق ترین درد زندگی به دست فراموشی سپردن قشنگترین احساس زندگیست...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

این عشق برای من هیچ نداشت

 

اما...

 

گل های بالشم را " باغبان " خوبی بود

 

اشک های هر شب من...!

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

همیشه بر سر دوراهیم

یک راه به تو می رسد

و یک راه به تنهایی !

همیشه ترا بر می گزینم

و می رسم به

تنهایی ...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ما چون دو دریچه روبروی هم

اگاه زهر بگو مگوی هم

هر روز سلام و پرسش و خنده

هر روز قرار روز اینده

اکنون دل من شکسته و خسته است

زیرا یکی از دریچه ها بسته است

نه مهر فسون نه ماه جادو کرد

نفرین به سفر که هر چه کرد او کرد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عین دریائیم و دریا عین ما

نیست مارا ابتدا و انتها

بر درمیخانه مست افتاده ایم

خانه ما خوشتر است از دو سرا

بینوایان خوش نوایی یافتند

بینوا شو گر همی خواهی خدا

گفته ی مستانه مارا بخوان

عاشقانه خوش سرودی می سرا

درد مندیم و دوای درد ماست

درد ما هم درد ما باشد دوا

سر به پای خم می بنهاده ایم

بی حجاب ای عارف عاشق بیا

در طریقت خرقه ایی پوشیده ایم

دست ما و دامن آل عبا

نعمت الله ساقی و ما رند مست

گو بیا یاری که دارد ذوق ما

در همه عالم به چشم ما ببین

سیدت آئینه گیتی نما

شاه نعمت الله ولی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...