رفتن به مطلب
pianist

پرسه ای در اندیشه های پیانیست...

پست های پیشنهاد شده

میخوام برم کوه...

 

میخوام بالا برم.....

 

بالا....

 

بالاتر....

 

برم و برم تا برسم به قله......

 

اونجا که هیچکس نیست....

 

میخوام نفس بکشم....

 

میخوام فریاد بزنم .......

 

میخوام......................................................

 

میخوام سقوط کنم!!!

 

اره سقوط.............

 

چه لذتی داره این سقوط........

 

این سقوط از روی اختیاره نه اجبار.....

 

این سقوط رو کسی به من تحمیل نمیکنه.........

 

این سقوط لذت بخشه.......

 

 

 

[FLASH=width=50 heigh=50]

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
[/FLASH]

 

 

 

sh82avpvd2txdblyr3tk.jpg

  • Like 24

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

این روزها مرا چه شده؟؟

 

لحظه ای میخندم...

 

لحظه ای بغض میکنم...

 

لحظه ای از خوشحالی در پوست خود نمیگنجم و لحظه ای بعد....

 

لحظه به لحظه احساسی متفاوت دارم...

 

این زندگی لحظه ای هم عالمی دارد...

 

نکند دیوانه شده ام؟ و خود خبر ندارم؟؟

 

نمیدانم...

  • Like 22

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یکسال پیش...

 

او رفت...

 

چه بجا ماند...

 

یک جفت کفش...

 

یک عصای چوبی....

 

یک چادر نماز....

 

و اندکی وسایل دیگر...

 

که دیگر جلوی چشم نیست...

 

اینها اندک اند اما...

 

چیزی که ماند یک دنیا خاطرست...

 

و اشک...

 

یادمان نمیرود هرگز...

 

خدایت رحمت کند...

 

:icon_gol:

  • Like 20

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

پنجشنبه شب بارانی بارید... آن هم چه بارانی...

 

صبح جمعه که از خواب بیدار شدم بالعکس هر روز ماندن در خانه را جایز ندانستم و دل به طبیعت زدم... :5c6ipag2mnshmsf5ju3

 

عجب گلی... :ws37:

 

عجب بلبلی...

 

عجب طراوتی...

 

عجب طبیعتی... :hapydancsmil:

 

هنوز بوی باران می آمد گرچه هوا آفتابی شده بود ولی هنوز خاک نمناک بود...

 

چه آبی از جوی روان شده بود... :5c6ipag2mnshmsf5ju3

 

قدم میزدم و لذت میبردم از این طبیعت و بی شک آنروز یکی از زیباترین روزهای بهاری من بود... :ws37:

 

میگویند سالی که نکوست از بهارش پیداست...

 

بهار زیباییست...

 

کاش سالش هم چنین باشد... :icon_gol:

  • Like 18

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هستن اونایی که همیشه دوستتن....

 

چه باشی و چه نباشی...

 

تو رو واسه خودت و فقط خودت میخوان...

 

هیچ وقت واست قیافه نمیگیرن و ابرو بالا نمیندازن چون......

 

انتظاری ازت ندارن و فقط سلامتی و شادیتو میخوان....

 

هستن ولی...

 

خیلی کم هستن...

  • Like 28

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بعضی وقتا یه اتفاقاتی تو زندگی آدم میفته که هیچ رقمه نمیتونی جلوشو بگیری! هر چقدر تلاش میکنی و سعی میکنی که به هر طریقی مسیر رو عوض کنی نمیشه که نمیشه!!

 

گاهی وقتا احساس میکنم همه چیز از قبل مشخص شده و ما هیچ نقشی تو تعیین سرنوشتمون نداریم!

 

ولی من همچنان مبارزه میکنم...

 

مبارزه...!

  • Like 21

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بعضی آدمها چون نقاشی های بازاری هستند...

 

آری نقاشی بازاری...!

 

از دور به آنها نگاه میکنی، لذت میبری، آرامش میگیری...

 

نزدیک تر که میشوی عیب ها پدیدار میشوند و چشمهایت را...

 

و از آن بدتر روحت را آزرده می کنند...

 

نقاشی های بازاری را از دور تماشا کن...

 

نزدیک نشو...

 

که آزرده خاطر میشوی...

 

نزدیک نشو

 

 

 

 

[FLASH=x=1 y=1]

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
[/FLASH]

  • Like 24

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

احساس میکنم دیگه توی این فضای مجازی حرفی برای گفتن ندارم... حرفای زیادی دارم که باید بزنم حرفای زیادی که بایستی خوب گوش کنم... دستور بگیرم... دستور بدم... ولی همش توی دنیای حقیقی...

سختی کشیدن باعث میشه که بیدار بشی و دنیا رو اونطور که باید ببینی...

منم حالا بیدار شدم...

باید روشن و روشنتر بشم...

باید پرواز کنم...

بالابرم...

  • Like 18

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

الان داشتم به یه چیزی فکر میکردم شاید جالب باشه

البته نباید کلی قضاوت کرد ولی حداقل مطمئنم که تو برخی موارد میتونه صحت داشته باشه...

 

وقتی یکی آخر پیغامش یه شکلک گل میزاره چنتا معنی میتونه داشته باشه...

 

مثلا:

 

1. چاکرتیم، یعنی خیلی باهات حال کردم حرف زدم و خلاصه پایان مکالمه

2. ای بابا من حال و حوصله ندارم لطفا بیخیال ما شو و دیگه ادامه نده...

3. بسه دیگه خفه شو کلافم کردی برو دنبال کارت

4. ...

 

:hanghead:

  • Like 10

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من احساس قوی دارم...

چشمم رو روی خیلی چیزا بستم...

ولی...

امیدوارم پشیمون نشم..!

  • Like 9

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دقیقا مشکل همینجاست...

 

که من یکرنگم و...

 

تو رنگارنگ...!

 

  • Like 15

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ljtjl6adv2t3liumtxq9.jpg

 

داشتم یه جستجویی میکردم که این عکسو دیدم...

 

یاد زمانی افتادم که تنهایی قدم میزدم...

 

روی یه صندلی مینشستم و خیلی از اتفاقات ریز و درشت زندگیمو مرور میکردم...

 

دوباره از جام بلند میشدم و شروع میکردم به قدم زدن...

 

آخرش آرامش عجیبی بهم دست میداد...

 

احساس میکردم بی نیازم...

 

به خیلی چیزا...

 

دلم میخواد اینکارو بکنم...

 

ولی خیلی خستم...!

 

  • Like 19

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دو روز پیش سالگرد فوت مادر بزرگم بود...

انگار نه انگار...

که کسی بود...

که کسی نیست...

از وقتی که یادم می آید از او خاطره داشتم...

از همان کودکی...

ولی حالا حتی به سختی میتوانم از او یادی کنم...

حس عجیبی بود...

آنقدر درگیر خود بودم که در روز سالگرد تازه فهمیدم چخبر شده...

عجب دنیاییست...

عجب...!

  • Like 18

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

این احساس مدتهاست که با من است...

 

میترسم...

 

که نفهمند که ندادند...

 

میترسم که مرا نفهمند...

 

لبخند مرا درک نکنند... اشک مرا نبینند...

 

آری در این روزگار سیاه کسی کسی را نمیبیند...

 

ولی این احساس باز پر رنگتر از همیشه مرا در برمیگیرد...

 

دلم گوشه ای تاریک میخواهد...

 

بشینم... فکر کنم... بخندم... اشک بریزم...

 

خودم باشم و خودم...

 

اما... این احساس هم رفتنیست...

 

کاش دیگر نیاید

 

کاش...

 

...

  • Like 15

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آدمها دوست ندارند احمق فرض شوند...

شاید برای همین باشد که چوپان دروغگو را دوست ندارند...!

می گویند چوپان دروغگو از روی تنهایی داد و فریاد میکرد و می خواست جلب توجه کند تا دیگران او را ببیند و بشنوند!

واما امروز من این چوپان فلک زده را درک میکنم چرا که از شانس بد چند نفرشان سر راه من قرار گرفته اند...

هر بار که صدا میزنند من دوان دوان میروم به کمکش و باز میبینم که به من ریشخند میزند! ولی من میخواهم با اون بنشینم و به حرفش گوش دهم و بالعکس بقیه که طردش کردند درد دلش را بشنوم...

 

نمیدانم آخر من از چوپان دروغگو خسته میشوم و یا او از من ساده دل...!!

  • Like 12

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

پدر بزرگ هم رفت...!

 

دوام نیاورد...

 

پس ار فوت مادر بزرگ غمگین بود و خسته...

 

مریضی نبود که امنش را ببرد...

 

درد عشقی بود که به یار و یاورش داشت...

 

پدر بزرگ دیشب سعادت نداشتم که به دیدارت بیایم...

 

ولی به جای آن میخواهم...

 

دلی سیر برایت گریه کنم...!

 

اشک بریزم...

 

پدر بزرگ... مادر بزرگ

 

خدانگهدارتان...

 

:icon_gol:

  • Like 16

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قبلا هم گفته بودم وابستگی آدم رو از پا در میاره، آدم باید به زندگی امید داشته باشه و ثابت قدم باشه... اینروزها احساس میکنم در استانه تغییر بزرگی قرار گرفته ام و باید بپذیریم که رویایی زندگی کردن اصلا خوب نیست. باید چشم هارو باز کرد و حقایق زندگی رو دید و باید با قدرت و قاطعیت قدم برداشت. خدایا اینروزها بهمون فهموندی که چقدر تنها شدیم ولی حداقل خودت دستمونو بگیر و تنهامون نذار. پذیرفتن بعضی حقایق شاید سخت باشه ولی حداقل باعث میشه آدم قوی بشه و احساسی برخورد نکنه. مثل زندگی توی همین فضای مجازی که بنظر من جز به دیده یه محیطی کاری و سرگرمی نباشد بهش نگاه کرد ولی خیلی وقتا ما بیش از حد غرق اون شدیم.

حالا...

ممنون از دوستایی که در اندیشه های پیانیست رسه زدن و روی تاپیک من کلیک زدن چه اونهایی که فقط خواندند و چه اونهایی که گاهی همدردی کردند. من هیچوقت پیانیست نشدم به همین دلیل باید نام دیگری برای خودم انتخاب کنم.

 

:icon_gol:

  • Like 13

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

×
×
  • جدید...