رفتن به مطلب
*Polaris*

مشاعره با اشعار مولوی

پست های پیشنهاد شده

نیست شو ای برف و همه خاک شو

بنگر کاین خاک چه زیور گرفت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تا نقش خيال دوست با ماست

ما را همه عمر خود تماشاست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو از خواری همی‌نالی نمی‌بینی عنایت‌ها

مخواه از حق عنایت‌ها و یا کم کن شکایت‌ها

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ای دوای نخوت و ناموس ما

ای تو افلاطون و جالینوس ما

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اوست نشسته در نظر من به كجا نظر كنم

اوست گرفته شهر دل من به كجا سفر كنم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اول بگیر آن جام مه بر کفۀ آن پیر نه

 

چون مست گردد پیر ده رو سوی مستان ساقیا

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

این شرابی را که ساقی گشته ای

از کدام انگور ها پرورده ای ؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یا باده ده حجت مجو یا خود تو برخیز و برو

 

یا بنده را با لطف تو شد صوفیانه ماجرا

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ای که با شیری تو در پیچیده ای

باز گو رایی که اندیشیده ای

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا

من خمره افیونم زنهار سرم مگشا

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

امروز ای شمع ان کنم بر نور تو جولان کنم

بر عشق جان افشان کنم چیزی بده درویش را

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

از اسلم شيطاني شد نفس تو رباني

ابليس مسلمان شد تا باد چنين بادا

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید؟

معشوق همینجاست بیایید بیایید

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درود به لب لب این جوی تا لب دریا

دلی که خست در این راهها به خار سفر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

رخت خود را من ز ره برداشتم

غیر حق را من عدم انگاشتم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مثال تیر مژگانت شدم شدم من راست یکسانت

چرا ای چشم بخت من تو با من کژ چو ابرویی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

يونسي ديدم نشسته بر لب درياي عشق

گفتمش چوني جوابم داد بر قانون خويش

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شاه ازان هیبت برون شد انزمان

پا برهنه کین چه غلغلهاست هان ؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نگشتم از تو هرگز اي صنم سير

وليك از هجر گشتم دم به دم سير

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید

ای خنک ان را که او روی شما را ندید

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...