رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

ابتدا عرايضم رو با گذاشتن چند عكس شروع مي كنم

 

و بعد مطلبي را در ادامه بحثمان بيان خواهم كرد تا با همراهي شما دليلي بر اين كار كه امروزه شاهد آن هستيم بيابيم

 

f_f2m_8bf242b.jpg

 

 

f_f3m_dfc8274.jpg

 

 

faghr%20(3).jpg

 

 

 

 

 

خب دوستان عزيز عكس بسيار است و مجال ما اندك

 

تنها قصدم از گذاشتن اين عكسها اين بود كه فضا را آماده كنم تا در اين باره سخن بگوييم

 

اينان زنان ايران زمين هستند

 

 

زنان كشور كوروش و داريوش

 

 

شما چه مي گوييد؟ايا اين زنان مقصر اند كه در اين راه افتاده اند؟

 

آيا دليل فقر توجيح مناسبي براي اين عمل است؟

 

آيا ما بايد فير داشته باشيم؟

 

آيا بايد زنان ما را به صورت قانوني به شيخان عرب بفروشند؟

 

آيا كسي نيست كه جلوي تاراج ناموسمان را بگيرد؟

 

اسلام كجاست؟چرا همه سكوت كرده اند؟و سكوت در اين مورد به چه معناست؟مهر تاييد است؟يا همه خود را به خواب زده اند و اين قشر را اندك مي شمارند و در جرگه ي فراموش شدگانند؟

 

 

منتظرتان هستيم...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خيلي از كساني كه تن فروشي ميكنن اصلا نياز مادي ندارن، و اسم فقرا اين بين بد در رفته!!

كسي كه آبرو داره اين كارو نميكنه... من مخالفم با كسايي كه ميگن اگه فقيري اين كارو كرد حق داره! يا با نداري اين كار رو توجيه ميكنن

راههاي خيلي خيلي زياد و آبرو مندي هست كه ميشه زندگي رو گذروند.... اين ساده‌ترين راه هست

به نظر من ، كلا كساني كه اين راه رو انتخاب ميكنن افراد بيمار هستند نه فقير و غيره و ذلك!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
خيلي از كساني كه تن فروشي ميكنن اصلا نياز مادي ندارن، و اسم فقرا اين بين بد در رفته!!

كسي كه آبرو داره اين كارو نميكنه... من مخالفم با كسايي كه ميگن اگه فقيري اين كارو كرد حق داره! يا با نداري اين كار رو توجيه ميكنن

راههاي خيلي خيلي زياد و آبرو مندي هست كه ميشه زندگي رو گذروند.... اين ساده‌ترين راه هست

به نظر من ، كلا كساني كه اين راه رو انتخاب ميكنن افراد بيمار هستند نه فقير و غيره و ذلك!

اين كار رو تائيد نمي كنم

اما مهسا جان حرفت رو اصلا قبول ندارم

كار كردن شرايط مي خواد تازه اگر اين شرايط رو داشته باشي و بهت كار بدن فكر مي كني در امان هستي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وقتي انسان فقير باشه در كنارش خوار هم هست و هر كسي به خودش اجازه مي ده هر برخوردي باهات داشته باشه

به زن بيسواد چكاري ميدن؟جز اينه كه بره خون ايي كاركنه؟چند درصد احتمال داره كه در آن خانه مورد آزار جنسي قرار نگيره

از اونجا در مي اد و به دنبال كار ديگه ايي

وقتي نياز هست و قتي همه درها بسته مي شه به خاطر عزيزانت حاضري دست به هر كاري بزني

اينكه عده ايي به خاطر اينكه نيم تونن خودشون رو ارضاع كنن دست به چنين اعمالي مي زنن شامل بحث ما نمي شوند

 

بحث ما با كساني ستكه از سر ناچاري اين عمل قبيح رو انجام مي دن

به خاطر ذره ايي نان

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
اين كار رو تائيد نمي كنم

اما مهسا جان حرفت رو اصلا قبول ندارم

كار كردن شرايط مي خواد تازه اگر اين شرايط رو داشته باشي و بهت كار بدن فكر مي كني در امان هستي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وقتي انسان فقير باشه در كنارش خوار هم هست و هر كسي به خودش اجازه مي ده هر برخوردي باهات داشته باشه

به زن بيسواد چكاري ميدن؟جز اينه كه بره خون ايي كاركنه؟چند درصد احتمال داره كه در آن خانه مورد آزار جنسي قرار نگيره

از اونجا در مي اد و به دنبال كار ديگه ايي

وقتي نياز هست و قتي همه درها بسته مي شه به خاطر عزيزانت حاضري دست به هر كاري بزني

اينكه عده ايي به خاطر اينكه نيم تونن خودشون رو ارضاع كنن دست به چنين اعمالي مي زنن شامل بحث ما نمي شوند

 

بحث ما با كساني ستكه از سر ناچاري اين عمل قبيح رو انجام مي دن

به خاطر ذره ايي نان

 

سميرا جان من اصلا قبول ندارم!

ببين من به زنان غير ايراني اصلا كار ندارم.. اما همه ميدونن زن ايراني خيلي خيليييييييييي هنر داره... غير اينه؟؟؟

حالا چرا خود فروشي؟؟ بره اين همه هنر هست... يكيشو انجام بده

كم هستن خانواده‌هايي كه دارن اين مدلي خونه و زندگيشون رو ميگذرونن؟؟

ميدوني چقد زنان با آبرو هستن كه دارن يتيم بزرگ ميكنن ، يكه و تنها،‌ به قول تو بيسواد و بدون هيچ پشتوانه‌اي!!! اما مثه مرد هستن... يعني مرد هستن.... واقعا به اينا ميشه گفت مرد

با آبرو نون حلال ميارن تو سفره‌هاشون

من اصلا قبول نميكنم كه كسي از روي ناچاري به خاطرِ يه لقمه نون و آبروش بره خود فروشي!!!!

سميرا جان آدمهاي فقير و ندار خيلي زيادن... يه نگاهي به دورت بنداز.... هستن كساني كه دارن از راه آبرومند نون در ميارن... چرا اونا خود فروشي نكردن؟؟

ميدوني، تقصير خودمونه... بعضي از ما آدما هميشه فقط ساده‌ترين راه رو انتخاب ميكنيم... و اين ساده‌ترين راه اكثرا و متاسفانه خطرناكترين هم هست!!!!

قبول دارم كه نداري خيلي بد درديه.... خدا براي هيچ كس نخواد كه جلوي خانواده‌اش شرمنده بشه... اما خود فروشي دليل فقر نيست.. من اينو اصلا قبول نميكنم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوستان عذر خواهم كه مطلبي پيرامون اين بحث به نظرم رسيد و با پوزش قبلي آن را مطرح خواهم كرد .

 

داخل پرانتز :

به نظر شما چرا پس از انجام اين عمل در حالي كه اين هر دو فرد هستند كه خود را در اختيار يكديگر گذارده و به ظاهر از انجام اين عمل لذت مي برند، اين جنس مونث است كه مورد توجه مادي واقع مي گردد ؟!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سخن فانوس خانم و مموشک خانم هر دو صحیحه !

 

فقر دلیل خوبی نیست. اما خیلی از کسانی که برای تامین مخارج خانواده (نه خودشون) به اینکار تمایل پیدا می کنند، آدم های فقیری نیستند. شاید ترس از فقیر شدن باعث چنین اعمالی می شه ! هر چند مفهوم واژه فقر هم در اینجا نسبی است. فقیرند در چی یا نسبت به کی ؟

 

اما من این جمله رو قبول ندارم.

 

كلا كساني كه اين راه رو انتخاب ميكنن افراد بيمار هستند نه فقير و غيره و ذلك!

 

 

مطلبی رو چند وقت پیش در خرداد 1387 خوندم در این باره. مستقیما مرتبط به این بحث نیست، اما به مسئله تن فروشی عضو یک خانواده و عکس العمل بقیه اعضا مربوط می شه. البته بسیار مطلب ناراحت کننده ای است. اگر فانوس خانم اجازه بده، اینجا بذارمش. ضمنا منبع اون رو هم به دلایلی ذکر نمی کنم.

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
دوستان عذر خواهم كه مطلبي پيرامون اين بحث به نظرم رسيد و با پوزش قبلي آن را مطرح خواهم كرد .

 

داخل پرانتز :

به نظر شما چرا پس از انجام اين عمل در حالي كه اين هر دو فرد هستند كه خود را در اختيار يكديگر گذارده و به ظاهر از انجام اين عمل لذت مي برند، اين جنس مونث است كه مورد توجه مادي واقع مي گردد ؟!

 

به نظر من به خاطر مقام زن هستش

زن از نظر اسلام و قرآن ، زن جايگاه والايي داره...

اين مسئله (البته به نظر شخصي من) برميگرده به همون روايات و توصيه‌هايي كه در مورد عفت و پاكدامني زن شده

همونطور كه ميدونيم اسلام زن رو گوهري تشبيه كرده كه اگر دست هر ناشناسي بيفته كثيف ميشه و از قدر و قيمتش كاسته ميشه!!!

يا مثلا گفته شده كه ميشه به زن حكم باغ رو داد! كه اگه اطراف اين باغ ديوار و حصار نباشد ميوه آن باغستان به سرقت برده مي‌شود. پس براي اين كه جوهر و گوهر وجود زنان از دست نرود و از قيمتش كاسته نشود و حق اختصاص شوهران از بين نرود اسلام و قرآن تاكيد زيادي روي عفت زن كرده...

البته اين نيست كه اگر زني از اين گوهر گرانقدرش چشم پوشي كرد با ماديات ميتونه اونو جبران كنه!! اما خب به عقيده‌ي من كساني كه اين كار رو انجام ميدن، تنها ميخوان با اين كار اون لكه‌ي ننگ رو جبران كنن كه كاري بس بيهوده هست...

 

يه شعر هم داشتم در مورد زن، ديدم با حال و هوات كه اهل شعري ميخونه :ws3:

تقديم به شما :icon_gol:

 

زن بسان گل بود در باغ گلزار جهان

باغبان بايد كه ديواري كشد بر دور باغ

مرد هم بايد بپوشاند به زن زيب حجاب

ورنه مي‌بايد ببيند با دو چشم خويشتن

مرد او اندر مثل باشد چو مرد باغبان

تا مگش ايمن شود از دست برد اين و آن

گر بخواهد كس بود همراه در امن و امان

غنچه ناموس خود را در كف بيگانگان

 

اميدوارم جواب گرفته باشي :icon_gol:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
سخن فانوس خانم و مموشک خانم هر دو صحیحه !

 

فقر دلیل خوبی نیست. اما خیلی از کسانی که برای تامین مخارج خانواده (نه خودشون) به اینکار تمایل پیدا می کنند، آدم های فقیری نیستند. شاید ترس از فقیر شدن باعث چنین اعمالی می شه ! هر چند مفهوم واژه فقر هم در اینجا نسبی است. فقیرند در چی یا نسبت به کی ؟

 

اما من این جمله رو قبول ندارم.

 

 

 

 

مطلبی رو چند وقت پیش در خرداد 1387 خوندم در این باره. مستقیما مرتبط به این بحث نیست، اما به مسئله تن فروشی عضو یک خانواده و عکس العمل بقیه اعضا مربوط می شه. البته بسیار مطلب ناراحت کننده ای است. اگر فانوس خانم اجازه بده، اینجا بذارمش. ضمنا منبع اون رو هم به دلایلی ذکر نمی کنم.

 

 

 

 

خواهش مي كنم پيمان جان

 

استفاده مي كنيم....

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
دوستان عذر خواهم كه مطلبي پيرامون اين بحث به نظرم رسيد و با پوزش قبلي آن را مطرح خواهم كرد .

 

داخل پرانتز :

 

به نظر شما چرا پس از انجام اين عمل در حالي كه اين هر دو فرد هستند كه خود را در اختيار يكديگر گذارده و به ظاهر از انجام اين عمل لذت مي برند، اين جنس مونث است كه مورد توجه مادي واقع مي گردد ؟!

ممنون از سئوالت ايليا ي عزيز

 

با اينكه چندي پيش مطلبي ررا خواندم كه در آن مردي در شمال تهران به خود فروشي مشغول است و از اين را كسب درامد مي كند

 

متاسفانه امروزه همه چيز رنگ خود را از دست داده اما اين مسئله بيشتر گريبانگير زنان است

 

قبل از هر چيز لازم به ذكر است كه من از شما بپرسم كه آيا فكر مي كنيد وقتي زني براي كسب درامد تن فروشي مي كند از اين عملش لذت مي برد؟؟؟؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

سميرا جان من اصلا قبول ندارم!

ببين من به زنان غير ايراني اصلا كار ندارم.. اما همه ميدونن زن ايراني خيلي خيليييييييييي هنر داره... غير اينه؟؟؟

حالا چرا خود فروشي؟؟ بره اين همه هنر هست... يكيشو انجام بده

كم هستن خانواده‌هايي كه دارن اين مدلي خونه و زندگيشون رو ميگذرونن؟؟

ميدوني چقد زنان با آبرو هستن كه دارن يتيم بزرگ ميكنن ، يكه و تنها،‌ به قول تو بيسواد و بدون هيچ پشتوانه‌اي!!! اما مثه مرد هستن... يعني مرد هستن.... واقعا به اينا ميشه گفت مرد

با آبرو نون حلال ميارن تو سفره‌هاشون

من اصلا قبول نميكنم كه كسي از روي ناچاري به خاطرِ يه لقمه نون و آبروش بره خود فروشي!!!!

سميرا جان آدمهاي فقير و ندار خيلي زيادن... يه نگاهي به دورت بنداز.... هستن كساني كه دارن از راه آبرومند نون در ميارن... چرا اونا خود فروشي نكردن؟؟

ميدوني، تقصير خودمونه... بعضي از ما آدما هميشه فقط ساده‌ترين راه رو انتخاب ميكنيم... و اين ساده‌ترين راه اكثرا و متاسفانه خطرناكترين هم هست!!!!

قبول دارم كه نداري خيلي بد درديه.... خدا براي هيچ كس نخواد كه جلوي خانواده‌اش شرمنده بشه... اما خود فروشي دليل فقر نيست.. من اينو اصلا قبول نميكنم

مهسا مي شه در مورد اين هنرها برامون بگي

اول چند تا شو نام ببر بعد تا جوابت رو بدم:girl_yes2:

 

و اينكه جدي فكر مي كني تنت رو به فروش نامردان گذاشتن كار ساده اييه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

اصلا مي توني تصور كني كه چطور با اين زنان برخورد مي شه؟فكر مي كني اين زنان از سر لذت اين كارو مي كنن؟؟؟؟:wubpink:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

كساني كه اين اعمال را به بهانه فقرشان انجام ميدهند متاسفانه در جامعه ديده مي شوند ولي اين توجيه خوبي براي اين مسئله نيست

اينگونه آدمها مگه تا چند سال ميتونند با اين عمل زندگي كنند مگه تاچند وقت آدمها جوان مي مانند

خيلي از اين دسته آدمها را هم كه در جامعه ميبينيم عاقبت خوبي ندارند و به بيراهه كشيده مي شوند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بله دليل خوبي نيست

اما خب شما پيشنهاد مي كنين چه بايد كرد؟:wubpink:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهسا مي شه در مورد اين هنرها برامون بگي

اول چند تا شو نام ببر بعد تا جوابت رو بدم:girl_yes2:

 

و اينكه جدي فكر مي كني تنت رو به فروش نامردان گذاشتن كار ساده اييه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

اصلا مي توني تصور كني كه چطور با اين زنان برخورد مي شه؟فكر مي كني اين زنان از سر لذت اين كارو مي كنن؟؟؟؟:wubpink:

 

ببين سميرا جان، خودتم خوب ميدوني كه كم نيستن، اما چند نمونه كه توي اطرافم دارم ميبينم و از وضعيت سخت زندگيشون مطلع هستم رو برات ميگم

خانمي رو ميشناسم كه 3تا يتيم داشت، دختر بزرگش دم بخت بود، هيچ مال و سرمايه‌اي هم نداشت... شوهر خدابيامرزشم هيچ چيز دنيوي نداشت كه به ارث بذاره!!

ميدوني اين خانم چيكار ميكنه زندگيش ميگذره؟؟؟ الانم دخترش رو عروس كرده، نوه دارم شده

1- ايشون توي يه مدرسه سرايدار شد... 2- براي مردم سبزي و مايحتاج زندگيشون رو پاك ميكرد و در عوض اينكه كلي زحمت ميكشيد نون حلال سر سفره ميبرد و هزاران كار مربوط به هنرهاي خانه‌داري انجام ميده تا زندگيش بچرخه!!!!

الانم بچه‌هاش بزرگ شدن، بازم با همين كارها داره زندگيش رو ميچرخونه!!! اين از اين خانم

دوم اينكه خانمهايي رو ميشناسم كه مثلا ترشي درست ميكنن و به مردم ميفروشن ... از اين قبيل كارها انجام ميدن و زندگي رو ميچرخونن

يه خانم ديگه هم هست... ايشون شوهر خدابيامرزش كه فوت كرد، 3تا بچه داشت، الان شكر خدا هر سه شون رو عروس و دوماد كرده... ميدوني از چه راهي زندگي رو گذروند؟؟؟؟؟

1- توي خونش يه كارگاه راه انداخته بود... يه دستگاه ماشين بافي گرفته بود و لباس ميبافت و به مردم ميفروخت... خيلي خيلي هم كارش عالي بود و لباسهاي ناز ميبافت و خودم مشتريش بودم

2- الانم يه نفر براش جنس مياره، هر چي كه بگيييي... لباس ، لوازم آرايش و ... و اييشون اينارو ميبره آرايشگاهها و خونه‌هاي دوست و همسايه و فاميل ميفروشه

خب اينا گناهه؟؟؟؟؟ يه زنِ يكه و تنها! هيچ كس كمكش نيست...

سميرا جان باورت نميشه اما با همين پولها يه جهازي به دخترش داد كه هزار تا از زنايي كه مرد بالا سرشونه نميتونن!!!

يه قرون از پولش حروم نيست.. تمامش با اين تلاشها و زحمتاي شبانه روزيشه

 

 

مثال زياد دارم... اين افراد رو خيلي خوب دور و اطرافم ديدم و ميبينم و حس ميكنم... اما بازم ميگم آدمي كه تن فروشي ميكنه، ساده‌ترين و خطرناكترين راه رو انتخاب كرده!!!

 

 

انسان اشرف مخلوقاته، خدا وقتي انسان رو آفريد به خودش احسنت گفت... از روح خودش به انسان دميد و به فرشتگانش گفت كه به انسان سجده كنن!!

حالا اين موجود خدايي يعني نميتونه انقد عقلش رو به كار بندازه، انقد از وجود و قدرت و بازوش استفاده كنه و نون حلال تو زندگيش بياره كه دست به هر كاري نزنه؟؟؟؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

این مطلب شاید ناراحت کننده باشه، اما بد نیست که عکس العمل سایر اعضای یک خانواده رو هم در قبال چنین موضوعی بدونیم. (حداقل به عنوان یک نمونه) شاید خیلی ها این راه رو به عنوان ساده ترین انتخاب کنند، اما برخی از روی استیصال تمام رو به این کار می آرن.

 

مموشک خانم، :icon_gol: آدم ها ظرفیت های مختلفی دارند. آیا می شه اطمینان داشت که اگر اون خانم (نوعا مثال می زنم) به فکرش نمی رسید که از راه سبزی خورد کردن امورات خودش رو بگذورنه، بازم در شرایط سخت تر پیش رو راه درست رو انتخاب می کرد ؟!!

 

 

نویسنده : یک وبلاگ نویس (منبع محفوظ)

توضیح اینکه نام پسری که این موضوع از زبان وی نقل شده، یکبار توسط نویسنده وبلاگ تغییر داده شده است.

 

 

چگونه بُغض فروخورده اش را فرياد خواهد زد؟ و كِي؟ «امين» را مي گويم. پسر ١٢ ساله اي كه برايم از خصوصي ترين راز دردناك زندگيش گفت. به عنوان یک روزنامه نگار٬ غالبا"اين منم كه بدنبال خبر و ماجرا مي روم ولي گاهي هم خبر و ماجرا به سراغم مي آيد! مثل اين ماجرای عجیب كه با يك s.m.s اشتباهي به سراغم آمد! ده دوازده روز قبل پيامكي روي تلفن همراهم گرفتم كه «فوري با من تماس بگير! مهمه!» شماره آشنا نبود اما بهتر ديدم تماس بگيرم.پسركي جواب داد و قبل از هر چيز حرفهايش را قطار كرد.گفت:«من امين پسر سيمين هستم. (اسامي را تغيير داده ام). اين s.m.s رو براي همه اسمهايي كه توي موبايل مامانم بود فرستادم تا به همه مشترياش بگم تو رو خدا ديگه بهش زنگ نزنيد.»

 

راستش فكر كردم شايد مادرش،فروشنده يكي از مغازه هاي محل باشد! اما يادم نمي آمد شماره ام را به فروشنده اي داده باشم.پرسيدم:« مادر شما چي ميفروشن پسرم؟» كمي مكث كرد.بعد با خجالت و آرام گفت: «تنش رو!» اولش شوكه شدم.(و بعدا" بيشتر شوكه شدم) اما به ظاهر بر خود مسلط شدم و به او اطمينان دادم مادرش را نمي شناسم و شماره را اشتباهي گرفته است. ظاهرا" او شماره ها را يواشكي از روي موبايل مادرش برداشته بود و حالا بدليلي كه خواهيد خواند؛ چند روزي است مادرش شماره تمامي افراد مربوط به اين ماجرا را از تلفنش پاك كرده و امين به كساني كه شماره شان را برداشته بود يا هنوز تماس مي گرفتند، تلفن كرده و از آنها خواسته ديگر مزاحم مادرش نشوند. اما شماره گيري اشتباهش، اين پيامك و خود امين را به من رسانده بود.در حقيقت نصيب من از اشتباه او در شماره گيري، فرصت آشنايي با او و درد بزرگش بود.اين است كه مي گويم گاهي خود خبر و ماجراها بدنبالم مي آيند.

 

هنوز از چيزي كه پسرك درباره مادرش گفته بود، بُهت زده بودم.«تنش رو مي فروشه»! باقي حرفهايش را ديگر نمي شنيدم. اما دست آخر چيزي گفت كه يقين كردم بايد او را ببينم! پيش فروش جسم!

 

***

 

هنوز نمي دانم اين پسر، چرا اينقدر زود بمن اطمينان كرد؟ اگرچه اطمينانش بيجا نبود و من واقعا" به قصد كمك به ديدنش رفتم. و اگرچه بعد از حدود ٩ روز،هنوز هيچ كمكي نتوانسته ام به او و خانواده اش بكنم.با اجازه خودش، ماجرا و اسامي را با مختصري «ويرايش و پوشش» نقل مي كنم تا نه اسمها و نه مكانها،هويت او را فاش نكنند.پس امين يك اسم مستعار است براي پسري كه مرا «امين» خود و امانتدار رازهايش دانست.پسري كه بعدا"دليل اعتمادش را گفت:«صداي شما، يه طوري بود كه بهتون اعتماد كردم.با اينكه چندتا مرد ديگه اي كه بهم زنگ زدن،فحش دادن و داغ كردن، اما شما عصباني نشدين و برعكس آرومم كردين.همون موقع حس كردم نياز دارم با يك بزرگتر حرف بزنم!يكي كه مثل پدر واقعي باشه.بزرگ باشه نه اينكه هيكلش گنده شده باشه!» حس كردم پسرك بايد خيلي رنج كشيده باشد كه اينطور پخته و بزرگتر از سنش حرف ميزند.

امين حدود ٢ ماه پيش فهميد مادرش، شروع به تن فروشي كرده است! مادرش كه «يك تنه» سرپرستي او و خواهر كوچكترش را برعهده دارد و زن جواني است كه امين مي گويد «زني معصوم مثل فرشته هاست».اما اگر شما جزو جمعيت پانزده ميليوني زيرخط فقر در اين مملكت نيستيد، لابد اينجا و آنجا شنيده ايد كه در اين سرزمين، خط فقر به چنان جايي رسيده كه فرشته هاي بسياري به تن فروشي مجبور و ناگزير شده اند! امين يك پسر ايراني است.ايراني. اين را حتي براي يك لحظه هم فراموش نكنيد. ثروت و غناي اين مملكت منظورم است نه مليت!

 

امين از روز اولي كه مادرش بالاخره مجبور شد تن فروشي كند و به خانه دو پسر پولدار و نشئه رفت،خاطره سياهي دارد.خودش مي گويد خاطره سياه! و اين جمله اي نيست كه يك بچه ١٢ ساله معمولي به كار مي برد، حتي اگر مثل او باهوش و معدل عالي هم باشد! اما غم، هميشه مادر شعر است.اندوه،مادر سخناني است كه گاهي به شعر شبيه اند! و گاهي خودِ شعرند...

 

***

 

امین گفت آن روز مادرش ديگر ناچار بود، زيرا:«هيچ هيچ هيچ راهي براي سير كردن من و خواهر ٨ ساله ام سراغ نداشت»! مادر بيچاره و مستأصل،پيش از رفتن به خيابان و شروع فحشاء، حتی نماز هم خوانده بود و این طنز سیاه روزگار ماست. او كلي با خدايش حرف زده و نجوا کرده بود! شايد از خدا اجازه خواسته تا اين گناه ناگزير را انجام دهد! يا شايد پيشاپيش استغفار و توبه كرده! كسي نمي داند! شايد هم خدايش را سرزنش مي كرده است!کاش می شد فهمید او با خدا چه ها گفته است؟ در شبی که قصد کرده برای نجات فرزندانش از زردی و گرسنگی، به آن عمل تن دهد.اين سئوال بزرگ همیشه در ذهن من هست كه آن بانوي مستأصل، با خدا چه ها گفته است؟

 

به قول امين، مادرش با دلزدگی و اشکی که تمام مدت از بچه هایش پنهان می کرد،کمی به خودش رسید و خانه و خواهر كوچكتر را به امين سپرد و رفت! امين مطمئن شده بود مادرش تصميم سخت و مهمی گرفته است.چون در آخرين نگاه، بالاخره خيسي چشمان مادر بيچاره را ديده بود. چند ساعتي گذشت. خواهرش خوابيد ولي امين با نگرانی،چشم به راه ماند:«حدود ١٢ شب مامانم كليد انداخت و اومد تو! ظاهرش خیلی کوفته و خسته تر از وقتاي ديگه ای بود كه براي پيدا كردن كار يا پول یا خريدن جنس قرضي بيرون مي رفت و معمولا" سرخورده و خسته برمي گشت. مانتوش بوي سيگار مي داد.مادرم هيچوقت سيگار نمي كشه.با اینکه نا نداشت،ولي مستقيم رفت حمام. رفتم روسري و مانتوشو بو كردم. مطمئن شدم لباسهاش بوي مرد ميدن.از لاي كيفش يه دسته اسكناس ديدم! با اینحال يهو شرم کردم.از اينكه درباره مامان خوبم چنين فكر بدي كرده ام، از خودم خجالت كشيدم.گفتم شايد توي تاكسي،بوي سيگار گرفته باشد! گفتم شايد پولها را قرض كرده باشد! اما يهو از داخل حمام، صداي تركيدن یه چیز وحشتناك بلند شد. بُغض مامان ترکید و های های گریه اش بلند شد...»

 

***

 

دو مرد جواني كه در آن شب، فقط به اندازه اجاره ٢ماه خانه خانواده امين، گراس و مشروب و مخدرمصرف كرده بودند، طبیعتا" آنقدرها جوانمرد نبودند كه از يك مادر مستأصل بگذرند و او را بدون آزار و با اندكي كمك و اميدبخشي از اين كار پرهيز دهند.(شايد مي توانستند كمكي به او كنند و يك شب از خوشگذراني، چشم بپوشند!) امين از آن شب که مادر را مُجاب کرد با او صادق باشد و همه چیز را از او شنید،دنیای متفاوتی را پیش روی خود دید. بقول خودش این اتفاق،یک شبه پیرش کرد.او دیگر نه تمرکز درس خواندن دارد و نه دلزدگی و بدبینی،چیزی از شادابی یک نوجوان دوازده ساله برای او باقی گذاشته است.امین آينده اي بهتر از اين براي خواهر كوچكش نمي بيند که روزی،به زودی، او نیز به تن فروشی ناگزیر شود.

 

چند بار؟ چند بار كبودي آزار مردان غریبه را روي بازوها و پاي مادرش ديده باشد،كافي است؟ چند بار ديوانه شدن و به خروش آمدن مادرش را ديده باشد، كافي است تا امين بالاخره چنان تصميمی بگيرد؟ امين كليّه خود را به معرض فروش گذاشته است.اما می گوید تا می بینند بچه ام،پا پس می کشند و گواهی از بزرگترهایم می خواهند:«نه! اینطور نمی شه!» امین می خواهد بداند آیا می تواند کار بزرگتری بکند؟ کاری که مادر فرشته خو و خواهرکش را، برای همیشه از این منجلاب نجات بدهد؟ او واقعا" دارد تحقيق و بررسی مي كند كه آيا مي تواند اعضاي بدنش را تك به تك پيش فروش كند؟ و آيا مي تواند به كسي اطمينان كند كه امانتدارانه، بعد از مرگش، اعضايش را تك به تك به بيماران بفروشد و پولشان را بگیرد و با امانت داری به مادر و خواهرش بدهد؟و (دارد بررسي مي كند) که چگونه مرگی، کمترین آسیبی به اعضای قابل فروش بدنش خواهد رساند؟ تصادف؟ سم؟ سیم برق؟

 

شايد براي يافتن آن فرد امانتدار، او حاضر شد راز بزرگش را به من بگويد.مني كه كشش درك انجام چنين كاري را از يك پسربچه نداشتم (و ندارم) تا آنكه از نزدیک ديدم.و وقتی دیدم، آرزو کردم که ای کاش روزگار از شرم این واقعه، به آخر می رسید.

 

***

 

از او خواسته ام فرصتي بدهد شايد بتوانم فكري كنم.شاید راهی باشد.از وقتي كه با حرفه ام (روزنامه نگاري) آشناتر شده،اصرار دارد من اين مسئوليت را قبول كنم و «وكيل بدن» او شوم! خودش اين عبارت را خلق كرده. وكيل بدن! ذهن اين پسر دوست داشتني، سرشار از تركيبهاي تازه و کلمات بدیع و زيباست.شايد اين هم از نشانه هاي همان پيري زودرس باشد كه امين مي گويد. در شروع، سئوالم اين بود كه امين ١٢ ساله كِي و چطور بُغضش را فرياد خواهد زد؟ و حال مي پرسم وقتي بُغض او و امثال او تركيد،اين جامعه ما چگونه جامعه اي خواهد شد؟ و چه چيزي از آتش خشم فریاد امثال امين در امان مي ماند؟

 

ذهنم بيش از گذشته درگير اين نوع «بدن فروشي» (يا پيش فروش جسم) شده و كار اين پسر را، يك فداكاري پيامبرانه مي دانم كه پيام بزرگي براي همه ما دارد.این روزها دائم دارم به راهها فکر می کنم.آیا راهی هست؟

 

 

 

:icon_gol:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
amin 202 مهمان

چه فقری؟

چه فحشایی؟

کی گفته ما فقیر تو جامعمون داری؟

ما که تورم نداریم،ما که یکی از ثروتمند ترین کشورهاییم...اینا همش توطئه امریکا و اسرائیله!:icon_pf (34):

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شبی مست رفتم اندر ویرانه ای

ناگهان چشمم بیافتاد اندر خانه ای . . . نرم نرمک پیشرفتم

در کنار پنجره تا که دیدم صحنه ی دیوانه ای

پیرمردی کور و فلج درگوشهای

مادری مات و پریشان همچنان پروانه ای

پسرک از سوز سرما میزند دندان بههم

دختری مشغول عیش و نوش با بیگانه ای

پس از ان سوگند خوردم مست نروم بر درخانه ای

تا که بینم دختری عفت فروشد بهر نان خانه ای

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

گسترش بازار جنسی در امارات و پاکستان

همسایگان خریدار دختران ایرانی

در روز های اخیر یک سایت خبری نزدیک به راستگرایان گزارشی از تن فروشی برخی دختران ایرانی در امارات متحده عربی منتشر کرده است که بر اساس آن"دختران ایرانی بالاترین قیمت و خواهان را در بازار قاچاق دختران و زنان در کشور امارات متحده عربی دارند".

 

سایت خبری عارف نیوز در گزارش خود براین نکته تاکید کرده که:"هم اکنون شیوخ عرب بیشترین پول را برای دختران ایرانی پرداخت می‌کنند و علاقه‌مند هستند این دختران بین 14 تا 20 سال سن داشته باشند". این گزارش می افزاید: "بعد از دختران ایرانی، دختران لبنانی و برخی کشورهای عربی شمال آفریقا قرار دارند و از زنان کشورهای آسیایی میانه و اروپای شرقی بیشتر در دیسکوها و مراکز فحشای مخفی درهتل‌ها و کاباره های دبی استفاده می شود".

 

بر اساس این گزارش ایرانیان مقیم امارات در این خصوص گفته اند که "شناسایی و دستگیری زنان رابط قاچاقچیان زیاد مشکل نیست و می‌توان به راحتی آنها را در تهران شکار کرد اما نمی‌دانیم چرا اجازه می‌دهند آنها با رفت و آمد آزاد به کشور، دختران جوان را شکار کرده و به منجلاب فساد بکشانند".

 

سال پیش یک خبرگزاری داخلی گزارشی از حراج دختران ایرانی در امارات متحده عربی منتشر کرد که همزمان با واکنش های شگفت زده درباره آن ، مقامات قضایی و انتظامی کشور آن را تکذیب و حتا منبع انتشار این خبر را مدتی به خاطر نشر اخبار کذب و تشویش اذهان عمومی، بازداشت کردند.

 

فرشتگان سیاه بخت

گزارش خبر گزاری سازمان ملی جوانان باعنوان "فرشتگان سیاه بخت" برای اولین بار خبر از حراج دختران ایرانی در فجیره داد. همزمان با انتشار این گزارش، دادستانی تهران هم خبر از کشف و نابودی سه باند قاچاق دختران ایرانی به کشور های حاشیه خلیج فارس داد. در همان روز ها بسیاری از روزنامه های داخلی گزارش هایی در این باره منتشر کردند. اما اندکی بعد سیدعظیم حسینی، مدیرکل مبارزه با مفاسد اجتماعی نیروی انتظامی، در جمع خبرنگاران حاضر شد و حراج دختران ایرانی در فجیره را شدیدا تکذیب کرد و گفت: "هدف از انتشار این خبر سیاه ‌نمایی جامعه ایرانی و سوء استفاده بوده است." او این را هم گفت که: "انتشار این خبر از سوی برخی مطبوعات و رسانه‌های خارجی به باورهای مردم لطمه زده است". وی تصریح کرد: "فعالیت‌های فسادآمیز به شکل سازمان یافته در کشورهای غیراسلامی به عناوین مختلف وجود دارد ایران جزو نوادر کشورهایی است که با این گونه پدیده‌ها به شکل اصولی برخورد می‌کند".

 

او هم چنین به جای پاسخ دادن به سئوالات خبرنگاران و تشریح نحوه برخورد نیروی انتظامی با مسئله قاچاق زنان و دختران ایرانی، مصطفی بن یحیی منبع این خبر را "شخصی جنجالی و بی‌توجه به ابعاد اجتماعی جامعه" دانست، و ادعا کرد که "این فرد در دایره فساد و فحشا در آسیای میانه نقش داشته است". حسینی از بازداشت بن یحیی خبر داد و افزود: این فرد که یک شهروند ایران است، به اتهام تشویش اذهان عمومی با دستور مقام قضایی بازداشت شده و پرونده وی در حال بررسی است".

 

همزمان با این تکذیب نیروی انتظامی از دستگیری 25 نفر طی سال 83 در ارتباط با قاچاق دختران به کشورهای عربی نیز خبر داده بود و چند روز بعد، محمد باقر قالیباف فرمانده وقت نیروی انتظامی به خبرنگاران گفت:" رسیدگی فوری به این موضوع را در دستور کار خود قرار داده ام".

 

بازتاب انتشار گزارش حراج دختران در امارات، حتا به بالا ترین مقامات رسمی نیز کشیده شد، رییس جمهور خاتمی هم وارد میدان شد و اعلام کرد:"ما از این مساله نگرانیم و این در حالی است که از همین کشورها، کالاهایی که خود می توانیم در داخل تولید کنیم وارد می کنیم. " او البته خبر حراج دختران ایرانی در امارات را تکذیب کرد و گفت: "این مساله یک دروغ است و من به عنوان رییس جمهور شایعه حراج دختران ایرانی را لحظه به لحظه و نقطه به نقطه پی گیری کردم و پس از بررسی های گسترده مشخص شد که این یک دروغ و ناشی ازجنگ روانی علیه حیثیت و عظمت مملکت اسلامی است" . اما چند روز بعد رحیم عبادی رییس سازمان ملی جوانان خبر داد که به دستور خاتمی کمیته ویژه ای از ماموران اطلاعاتی برای پیگیری ماجرای حراج دختران تشکیل شده است.

 

قاچاق دختران ادامه دارد

با وجود آن که مسولان رسمی در آن زمان حکایت حراج دختران ایرانی را تکذیب کردند اما هیچ گاه قاچاق دختران و وجود بازاری جنسی از اتباع ایرانی در شیخ نشین های جنوب خلیج فارس تکذیب نشده و بسیاری از آگاهان وجود چنین پدیده یی را تایید می کنند. آنها معتقدند که گسترش فقر، روز به روز ابعاد قاچاق دختران را گسترده تر و پیچیده تر کرده است.

 

یک جامعه شناس در این باره می گوید: "هرچه پیش می رویم شکاف طبقاتی عمیق تر می شود. یک طرف ثروتمندان قلیل قرار دارند و در طرف دیگر فقرا که تعدادشان روز به روز بیشتر می شود. در چنین شرایطی معلوم است که برخی از دختران جوان برای رسیدن به معیشت و دخل وخرج شان به سوی تن فروشی هم پیش می روند، همان طور که برخی پسران جوان به سوی سرقت و مواد مخدر و خلاف های دیگر". این کارشناس می گوید "برای به دست آوردن آمار تقریبی فحشا کافی است به آمار سرقت ها کنید. به همین نسبت هم می توان حدس زد که چقدرتن فروشی افزایش یافته، چرا که این ها با هم نسبت مستقیم دارند".

 

این استاد دانشگاه تهران می گوید: "اگر ده درصد زنانی که به تن فروشی می پردازند توسط باندهای قاچاق به کشورهای عربی بروند، آن وقت می شود آمار قاچاق زنان به این کشورها را بسیار بیشتر از آن چیزی دانست که برخی خبرگزاری ها منتشر کرده اند".

 

کارشناسان انتظامی و قضائی بارها گفته اند که بسیاری از دختران مورد نظر با رضایت خود و خانوادهایشان و با مدارک قانونی برای دوره های دو یا سه ماهه به کشورهای عربی سفر و در آن جا با تن فروشی کسب در آمد می کنند.

 

مرجان سخاوتی یکی از کسانی که تحقیقاتی درباره قاچاق زنان انجام داده، چندی پیش در مصاحبه یی فعالیت هایی را که علیه مبارزه با قاچاق انسان در کشور صورت می گیرد ناکافی دانسته و دلایلی همچون بیکاری، فقر، عدم برنامه ریزی مناسب برای جوانان، نا آگاهی و کم سوادی را از جمله علت های افزایش قاچاق دختران اعلام کرده بود.

 

پژوهشی که توسط انجمن دفاع از قربانیان خشونت درسال 82 انجام شد، نشان می دهد قاچاق زنان و دختران از استان های مرزی به کشورهای حاشیه خلیج فارس، امارات متحده عربی، پاکستان، افغانستان و همچنین به طور محدودبه کشورهای اروپایی و آسیایی رو به افزایش است.

 

آمارها همچنان محرمانه اند

مقامات رسمی البته تاکنون آماری از تعداد زنانی که در کشورهای دیگر به تن فروشی مشغولند منتشر نکرده اند اما آمارهای منتشر شده از سوی انجمن ذفاع از قربانیان خشونت نشان می دهد که" فقط ماهانه 45 دختر 16 تا 25 ساله ایرانی در کراچی توسط افراد ثروتمند خریداری می شوند".

 

پژوهش های این انجمن نشان می دهد "قاچاق انسان در کشور، عمدتا از دو مسیر متفاوت انجام می گیرد. پاکستان و امارات جنوب خلیج فارس که در این هر دو منطقه معمولا دختران 16-10 ساله برای دو مناسبت عید فطر و قربان در مراسمی به نام "حلفه" به فروش می رسند. یعنی که خریداران عمدتا مسلمان هستند.

 

اغلب دختران ایرانی، که در بازار جنسی جنوب خلیج فارس کار می کنند، نه تنها نسبت به جایگاه و شغل خود آگاهی دارند که کاملا به طور رسمی و با هدف معلوم وارد این کشورها می شوند. اما در باره پاکستان این موضوع متفاوت است. یکی دیگر از کارشناسان با توجه به تحقیقاتی که درباره قاچاق دختران ایرانی به پاکستان انجام داده،اعلام کرده است که: "99 درصد دخترانی که در بازار پاکستان فروخته می شوند از خانواده هائی هستند که در حاشیه شهرها سکونت دارند. اغلب پدران این دختران معتاد هستند که 90 درصد آنها به شغل های کاذب مشغولند .سن این دختران نیز از 7 سال تا 14 سال است. قاچاقچیان پس از خرید این دختران از پدرانشان، ابتدا آن ها را بعنوان فرزند خوانده قبول کرده و بعد از 10 سالگی به سمت پاکستان برای کار و بردگی جنسی روانه می کنند".

 

بر اساس این تحقیق که حاصل گفت وگو با 15 دختر نوجوان است که مدتی را در پاکستان گذرانده اند: "دختران از طریق تایید سطحی یکی از آشنایان دختر توسط خانواده پسران خواستگاری می شود. سپس شیر بهایی به خانواده عروس می دهند و به بهانه اینکه مراسم عروسی در زاهدان برگزار می شود، با مینی بوس و با دست و پای بسته این دختران را از مرز خارج می کنند. و جالب اینکه هیچگاه در هیچ ایستگاه ، پلیس هویت این دختران از رانندگان وسایل نقلیه نمی پرسد. بعد از انتقال به پاکستان، آنها یکی دو روز در میان خانواده پسر می مانند و بعد بهره کشی جنسی آن ها آعاز می شود.

 

گزارش انجمن دفاع از قربانیان خشونت نشان می دهد که اگر در هر مرحله ای مقاومتی از سوی دختران ظاهر شود باواکنش پرخاشگرانه و خشونت خانواده پسر مواجه می شوند. نوع کار این دختران نیز بیشتر بهره کشی جنسی با مردانی است که اعضای خانواده داماد به خانه می آورند. کنترل دختران آنقدر شدید است که امکان فرار آن ها میسر نیست".

 

همه ماجرا این نیست

این، اما همه ماجرا نیست. به گفته برخی از کارشناسان تا وقتی مقامات رسمی با شناسائی پدید به تهیه آماری درباره این بازار قاچاق دست نزنند، ابعاد فاجعه ای را که روز به روز گسترده تر می شود.

سال پیش به دنبال انتشار اسامی هشت ایرانی، از سوی عفو بین الملل، که در زمینه قاچاق دختران به امارات جنوبی خلیج فارس فعال بودند، محافل مخالف جمهوری اسلامی از دست داشتن بعضی از شخصیت های متنفذ در حوادثی مشابه خبر دادند.

 

این اخبار ظاهرا از نمونه هائی مانند خانه ریحانه در کرج مایه می گیرد که دو سال پیش دادگاه متهمان آن برگزار شد. این ماجرا سال 79 در جریان پیگیری های خانواده یک دختر فراری به وسیله ماموران اطلاعاتی فاش شد. ماموران پس از دستگیر و اعتراف دو تن از ماموران محلی به مرکزی به نام "خانه ریحانه" رسیدند که برای اسکان موقت دختران فراری تاسیس شده بود. یکی از قضات دادگاه انقلاب کرج و مسوول خانه ریحانه در تحقیقات بعدی دستگیر و محکوم شدند.

 

نمونه دیگر مربوط به داستان افسانه نوروزی بود که بعد از کشته شدن فرمانده انتظامی منطقه کیش توسط وی که به تن فروشی اشتغال داشت، آشکار شد که ارتباطی مشکوک بین فحشا و فرماندهان نظامی و انتظامی مناطق جنوبی وجود دارد.

 

اینک باید منتظر شد و دید دولت محمود احمدی نژاد که با شعار رفع فقر و فساد بر سر کار آمده و در مسائل اعتقادی خود را متعصب تر نشان می دهد، در پاسخ به دختر دانشجویی که چند روز پیش در پای صفحه مربوط به خبر قیمت دختران ایرانی در سایت آفتاب پیغام تلخی را نوشته چه خواهند کرد.

 

آن دختر در پیغامش نوشته:" من یکی از این دختران هستم که در دوبی به این روز افتاده و امروز زندگی بدی دارم و باید بدانید اینهمه تسهیلاتی که امارات برای ایرانیان بوجود آورده بدون برنامه نیست ... ما پول زندگی و دانشگاه و خرج خانواده را با 3 ماه ویزای توریستی که بعضی از آقایان خاص و با نفوذ برای ما از ایران میگیرند در میاوریم . در ایران هم هر جا که برای کار میرویم باید با مدیر عامل به دوبی بیاییم یا با خودش باشیم وگرنه اخراج میشویم . فساد در همه جا رواج پیدا کرده است حتی بعضی از دوستان من که در یک حراج شرکت کرده بودند، بعد سر به نیست شدند.

خانه از پای بست ویران است".ْ

اینم عاقب دختر ایرانی:ws37::jawdrop::byesad:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کلاهشون رو بزارن بالاتر اونهایی که.....

اگه خود فروشی نکنند اون دخترها به بهانه های مزخرف مثل عدم تمکن مالی هرگز اینجوری نمیشه.

مگه اینهمه خلق که مشکل دارن خودفروشی می کنند. راست میگه این مموشک که اصلاً فقر دلیل خوبی برای خود فروشی نیست.

آدم خیلی باید بی دین و کوته نظر باشه که یه همچنین گناهی کنه.

اون دختر هم بیخود کرده که گفته من در دبی هستم و به این روز افتادم.

موقع خودفروشی و تن دادن به یه سوسمار خور لذت میبری و بعد از اون میش بدبخت؟؟؟!!!!

کلاهشون رو بزارن بالاتر اونهایی که میگن حجاب نه.

کلاهشون رو بزارن بالاتر اونهایی که دم از مدرنیته و لیبرالیسم میزنند.

کلاهشون رو بزارن بالاتر که اصالت پول و مدرن بودن کشورهای نجسی مثل آمریکا رو برمی تابند.

کلاهشون رو بزارن بالاتر اون کسانی که داعیه آزادی دارن. نه آزادگی

این گناه تقصیر خانواده های ایرانی و مسئولین و به خصوص دختران ایرانی است.

مگه پسری جرأت داره برای ازدواج به دختری نزدیک بشه؟؟؟؟!!!!!

1- خانه

2- ماشین

3- کار با درآمد زیاد

4- دماغ عمل کرده

5- جدایی از خانواده پدر و مادر شوهر

6- با کلاس بودن و بروز بودن با مد.

7- جرأت نداری جیک بزنی؟؟؟!!!! مهریه خانم به سال تولد اونهم میلادی چون هم با کلاسه و هم زیاد.

و هزار و یک مورد دیگه.

معذرت میخوام من خودم به عنوان یه پسر مگه مغز.... خوردم یا عقلم رو از دست دادم که ازدواج کنم.

چند حالت داره:

1- مجرد باشیم و هر روز گناه کنیم.

2- بریم مثل بعضی ها قانونی هر شب با یکی صیغه باشیم.

3- مثل آدم های ..... هر شب یه مخ بزنیم و .....

4- تا 60 سالگی 1 هزارم 7 مورد ذکر شده رو فراهم کنیم.

5- خدا میدونه.........

 

جمش کنید آقا شورشو درآوردین.

این گناه به گردن پدر و مادر ها و خانواده ها و دخترهاست.

با سخت گیری هاشون.

با دک و پزهای بیخودی.

با افاده هاشون و.....

من خودم یه جایی رفتم چنان زدن تو دهنم که تمام دندون هام ریخت تو دهنم.

حالا میرن به جماعت عرب...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
کلاهشون رو بزارن بالاتر اونهایی که.....

اگه خود فروشی نکنند اون دخترها به بهانه های مزخرف مثل عدم تمکن مالی هرگز اینجوری نمیشه.

مگه اینهمه خلق که مشکل دارن خودفروشی می کنند. راست میگه این مموشک که اصلاً فقر دلیل خوبی برای خود فروشی نیست.

آدم خیلی باید بی دین و کوته نظر باشه که یه همچنین گناهی کنه.

اون دختر هم بیخود کرده که گفته من در دبی هستم و به این روز افتادم.

موقع خودفروشی و تن دادن به یه سوسمار خور لذت میبری و بعد از اون میش بدبخت؟؟؟!!!!

کلاهشون رو بزارن بالاتر اونهایی که میگن حجاب نه.

کلاهشون رو بزارن بالاتر اونهایی که دم از مدرنیته و لیبرالیسم میزنند.

کلاهشون رو بزارن بالاتر که اصالت پول و مدرن بودن کشورهای نجسی مثل آمریکا رو برمی تابند.

کلاهشون رو بزارن بالاتر اون کسانی که داعیه آزادی دارن. نه آزادگی

این گناه تقصیر خانواده های ایرانی و مسئولین و به خصوص دختران ایرانی است.

مگه پسری جرأت داره برای ازدواج به دختری نزدیک بشه؟؟؟؟!!!!!

1- خانه

2- ماشین

3- کار با درآمد زیاد

4- دماغ عمل کرده

5- جدایی از خانواده پدر و مادر شوهر

6- با کلاس بودن و بروز بودن با مد.

7- جرأت نداری جیک بزنی؟؟؟!!!! مهریه خانم به سال تولد اونهم میلادی چون هم با کلاسه و هم زیاد.

و هزار و یک مورد دیگه.

معذرت میخوام من خودم به عنوان یه پسر مگه مغز.... خوردم یا عقلم رو از دست دادم که ازدواج کنم.

چند حالت داره:

1- مجرد باشیم و هر روز گناه کنیم.

2- بریم مثل بعضی ها قانونی هر شب با یکی صیغه باشیم.

3- مثل آدم های ..... هر شب یه مخ بزنیم و .....

4- تا 60 سالگی 1 هزارم 7 مورد ذکر شده رو فراهم کنیم.

5- خدا میدونه.........

 

جمش کنید آقا شورشو درآوردین.

این گناه به گردن پدر و مادر ها و خانواده ها و دخترهاست.

با سخت گیری هاشون.

با دک و پزهای بیخودی.

با افاده هاشون و.....

من خودم یه جایی رفتم چنان زدن تو دهنم که تمام دندون هام ریخت تو دهنم.

حالا میرن به جماعت عرب...

 

لطفا از بحث خارج نشويد

الان بحث سر ازدواج يا مشكلات آن نيست

پيرامون موضوع بحث را ادامه مي دهيم

ممنونم:rose:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...