رفتن به مطلب
- Nahal -

.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.

پست های پیشنهاد شده

مهره تسبیح میدی دونه 100 تومن ؟ :w000:

همینه میگن خدا به هیچکی ظلم نمیکنه این مردم هستن واسه همدیگه ظلم میکنن:whistles:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

از تصادف متنفرم . . .

 

اونایی که میرن راحت میرن . . . بدون درد . . . بدون مریضی . . .

 

اما اطرافیان تو شوکه رفتن اونا می مونن . . .

 

همیشه می گن اون که حالش خوبه خوب بود . . . اونکه چیزیش نبود . . .

 

بعد مدام با خودت می گی اینا همه خوابه . . .

 

اون زندس . . .

 

همین اطرافه . . . می یاد . . .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دیروز بــــــــــود

امروز نیســــت

:hanghead:

نمیدونم چی بگم

امیدوارم روحش در آرامش باشه5c6ipag2mnshmsf5ju3z.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو کتاب ادبیات زمان ما (متولدین دهه شصت) یه داستانی بود به اسم کباب غاز اثر محمد علی جمالزده.

نمیدونم دهه هفتادی هم این داستان رو داشتن یا نه.

 

زمان مدرسه که این داستان رو اولین بار سر کلاس میخوندن، ظهر بود گرسنه بودم، بدجوری، این داستان که خونده میشد کباب غاز با آلو، چرب، حمله میهمان های منتظر دعوت، قشنگ دلم به لرزه میوفتاد. :sad0:

 

از اونزمان خوردن کباب غاز با آلو برام عُقده شده، کسی آدرس جایی که این غذا رو میفروشن بهم بگه تو پ.خ

 

قیمتش هم هرچقدر بود مهم نیست، میخوام این عقده خوردن کباب غاز با آلو رو از سرم بیرون کنم. hanghead.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

موجم این بار چنان کشتی طاقت بشکست

که عجب دارم اگر تخته به ساحل برسد

 

- بن بست

خرابکاری

تا کشیدن آخرین آجر دیگه چیزی نمونده ):(:

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

فردا تولد شناسنامه ای منه ...

اینو یکی از دوستای خیلی خیلی خوبم برام فرستاده [FLASH=width=200 heigh=1]

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
[/FLASH]

 

ممنونم دوست جونم ... :hapydancsmil:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تصادفه اتوبان قم تهران....امروز افکارم ریخته بهم!همش به اونایی که منتظرشون بودن فک میکنم...

خدایا به همه صبر بده...

مراقب همه مسافرا هم باش:sigh:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

امروز عجب روزی بود هم تلخ و هم شیرین

ولی شیرینیش بیشتر بود پس بهتره تلخی ها رو فراموش کنیم

 

خیلی خوبه که خواب باشی و یکی زنگ بزنه و با کلی ذوق و شوق بهت یه خبر خوش بده

شادی اون طرف خط چنان بهت منتقل میشه که دلت می خواست اونجا باشی و باهاش همراهی کنی (مثلا بپری بالا و پایین)

 

امروز کلا تلفن وسیله خوبی به نظرم رسید

اولیش خبر خوشی بود که شنیدم و دومیشم یه نوبت گرفتن بود که خیلی راحت وقت دادن (عجیب بود)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

.

بچه ها متاسفانه خبر دارم شدم که خانم مهدیه سعید رتبه یک کنکور برنامه ریزی شهری سال 91 متاسفانه در حادثه واژگونی اتوبوس اصفهان به تهران قرین رحمت خدا قرار گرفته

فقط همینو کم داشتم

خدا رحمتش کنه!

خدایا شکرت:sigh:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بعضی وقتا باید به در زد که دیوار بشنوه...امیدوارم دیوارش گوش شنوا داشته باشه :ws37:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوستم رفته پیش فالگیر... فالگیره در مورد منم براش صحبت کرده...

گفته این روزاش داره سخت میگذره...حالا اونم گیر داه چرا داره سخت میگذره...:sigh:

به فال اعتقاد ندارم... اما همینکه فهمیدم1 آدم منو ندیده حال این روزامو میدونه حسم بدتر شده...

 

اصن تلقین این چند ساعته که واقعا راس راسی این روزام چقدر داره بد پیش میره حالمو بدتر کرده...:sigh:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

افکار بعضی آدما : باید گند ترین اخلاقتو به طرف مقابلت نشون بدی تا ببینی چقد می خوادت :w58:

جواب من تو دلم : وقتی گذاشت رفت بهت می گم چقدر می خوادت:hrqr6zeqheyjho1f9mx

 

من نمی فهمم این حرفا و این افکار یعنی چی؟:thk:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تنهاییم عالمی داره ها:banel_smiley_4:...یاد این خاطره افتادم

آهنگ اس ام اس کار دستم داد !!!

مدرک: لیسانس بعد صدای اس ام اس

میگ میگ قییییییییییییییییییییییییژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژ

03.gifنمیدونم چرا من بزرگ نمی شم03.gif

(فک کنم گفت مملکت مارو ببین با این مهندساش)

05.gif

بی خیال خدا > فرصت بدی بیشتر هم میخندیم

کوچکی عالم بهتری دارد

11.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خدایا شکرت

خدایا شکرت

خدایا شکرت

خدایا شکرت

خدایا شکرت

خدایا شکرت

:hapydancsmil::hapydancsmil:hapydancsmil.gifhapydancsmil.gifhapydancsmil.gifhapydancsmil.gifhapydancsmil.gifhapydancsmil.gifhapydancsmil.gif

hapydancsmil.gifhapydancsmil.gifhapydancsmil.gifhapydancsmil.gifhapydancsmil.gifhapydancsmil.gif

hapydancsmil.gifhapydancsmil.gifhapydancsmil.gifhapydancsmil.gif

 

بچه ها مرسی، خیلی مرسی:sad0:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به یه مشکلی برخورده بودیم که به بچه ها گفتم تا امشب یه جوری حلش میکنم

آخه منظورم این بود که از یه کسی که بلده میپرسم و راهنمایی میخوام

اما اما ...

از شانس قشنگم درست انگاری همین امروز باید بفهمم این دوست گرامی دیگه قصد اومدن به انجمن رو نداره

اصلا فکرشم نمیکردم با صفحه خداحافظی تو پروفایلش رو به رو بشم

به هر حال برای خودش دلیل داشته و دلیلش محترمه

براش آرزوی موفقیت میکنم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خداروشکرت ...

بازم مثل همیشه یه لبخند دیگه زدی :icon_redface::icon_gol:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وااااییی الان باید باور کنم که قراره سمفونی های بتهوون رو بخونیم ؟ :w58: خدایا یعنیییی من الان دارم رویامو زندگی میکنم؟؟؟؟آرهههههههه؟؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اول که از خدا میخوام همه مریضا رو شفا بده + یه روحیه شاد بهشون

 

داشتن یک روحیه خوب یه نعمته مخصوصا تو مریضی ها ...

 

امروز رفته بودم بیمارستان عیادت یه آشنای دور که یه 20 دقیقه ای آنجا بودیم !

همون 20 دقیقه کلی روحیه گرفتم :icon_redface:

به جز مریض ما تو اتاق 2 خانم بیمار بودن که یکیشون فوق العاده با انرژی اول که رفتیم دکتر مرخصش کرده بود داشت حاضر میشد که بره و با وجود اینکه قلبش درد میکرد از این ور به اونور میرفت ... با وجودی که دلش نمیخواست بره ! و همش میگفت کاش امشبم اینجا بمونم :w58:

 

حالا صف دختر و نوه هاش به راه بود و هوای بیمارستانم که خراب ولی ....

 

دیگه داشت میرفت خدافظی کرد و به هم تختی هاش گفت که این چند وقت خیلی خوش گذشته بهش و خیلی خوب اونارو اذیت کرده :w58:و حلالش کنن حالا اینام از ته دل میخندیدن :icon_redface:

 

امیدوارم دیگه پاشون به بیمارستان باز نشه و همیشه سلامت باشن :icon_gol:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...