رفتن به مطلب
- Nahal -

.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.

پست های پیشنهاد شده

یکی از دوستان پیامی به من داد که خیلی قشنگ بود همینجا میذارمش:

خدایااین همه روزه بگیریم, گشنگی بکشیم, آخرشم پول بدیم تا قبول شه !؟آخه این چه مهمونی بود !؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یه لحظه شنیدم داشت میگفت تو خارج اسم انتخاباتو بیاری میبرن زندانیت میکنن:banel_smiley_4:

برفرض محال محال محال درست میگه پس این پست دوستمون چیه؟#11 آیا دروغه؟

تصور اینکه بگن هیچی نمیفهمین خیلی بده خیلی توهین آمیزه مارو چی فرض کردن؟یعنی اینقدر از دنیا بی خبریم که باور کنیم این حرفارو؟

سکوت میکنم فقط.......

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اگر زندگی رو برای خودت جهنم دیدی.....سعی کن پخته بیرون بیای.....وگرنه سوختن رو همه بلدن....

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سی روز روزه گرفتیم شاید سی روز گنه کمتر کردیم

برای سحر بیدار شدیم

نماز صبح سر وقت خوندیم

تشنگی کشیدیم

گشنگی کشیدیم

انتظار شنیدن اذان کشیدیم

سی روز توی گرما روزه گرفتیم

سعی کردیم کمک کسی کنیم

قرآن ختم کردیم

شب قدر گریه کردیم و از خدا بخشش خواستیم

توبه کردیم و حلالیت طلبیدیم

 

حالا اون سی روز تمام شده

میتونیم همو درک کنیم برای تمام ایام سال؟

می تونیم که توبه نشکنیم؟

میتونیم دل نشکنیم؟

میتونیم سال دیگه بجای قرآن به سر گرفتن به قلب بگیریم؟

می تونیم تهمت نزنیم؟

می تونیم با هم بخندیم اما به دیگری نخندیم؟......

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دست خودم نیست، گاهی دلم میگیره..

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خستم میقهمی خستهههههههههههههههههههههههههه.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوست داشتم زندگی بنجامین باتنی داشتم در پیری به دنیا می آمدم و در 1 سالگی از دنیا میرفتم...

به مرور جون میشدم هر چه میگذشت جون و جون تر میشدم از پختگی به خامی میرفتم اون موقعه دیگه افسوس گذشته و زمان هایی که رفته رو نمیخوردم اشتباهی نبود که ازش درس بگیرم ...

%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%20-%20%DB%8C%D8%A7%D8%B1%20%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%20%D9%85%D9%86.png

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یه روزی که از همه ناراحتی، از همه دلگیری،امیدی به هیچ کس نداری...یکی مثل فرشته میاد تو زندگیت...خیلی دوسش داری....یه حستازه بهت میده...به احساسش مطمئنی ولی میدونی هیچ وقت نمیتونی باهاش باشی.......

سردرد میگیری.....دوسش داری خیلی زیاد....دلتنگمبه اندازه ی همه ی حس خوبی که بهم دادی.........

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یه روز تعطیل...

 

یه هوای طوفانی...

 

یه آسمون آبی....

 

یه خونه آروم و ساکت...

 

یه من....یه "تو"....

 

یه هوای دلگیر....

 

94/4/28

15:52

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

راستی دوستان عزیز

از سما شیرینی بگیرید:w16:

ارشد ارزیابی دانشگاه خودمون پذیرفته شده اونم بدون کنکور:w16:

البته هنوز به ما شیرینی نداده:banel_smiley_4:

نه سما نه فرزانه اون یکی دوستم که آلودگی محیط زیست قبول شده بدون کنکور:banel_smiley_4:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هنوز تو خیابون آب میخورم دور و برم رو نگاه میکنم . تازه به ماه رمضون داشتم عادت میکردم:ws3:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

همیشه برای داشتن باید جنگید برای بدست آوردن با ارزش ها باید جنگید

اما انسان ها مغرور حاضر جنگیدن نیستن و ترسو بودن خودشون با جمله همیشه که نیست اینطوری لذت داره

هرچی قسمت باشه سرگرم می کند

اینجور آدما ترسو هستند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام

دوست دارم چندخطی بنویسم..

شاید نمیتونستم بیام بنویسم به دلایلی و حرفایی ولی اومدم دیگه بنویسم..

من روزی که از اینجا رفتم به خاطر یه دلیل و یه قسم بود رفتم نمیتونستم برگردم.. ولی همیشه با یه دوست صحبت میکردم که دلم نمیاد اینجا رو ترک کنم خیلی ها شناخت داشتن به برگشتنم و امید داشتن به دایی اینو گفته بودن ...

ولی برگ زندگیم برگشت و برام اتفاقاتی افتاد که کلا دیگه نتونستم برگردم..

از اونور ناراحتی هایی داشتم که کلا منو ناامید کرده بود از زندگی ...اینکه شکست رو قبول کردمو میخوام برم ... اینکه خیلی اتفاقاقتی بیفته که کلا به همه چی ناامید بشی .. نمیتونم اینجا عنوان کنم ولی خیلی ها خبر دارن..

سختم بود باورش اینکه چه جور کنار بیام و چی بگم.. چیکار کنم.. شاید باعث شد اون اتفاق که دیگه برنگردم اینجا.. ولی یکی از دوستام برگه سبز زندگی و زیستن رو بهم داد و نشون داد.. شاید اینجا نبودم.. ممنونم ازش..

از تمام دوستانی که در دوره بیمارستان من درکنارم بودن.. و از تمام کسایی که برای من دعا کردن ممنونم..

و از همه معذرت میخوام بخاطر اتفاقی که دردناک ترین حرف دنیا اول برای خودم بود و بعدا برای دوستانم... به هیچ زبانی نمیتونم زحمات تمام دوستان رو جبران کنم.. و هیچ توجیه ای ندارم..

ببخشید از تمام دوستانی که با برخورد سرد من مواجه شدن واقعا شرایط سختی داشتم و دارم.. و به امید حرفای شما زنده ام و زندگی میکنم..

یه خبر خوش که دارم اینه دوره درمانمو شروع کردم.. خبرای خوشی دستم اومده و به قول یکی از دوستانم خبرای خوب در راههه به امید خدا..

من هیچ وقت شکست رو قبول نکردم و نمیکنم. و به قول یکی از دوستان که بالای پروفایلم حرفشونو نوشتم.. قوی جلو میرم.. میتونم. همینطور که تونستم 35کیلو کم کنم.. همینکه ریسک ترین عمل قلب رو انجام دادم اینکاررو هم میتونم کنم..

توکل به خدا دوست دارم باز با دلای مهربونتون برام دعا کنید این ارادم محکم بشه.. و تنهاارزویی که دارم اینه درد نکشم..

ممنونم ازهمتون. و عذرخواهی میکنم از تمام کسانی که خبر ناخوشایندی از من شنیدن.. واقعا میگم چه پسر چه دختر دوستتون دارم.. مثل خواهرا و برادرای گل من میمونید .. خدابه همتون سلامتی و موفقیت بده.:icon_gol:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بخوااااااب ديوانههههه !!!

 

نداي درون من :|

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اثلا حوصله شر و ور و مسخره بازی و دوز و کلک ندارم:banel_smiley_4:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با لراز پام روزی 4 ساعت میخوابم.خدایا فک کنم دارم میام پیشت برو فکراتو بکن ببین چی میخوای بپوشی:ws3:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چرا اين دو شب انقدر خواباي بد ميبينم!!

 

پريشب خواب ديدم جنگ شده!! ديشب حواب ديدم داعش اومده !! :4564: حس نا امنيه بدي داشتم!! هنوزم باهامه :4564:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خواب زن میگن چپه انشالله اینجور باشه بگذریم ....

الان تو برهه ای هستیم که میتونیم هم به ثریا برسیم و هم میتونیم به مذلت بشینیم

میگم الان فرصتی که میگن شانس در خونتو میزنه همینه

میتونیم سرمایه رو برزیم تو صنعت اونم مادر نه ات اشغال

و

یا

میتونیم ات و اشغال بریزیم مثل پفک و چیپس رو وارد کنیم بوخوریم و خوش باشیم

الان وقت تصمیم گیریه دقت کنین و دنبال کنین اخبار رو

الان هیئت المانی ایرانه ببینیم چه میکنه این وزیر صنایع؟؟؟.....

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شکر :icon_gol:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...