رفتن به مطلب
seyed mehdi hoseyni

خدا قبل از خلقت چه كار مي كرده است؟

پست های پیشنهاد شده

كلمه كار در اين جمله به معناي اين است كه خد ا قبل از خلقت چه صفت فعلي را ابراز مي كرده و اين بيمعناست چون وقتي مخلوق نباشد صفت فعل و كار كردن هم معني ندارد. و به همين خاطر استكه امام رضا عليه السّلام مي فرمايند : « الْمَشِيئَةُ مِنْ صِفَاتِ الْأَفْعَالِفَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَزَلْ مُرِيداً شَائِياً فَلَيْسَ بِمُوَحِّدٍ » مشيت از صفات فعل خداست پس كسي كه گمان كند خداي متعال پيوسته صفت اراده را ابرازمي كرده ( دائماً‌ كاري مي كرده ) اين فرد موحّد نيست . توضيح اينكه اراده خدايتعالي مساوي با ايجاد شيء است و اگر بگوييم خداي تبارك وتعالي هميشه در حال ارادهكاري بوده يعني چيزي بوده كه اين كار خداي متعال بر آن چيز اعمال شود و اين بدانمعناست كه ( نستجير بالله ) هميشه همراه خداي متعال و همطراز با او كسي بوده است واين مسأله مساوي با شرك است .

پس با توجّه بهآنچه شما مي گوييد آيا خداي تعالي قبل از خلقت بيكار بوده است ؟

وقتي مي گوييدبيكار اين معنا پيدا نمي كند مگر آنكه مسبوقِ بر آن ، كاري وجود داشته باشد كه دستبرداشتن از آن كار ، به معناي بيكاري باشد. عمران صابئي همين سؤال را از امام رضاعليهالسّلام پرسيد . وقال عمران يا سيدي أ ليس قد كان ساكتا قبل الخلق لا ينطق ثمنطق ؟

آيا خدا قبل ازخلقت مخلوقات بيكار بوده است سپس به كار افتاده ؟

قال الرضا عليهالسّلام لا يكون السكوت إلا عن نطق قبله

امام رضا عليهالسّلام فرمودند : بيكار بودن معنا پيدا نمي كند مگر اينكه قبل از آن كاري باشد .

بعد حضرت رضاعليه السّلام براي عمران مثالي مي زنند :

و المثل في ذلكأنه لا يقال للسراج هو ساكت لا ينطق

به چراغ نميگويند اين بيكار است

و لا يقال إنالسراج ليضي‏ء فيما يريد أن يفعل بنا

و نمي گويند كهچراغ بخاطر اظهار فعلش براي ما مجبور است نور داشته باشد

لأن الضوء منالسراج ليس بفعل منه و لا كون و إنما هو ليس شي‏ء غيره

اگر كون و مكانينباشد( مخلوق نباشد ) نور چراغ ديگر صفت فعل او نيست ؛ چون براي كسي نور افشاني نميكند و غير او هم چيزي وجود ندارد( كه اين نور افشاني براي او باشد (

فلما استضاء لناقلنا قد أضاء لنا حتى استضأنا به

وقتي ماها وجودداشته باشيم و چراغ براي ما نورافشاني كند مي گوييم او برما نور افشاند و ما از نورآن بهره برديم .

خلاصه كلام اينكهفيض الهي لايزالي است و به همين علّت يكي از اسماي 99 گانه الهي نور است ولياستفاضه از او معناپيدا نمي كند مگر با خلقت خلق ؛ نستجير بالله مانند چراغ كه نور دارد ولي استفادهاز اين نور معنا پيدا نمي كند مگر با وجود كساني كه اين نور را درك كنند.

امّا معناي آيهشريفه هم كه مي فرمايد كلّ يوم هو في شان مربوط به بعد از خلقت خلق و بروز صفات فعلاست . اينجاست كه يوم يا همان روز كه كنايه از زمان است معنا پيدا مي كند و گفتيمكه زمان از محدوديتهاي مخلوق است . آري !‌ خداي تعالي بعد از خلقت خلق هرلحظه صفاتفعلش را اظهار مي كند امّا اينكه خداي تعالي قبل از خلقت خلق چه كار مي كرده بيمعناست و بدون وجود مخلوق اصلاً‌ اطلاق كلمه « كاركردن » به خداي متعال بي معناست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

علامۀ طباطبایی در این باره می فرماید:

قدرت خداوند همان مبدئیت او برای ایجاد و علیت او برای ماسوایش است و این قدرت عین ذات الهی است و لازمۀ این، دوام فیض و استمرار رحمت و عدم انقطاع عطیۀ الهی است، البته از این دوام، عالم طبیعت (1) لازم نمی آید ...(2) و از طرفی عالم امکانی منحصر در عالم مادی نیست از آن رو که در جای خود به اثبات رسیده است که عالم امکانی به عالم مادی و مجرد تقسیم می شود و عالم مجرد به مجرد عقلی و مجرد مثالی تقسیم می شود (3)

 

نتیجه این که هر چند فیض الاهی دوام دارد، ازلی و ابدی و همیشگی است ولی ازلیت و ابدیت او ذاتی نیست. بلکه ظلی و سایه ای است؛ یعنی همان گونه که در ذات خود محتاج خداوند است در صفات خود و در ازلیت و ابدیت نیز محتاج اوست.

 

از این نکات روشن می شود که فیض و عنایت خداوند علی الدوام و همیشگی بوده، و نمی توان آن را به بعد از خلقت عالم امکانی نسبت داد. به عبارت ساده می توان گفت: خداوند همیشه فیض رسانی می کرده است.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کار خداوند فیض رساندن دائمی به موجودات استزیراخداوند متعال فياض على‏الاطلاق است و فيض او دائمى است و لحظه و آنىقطع نمى شود و بنابراينهيچ زمانى نبوده كه خلقى وفيضى نباشد،زيرا تمام ممكنات با زبان حال خود فرياد احتياج و فقر سر مى‏دهند و بازبان حال عرض نياز به بى‏نياز مطلق مى‏كنند و فيض او نيز دائمى است. اوذاتا داراى تمام كمالات است كه از جمله كمالات او فياضيت و خالقيت ورازقيت است.لازم نيست تمام موجودات او را بشناسيم. چه بسيار از مخلوقات الهى كه اصلا به تصور ما نمى‏آيند و از احوال آنها آگاه نيستيم. همينمقدار عقل ما به ما فتوا مى‏دهد كه كل جهان مادى و طبيعى قديم زمانى است ومسبوق به عدم زمانى نيست و بيش از اين لااقل تاكنون براى ما ناشناخته استو شايد گوشه اى از آن در آينده مكشوف شود.

آيه شريفه 29 سوره مباركهالرحمن «يسئله من فى السموات و الارض كل يوم هو فى‏شان تمام كسانى كه درآسمانها و زمين هستند از او تقاضا دارند، و او در هر روز در كارى‏نو مشغولاست». از دو بخش تشكيل شده است:

بخش اول: تمام موجودات به او نياز دارندكه اين به اين معنى است كه تمام موجودات در هستى و شوون ذاتى و غير ذاتىخود به او محتاجند. به زبان فلسفى تمام موجودات حادث ذاتى هستندو در پيدايش و بقاء خود به علت خود يعنى ذات بى نياز پاك نيازمند.

بخش دوم: ذيل آيه است كه «كل يوم هو فى شان هر روز خدا در كار جديدى است». آيا منظور از «يوم» زمان است، پس تفسير آيه اين است كه خداوند تعالى هرزمانى در آفرينش جديدى است و هر زمانى طرحى نو در مى‏اندازد،(1) يا منظوراز «يوم» امرى بالاتر از زمان است كه به علت ضيق تعبير از آن به «يوم» تعبير شده است؟ توضيح اين كه هر حادثه اى اگر زمانى باشد دو چهره دارد: زمانى و زمانه اى. آنچه مربوط به زمان است جزء تاريخ است و آنجه مربوط بهزمانه است در تاريخ و بند زمان نمى‏گنجد و فراتر از زمان مى رود و چونثابت است فراتر از زمان و مكان مى رود. چنانچه واقعه عاشورا يك بعد زمانىدارد و يك بعد زمانه اى و ملكوتى كه فراتر از زمان و مكان است،(2). با اينتفسير احتمال دارد كه منظور از «يوم» زمانه باشد. زيرا پديده مادى كه چنينباشد، كه چهره ملكوتيش فراتر از زمان باشد و در عين حالى كه در زمان ومكان واقع شده است، در زمان و مكان نگنجد از آنها فراتر رود، موجود مجرد وآن هم مجرد على الاطلاق كه هيچ جهت امكان و نقصى در او نيست، و هيچ چهرهزمانى ندارد، لاجرم در ظرف زمان نمى‏گنجد، آرى او در هر زمانى هست اما درزمان نيست و زمانمند نيست و در هر مكانى هست و اما در مكان نمى‏گنجد ومكان‏دار نيست،(3) بنابر اين معناى آيه اين مى‏شود كهخداوندمتعال در هر زمانه‏اى در كارى جديد است و امرى جديد مى آفريند كه هرگزنبوده است و كارهاى او تكرارى نيست، بلكه بدون الگو و ابتكارى است.

 

براى تفسير بيشتر آيه به تفاسير ذيل مراجعه كنيد: 1- تفسير نمونه ج: 23 ص: 137 138 و 140141 2- تفسير الميزان متن عربى ج: 19 ص: 115 و 117 3- تفسير الميزان ترجمهفارسى ج: 19 ص: 170 171 و 371 به زبان ساده تر می توان گفت : هر چه ازموجودات مادی فرض کنیم ، ابتدای زمانی خواهد داشت و زمان با ماده به وجودآمد ، اما می توان عالمی فراتر از زمان فرض کرد که در آنجا تغییر ودگرگونی نیست و آن عالم ابتدای زمانی ندارد و به ادیت الهی ، ابدی است . با این تفاوت که خداوند آفریده آن و بی نیاز است و آن عالم نیازمند بهخداوند. پس هیچ زمان و دوره و حتی فارتر از زمان را نمی توان فرض کرد کهخداوند فیض وجود و هستی بخشی نداشته باشد و همان گونه که خداوند ازلی وابدی است ، آفرینش گری او نیز ابدی و ازلی است.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سوال جالبیه، ولی خیلی از این دست سوالات هستندک ادم اگه پله پله جلو نره و یهو خودش رو درگیرشون کنه، نتیجه ای نمی گیره

ما (ادم ها) کلا مث ی اجرام مجهول تو ی غار تاریک تاریک. با وسیله هایی ک داریم تو تاریکی دنبال می گردیم، فلسفه می بافیم و غیره .

تا زمانی ک پله پله مستحکم و قوی پیش نریم نتیجه ای جز تباهی وقت نداره. تازه شاید در اخرین لحظه ب این نتیجه برسیم ک ( مردی ک نفسش را کشت، صادق هدایت بشیم) تمام انچه دانشته ام ب خطا بوده !!!

ولی باز هم پویایی زندگی در تفکر و درک دنیاس.

کار ما نیست شناسایی راز " گل " سرخ

کار ما شاید این است که در " افسون " گل سرخ شناور باشیم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
سوال جالبیه، ولی خیلی از این دست سوالات هستندک ادم اگه پله پله جلو نره و یهو خودش رو درگیرشون کنه، نتیجه ای نمی گیره

ما (ادم ها) کلا مث ی اجرام مجهول تو ی غار تاریک تاریک. با وسیله هایی ک داریم تو تاریکی دنبال می گردیم، فلسفه می بافیم و غیره .

تا زمانی ک پله پله مستحکم و قوی پیش نریم نتیجه ای جز تباهی وقت نداره. تازه شاید در اخرین لحظه ب این نتیجه برسیم ک ( مردی ک نفسش را کشت، صادق هدایت بشیم) تمام انچه دانشته ام ب خطا بوده !!!

ولی باز هم پویایی زندگی در تفکر و درک دنیاس.

کار ما نیست شناسایی راز " گل " سرخ

کار ما شاید این است که در " افسون " گل سرخ شناور باشیم

 

سلام

 

پله پله ینی از کجا؟؟hanghead.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

همين چند جمله براي تاپيك كافيه ( خيلي پر مفهومه نيازي به تفسير هم نداره ف تفسيرش كنيم ، يا كنيد ، يا كنند ، خرابش ميكنيم ميكنيد ميكنند )

 

 

قول ميدم بيشتر موحدان و مدعيان و مبلغان نميفهمن يعني چي !

 

 

امام رضا عليه السّلام مي فرمايند : « الْمَشِيئَةُ مِنْ صِفَاتِ الْأَفْعَالِفَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَزَلْ مُرِيداً شَائِياً فَلَيْسَ بِمُوَحِّدٍ » مشيت از صفات فعل خداست پس كسي كه گمان كند خداي متعال پيوسته صفت اراده را ابرازمي كرده ( دائماً‌ كاري مي كرده ) اين فرد موحّد نيست . توضيح اينكه اراده خدايتعالي مساوي با ايجاد شيء است و اگر بگوييم خداي تبارك وتعالي هميشه در حال ارادهكاري بوده يعني چيزي بوده كه اين كار خداي متعال بر آن چيز اعمال شود و اين بدانمعناست كه ( نستجير بالله ) هميشه همراه خداي متعال و همطراز با او كسي بوده است واين مسأله مساوي با شرك است .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
سلام

 

پله پله ینی از کجا؟؟hanghead.gif

 

از ماده، از حیوان بودن به سمت خدا !

از بعد مکان صفر مطلق به بعد مکان بی نهایت

از شروع!

 

همين چند جمله براي تاپيك كافيه ( خيلي پر مفهومه نيازي به تفسير هم نداره ف تفسيرش كنيم ، يا كنيد ، يا كنند ، خرابش ميكنيم ميكنيد ميكنند )

 

 

قول ميدم بيشتر موحدان و مدعيان و مبلغان نميفهمن يعني چي !

 

 

امام رضا عليه السّلام مي فرمايند : « الْمَشِيئَةُ مِنْ صِفَاتِ الْأَفْعَالِفَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَزَلْ مُرِيداً شَائِياً فَلَيْسَ بِمُوَحِّدٍ » مشيت از صفات فعل خداست پس كسي كه گمان كند خداي متعال پيوسته صفت اراده را ابرازمي كرده ( دائماً‌ كاري مي كرده ) اين فرد موحّد نيست . توضيح اينكه اراده خدايتعالي مساوي با ايجاد شيء است و اگر بگوييم خداي تبارك وتعالي هميشه در حال ارادهكاري بوده يعني چيزي بوده كه اين كار خداي متعال بر آن چيز اعمال شود و اين بدانمعناست كه ( نستجير بالله ) هميشه همراه خداي متعال و همطراز با او كسي بوده است واين مسأله مساوي با شرك است .

 

جالبه. اما واقعا قابل حرف زدن نیست. قابل درک کردن ه. یک سیستم انتقال مفهوم عجیب.

 

بخوانید سی مرغ عطار.

بدانید در باره بیگ بنگ!

درباره ذرات بنیادین

بیشتر بیشتر بیشتر

 

ی مستند ب اسم در میان کرم چاله

با امکان اثبات خدا شروع می شه. جالبه اگ علاقه ای ب مستند دارین.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
از ماده، از حیوان بودن به سمت خدا !

از بعد مکان صفر مطلق به بعد مکان بی نهایت

از شروع!

 

 

 

جالبه. اما واقعا قابل حرف زدن نیست. قابل درک کردن ه. یک سیستم انتقال مفهوم عجیب.

 

بخوانید سی مرغ عطار.

بدانید در باره بیگ بنگ!

درباره ذرات بنیادین

بیشتر بیشتر بیشتر

 

ی مستند ب اسم در میان کرم چاله

با امکان اثبات خدا شروع می شه. جالبه اگ علاقه ای ب مستند دارین.

 

من از اول دبيرستانه دارم در مورد نسبيت عام و خاص و كوانتم مطالعه ميكنم

 

حرفي براي گفتن ندارم

 

نميتونم مدعي هم بشم كه خيلي فهميدم

 

مفاهيم پيچيده اي هست

 

هر چند ايرادي به برخي نظريات وارده

 

ولي وقتي از ماده عبور ميكني تازه ميفهمي ماده يك ذره كوچك از علمه !

 

بالاتر و پايين تر از ماده خيلي دنياي بزرگتري هست !

 

منظورم از پايين تر فاز عدم تا بودن جرمي

 

و بالاتر هم يعني از جرم تا انرژي و از انرژي تا گذر بعدي !

 

 

از نظر من انرژي هم توليد ميشه هم از بين ميره ! پايستگي ندارم !

 

تو سيستم هاي كوچك ما شايد چنين باشه ! اما در مجموع چنين نيست !

 

 

آقا من اولين كسي هستم كه با پايستگي جرم و انرژي مخالفت كردم !

 

يادتون باشه :ws3:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به نظر من زمان خودش مخلوقه پس به خالقش نمیتونه احاطه پیدا کنه

پس بعد و قبلی برای خدا وجود نداره چون خودش خالق زمانه... خالق عصره

والعصر

ان الانسان لفی خسر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
من از اول دبيرستانه دارم در مورد نسبيت عام و خاص و كوانتم مطالعه ميكنم

 

حرفي براي گفتن ندارم

 

نميتونم مدعي هم بشم كه خيلي فهميدم

 

مفاهيم پيچيده اي هست

 

هر چند ايرادي به برخي نظريات وارده

 

ولي وقتي از ماده عبور ميكني تازه ميفهمي ماده يك ذره كوچك از علمه !

 

بالاتر و پايين تر از ماده خيلي دنياي بزرگتري هست !

منظورم از پايين تر فاز عدم تا بودن جرمي

 

و بالاتر هم يعني از جرم تا انرژي و از انرژي تا گذر بعدي !

 

 

از نظر من انرژي هم توليد ميشه هم از بين ميره ! پايستگي ندارم !

 

تو سيستم هاي كوچك ما شايد چنين باشه ! اما در مجموع چنين نيست !

 

 

آقا من اولين كسي هستم كه با پايستگي جرم و انرژي مخالفت كردم !

 

يادتون باشه :ws3:

 

اینا ک گفتی بیشتر توضیح بده مهندس.

جالب شد. چرا می گی پایستگی نیست؟

 

 

به نظر من زمان خودش مخلوقه پس به خالقش نمیتونه احاطه پیدا کنه

پس بعد و قبلی برای خدا وجود نداره چون خودش خالق زمانه... خالق عصره

والعصر

ان الانسان لفی خسر

 

سخن بسیار زیبایی ه.

 

دیگاه شما محترمه. هر چند برای من قابل قبول نیست.

چون این سوال ک اگه شاتباه نکنم توسط ابوعلی سینا تو 10 سالگی مطرح شد! (فک کنم تو سریالش دیدم) ارتباط چندانی ب زمان نداره.

بیشتر هدفش، مطرح کردن این عنوان خداوند ه. چقدر کلمه ها محدود ان.

ممممم

نمی دونم می تونم منظوری رو ک از سوال درک کردم منقل کنم یا نه.

ببینید، سوال این رو می خواد ک از کی خدا شد، خداوند!! نه اینکه زمان اش. ای بابا، بازم نشد :ws3:

ممم. می دونی یعنی اصلا بحث خلقت، مطرح نیست؛ بحث اوصاف ه!

البته می گم این درک منه. شاید یکسره ب خطا باشه.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ممنون سجاد خان، خیلی تایپیک خوبیه خدایی چون باعث میشه یه کم فسفر بسوزونیم:ws3:

یعنی شما میخواید بگید خدا از وقتی شروع به خلقت کرد تبدیل به خدا شد و قبلش خدا نبود؟من میگم مخلوقات فقط انسان ها و سیارات و کهکشان ها نیست

فقط فرشته ها و بهشت و جهنم نیست

زمان خودش مخلوقه وقتی شما میگید از کی یا فرقی نمیکنه از چه زمانی یعنی دارید زمان رو محاط بر خدا فرض میکنید و اگه اینجوری باشه خدای دیگه ای هم هست که فارغ از زمانه و این همون چند خدایی میشه

به همین خاطر من فکر میکنم اصل سوال اشتباهه!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ممنون سجاد خان، خیلی تایپیک خوبیه خدایی چون باعث میشه یه کم فسفر بسوزونیم:ws3:

یعنی شما میخواید بگید خدا از وقتی شروع به خلقت کرد تبدیل به خدا شد و قبلش خدا نبود؟من میگم مخلوقات فقط انسان ها و سیارات و کهکشان ها نیست

فقط فرشته ها و بهشت و جهنم نیست

زمان خودش مخلوقه وقتی شما میگید از کی یا فرقی نمیکنه از چه زمانی یعنی دارید زمان رو محاط بر خدا فرض میکنید و اگه اینجوری باشه خدای دیگه ای هم هست که فارغ از زمانه و این همون چند خدایی میشه

به همین خاطر من فکر میکنم اصل سوال اشتباهه!

 

 

ببخشید، اسم کاربری ها عوض شده، شما رو ب جا نمی ارم:icon_redface: هدف دور هم فک کردن و چیز یادگرفتن از همه؛ وسیع کردن دید. چشم ها را باید شست، جور دیگر هم می توان دید :ws3:

 

 

بسیار عالی. جمله قشنگی ه.

و اینکه البته ک درسته، خلقت شامل مجرداتی مثل عقل هم میشه. و زمان !

 

ممم. می دونی مث این می مونه ک بگن معلم کی تعلیم دهنده شد. یا مثلا خربزه کی خوراکی شد! سوال ی جور صفت مطرح نمی کنه؟

خدا از لحظه ای ک خلقت رو اغاز کرد خداوند شد!

خلقت با ذات خدا همراه ه. خیلی شرحش سخته...

 

و این البته بر میگرده ب این اول بدونیم خدا چیه؟

نظریه های مختلفی هست

1- خدا وجود داره (برنامه نویس با یک سوپر کامپیوتر ) ما (خانواده سیمز هستیم) ک هوش مصنوعی کد نوشته شده؛ قابل طرقی داریم. برای درک احتمال درست بودن این مورد فیلم her رو پیشنهاد می کنم.

2- خدایی نیست، و دنیا توسط مولتی ورس های بینهایت ک ب وجود اومده بر حسب اتفاق شده یونورس ما !

3- خدا مفهومی انتزاعی زاده سمت راست مغز ما و امواج الکترومغناطیس ه

4- خدا قابل توصیف توسط یک فرمول واحده ریاضیاتی ه

5- بیشتر می دانیم چیزی هست، تا اینکه هیچ چیز نیست!

 

 

پرسش:تفاوت كلمه خدا با خداوند ؟ ثانياعلت وجود وند دركلمه خداوند؟

 

پاسخ:

«خدا» اسم ساده است. گويند در اصل،« خود آ» يا «خود آي» بوده؛ يعني موجودي كه ديگري او را به هستي نياورده است. آن را مي توان معادل اصطلاح فلسفي «واجب الوجود» قرار داد. البته واژه ي «خدا» به معني بزرگ و صاحب نيز به كار رفته است؛ مثلاً مي گويند: « دهخدا» يا « كدخدا» كه به معني بزرگ يا صاحب روستا است؛ يا «ناخدا» كه در اصل«ناو خدا» بوده به معني صاحب يا بزرگ كِشتي.

واژه ي خدا اگر بدون هيچ قيدي به كار رود، مقصود خالق كلّ هستي است كه نه آغازي دارد و نه پاياني؛ چرا كه او، خودِ وجود است؛ و وجود، وجود دهنده ندارد. وجود، نقيض عدم است؛ لذا نه زماني عدم بوده و نه ممكن است كه عدم گردد. امّا غير خدا، وجود نيستند؛ بلكه وجود دارند؛ يعني ماهيّاتي هستند كه وجود دارند؛ يعني خدا دارند؛ يعني با اراده ي خدا(وجود)، موجود گشته اند.

امّا «خداوند» اسم مركّب است؛ كه واژه ي «خدا» و پسوند «وند» درست شده اند؛ مثل واژه هاي «شهروند» و «آدينه وند». احتمالاً واژه ي «پيوند» نيز از اين قبيل باشد.

وند: اين پسوند بر چگونگي و مانندگي و وابستگي و گاهي دارندگي دلالت دارد؛ لذا «پيوند» يعني آنچه «پي» دارد؛ و «پي» يعني اساس و بنيان. شهروند يعني وابسته به شهر. بر اين اين اساس، «خداوند» مي تواند به معاني «خدا گونه»، «آنچه خود آ هست»، «وابسته به خدا» و «خدا دار» باشد. از بين اين معاني احتمالي، معناي دوم درستتر به نظر مي رسد؛ يعني پسوند «وند» در واژه ي «خداوند»، چگونگي ذات باري تعالي را مي رساند؛ يعني مي فهماند كه او، موجودي است كه «خود آ» است. لذا مي توان «خداوند» را ترجمه نمود به «خود باشنده». البته ادّعا شده که واژه ی «خداوند» در ایران قدیم به خدایان متعدّد که وابسته به خدای واحد بودند اطلاق می شده؛ امّا سندی برای این گفته نیافتیم. اگر این ادّعا درست باشد، آنگاه «وند» به معنی «گونه» و « وابستگی» به کار رفته؛ یعنی «خدا گونه» و «وابسته به خدا». امّا این معنا بعید به نظر می رسد؛ و البته شکّ نیست که امروزه این واژه ابداً در این معنا کاربردی ندارد.

حاصل مطلب آنكه:

اگر چه از نظر ادبي بين «خدا» و «خداوند» تفاوتي وجود دارد، امّا در مقام استعمال، فرقي بين اين دو واژه نيست؛ و هر دو در يك معني و به يك موجود اطلاق مي شوند؛ الّا اينكه واژه ي «خدا» گاه در غير خدا نيز استعمال مي شود، مثل دهخدا، كد خدا، ناخدا و ...، ولي واژه ي «خداوند» فقط در مورد ذات باري تعالي كاربرد دارد.

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

 

البته این رو تو سخنرانی علی طهماسبی هم شنده بودم.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
به نظر من زمان خودش مخلوقه پس به خالقش نمیتونه احاطه پیدا کنه

پس بعد و قبلی برای خدا وجود نداره چون خودش خالق زمانه... خالق عصره

والعصر

ان الانسان لفی خسر

 

درسته

از نظر من هم زمان آفريده شده !

يعني پديد آمده !

 

 

اینا ک گفتی بیشتر توضیح بده مهندس.

جالب شد. چرا می گی پایستگی نیست؟

 

.

 

من مهنس نيسم :ws3: مهنس خودتي :ws3:

 

هميشه از اين بحث هاي سنگين ميترسم ! نه از حرف زدنش ها ... از برداشت هاي بعدش ميترسم ! هر كس يكجور برداشت ميكنه ! چون هيچكس همون چيزي كه هست رو نميبينه ! اول خودشو و تفكر و عقايدش رو ميبينه ، بعد هر چيزي رو ميخواد در راستي اون قرار بده يا حتي به زور بهش بچسبونه ف بعد اگر در اين امر موفق نبود يا حالا به هر دليلي مطابقت با خط اون نداشت ، موضوع كاملا اخ و كفر آميز ميشه

 

و اما پايستگي !

ببينيد از اولش شروع كنيم

هيچي نبود !

عدم ...

خلقت آغاز شد ... دقيقا همينجا هم زمان شروع شد ! ( از نظر من )

 

بسياري از دانشمندان بالاخص فيزيكدان هاي نظري يقين دارند انفجار بزرگ لحظه آغاز بود !

نقطه اي كوچك كه منفجر شد !

 

كلي هم معادله براش نوشتن ! معادلاتي بسيار بسيار پيچيده ! كه براي اثبات هر كدومش و بازي با هركدوم اين معادلات بايد سالها وقت بزاري و. گاهي ميشه رساله دكترا يك دانشجو !

اما چندتا سوال ساده همه اين معادلات رو به هم ميريزند !

من پرسيدم از اساتيد همه فقط سفسطه كردن ! يا سوال منو متوجه نشدن ...

حالا برات مطرح ميكنم :

طبق معادلات ما ميتونيم t0 رو محاسبه كنيم ! يعن ميتونيم بگيم الان چقدر گذشته ! خلاصه اين عدد اگر اشتباه نكنم حدود 14 ميليارد سال بدست مياد ! يعني 14 ميليارد سال پيش بيگ بنگ بوده !

ايرادات وارده :

1 . اگر زمان خلق شده است ، و مطلق نيست پس مثل تمام فاكتور هاي خلقت قابل تغيير است از كجا معلوم زمان اون موقع با زمان الان يك شكل بوده باشد ! بعد 14 ميليارد سال بدست آمده شده بر اساس چرخش زمين بر دور خورشيده ، از همينجا كلي ايراد وارده بهش ! وقتي بازه انقدر بزرگ ميشه بايد دقت شمارش ما بالا بره ! اصلا اين شمارش به نظر من خيلي احمقانه است ! وقتي زمان نسبي هست ! ما هميشه اونو نسبي حس كرديم تمام تحقيقات ما پس غلطي ميشه !

 

2 . دور ترين نقطه كيهان تا زمين فكر كنم 8 ميليارد ساله ! حالا شما فكر كن ... يعني ميليارد سال با سرعت نور حركت كني ميتوني چنين فاصله اي بگيري !

اگر در جهت مخالف همين فاصله هم دور ترين نقطه همين مقدار يعني 8 ميليارد سال باشه !

عرض كيهان ميشه چقدر (( هر چند عرض و طول غير قابل محاسبه است ! ولي من اينا رو فرض قرار دادم ))

 

حالا در طي چهارده ميليارد سال در نقطه بيگ بنگ ، سرعت مواد تشكيل شده چقدر بايد باشه كه اينچنين پراكنده بشن ! ؟؟؟؟

 

پس من ميگم بيگ بنگ غلطه ، و خلقت نقطه اي آغاز نشده ! يعني فر كنيم همه چيز از يك نقطه خلق شد ! و منفجر شد و اين داستان ها !

 

 

 

همين 2 تا كافيه !

 

حالا من ميگم همونجوري كه از عدم به هستي رسيديم ! و مواد تشكيل شدند ! پس همين الان هم در هر نقطه از كيهان امكان تشكيل مواد جديد وجود داره !

و من ميگم ماده از بين ميره ! ماده ميتونه به فاز انرژي بره ! فكر كنم ما فلان قدر ماده داره ! فلان ماده رو بلد هستيم تبدل كنيم به انرژي قابل كنترل ! حالا انرژي ميشه 4 تا بسته كوانتمي ! ميخوام اينا رو رها كنيم ! اينا 4 تا بسته تا كي ميتونند انرژي بمونند ؟؟

انرژي قطعا از بين خواهد رفت !

حالا يك بحث ديگه اصلا !

يك لحظه فكر كنيد ؟؟

تمركز

ميريم بحث ديگه باز ميكنم :

فيزيك دان ها معتقد به سفر در زمان هستند ! درسته ؟

 

من ميگم الان به اين علم رسيديم !

 

من دقيقا به نقطه آغاز خلقت برميگردم !

 

همه چيز از بين ميره ! :ws28: پس مواد از بين ميرند !

 

 

مواد نه تنها دائما توليد ميشوند بلكه توئم نابود هم ميشوند ! :ws38:

 

 

من نه معادله نوشتم نه كار پژوهشي فقط با ادله ها و دلايل خود فيزيكدان سعي به نقض حرفاشون دارم !

 

خودشون همه اين حرفا رو ميزنند اما حواسشون نيست چقدر نقض توش هست !

 

بشر توي علم هيچ پيشرفتي نداشته ( نظر من )

ما فقط تكنولوژي مون پيشرفت كرده ! همين نبايد اينو با پيشرفت علم اشتباه بگيريم !

 

من با يكي از اساتيد فيزيك نظري دانشگاهمون يك ساعت وسط راهرو دانشگاه گيرش انداختم خودش قاطي كرد !

نميخواست جواب بده

داشت ميرفت ... اما انقدر سوال هام مغزش رو گيج كرد كه وايستاد تا توضيح بده :ws28:

 

اساتد خوب هم هست ! خارج از كشور تحصيل كرده ! پروژه هاي تحقيقاتي مختلفي انجام ميده ....

 

 

حالا اينا رو اشتباه به ما درس دادند كه انقدر نقض توشه ! يا واقعا همه اين نقض ها هست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
درسته

از نظر من هم زمان آفريده شده !

يعني پديد آمده !

 

 

 

 

من مهنس نيسم :ws3: مهنس خودتي :ws3:

 

هميشه از اين بحث هاي سنگين ميترسم ! نه از حرف زدنش ها ... از برداشت هاي بعدش ميترسم ! هر كس يكجور برداشت ميكنه ! چون هيچكس همون چيزي كه هست رو نميبينه ! اول خودشو و تفكر و عقايدش رو ميبينه ، بعد هر چيزي رو ميخواد در راستي اون قرار بده يا حتي به زور بهش بچسبونه ف بعد اگر در اين امر موفق نبود يا حالا به هر دليلي مطابقت با خط اون نداشت ، موضوع كاملا اخ و كفر آميز ميشه

 

و اما پايستگي !

ببينيد از اولش شروع كنيم

هيچي نبود !

عدم ...

خلقت آغاز شد ... دقيقا همينجا هم زمان شروع شد ! ( از نظر من )

 

بسياري از دانشمندان بالاخص فيزيكدان هاي نظري يقين دارند انفجار بزرگ لحظه آغاز بود !

نقطه اي كوچك كه منفجر شد !

 

كلي هم معادله براش نوشتن ! معادلاتي بسيار بسيار پيچيده ! كه براي اثبات هر كدومش و بازي با هركدوم اين معادلات بايد سالها وقت بزاري و. گاهي ميشه رساله دكترا يك دانشجو !

اما چندتا سوال ساده همه اين معادلات رو به هم ميريزند !

من پرسيدم از اساتيد همه فقط سفسطه كردن ! يا سوال منو متوجه نشدن ...

حالا برات مطرح ميكنم :

طبق معادلات ما ميتونيم t0 رو محاسبه كنيم ! يعن ميتونيم بگيم الان چقدر گذشته ! خلاصه اين عدد اگر اشتباه نكنم حدود 14 ميليارد سال بدست مياد ! يعني 14 ميليارد سال پيش بيگ بنگ بوده !

ايرادات وارده :

1 . اگر زمان خلق شده است ، و مطلق نيست پس مثل تمام فاكتور هاي خلقت قابل تغيير است از كجا معلوم زمان اون موقع با زمان الان يك شكل بوده باشد ! بعد 14 ميليارد سال بدست آمده شده بر اساس چرخش زمين بر دور خورشيده ، از همينجا كلي ايراد وارده بهش ! وقتي بازه انقدر بزرگ ميشه بايد دقت شمارش ما بالا بره ! اصلا اين شمارش به نظر من خيلي احمقانه است ! وقتي زمان نسبي هست ! ما هميشه اونو نسبي حس كرديم تمام تحقيقات ما پس غلطي ميشه !

 

2 . دور ترين نقطه كيهان تا زمين فكر كنم 8 ميليارد ساله ! حالا شما فكر كن ... يعني ميليارد سال با سرعت نور حركت كني ميتوني چنين فاصله اي بگيري !

اگر در جهت مخالف همين فاصله هم دور ترين نقطه همين مقدار يعني 8 ميليارد سال باشه !

عرض كيهان ميشه چقدر (( هر چند عرض و طول غير قابل محاسبه است ! ولي من اينا رو فرض قرار دادم ))

 

حالا در طي چهارده ميليارد سال در نقطه بيگ بنگ ، سرعت مواد تشكيل شده چقدر بايد باشه كه اينچنين پراكنده بشن ! ؟؟؟؟

 

پس من ميگم بيگ بنگ غلطه ، و خلقت نقطه اي آغاز نشده ! يعني فر كنيم همه چيز از يك نقطه خلق شد ! و منفجر شد و اين داستان ها !

 

 

 

همين 2 تا كافيه !

 

حالا من ميگم همونجوري كه از عدم به هستي رسيديم ! و مواد تشكيل شدند ! پس همين الان هم در هر نقطه از كيهان امكان تشكيل مواد جديد وجود داره !

و من ميگم ماده از بين ميره ! ماده ميتونه به فاز انرژي بره ! فكر كنم ما فلان قدر ماده داره ! فلان ماده رو بلد هستيم تبدل كنيم به انرژي قابل كنترل ! حالا انرژي ميشه 4 تا بسته كوانتمي ! ميخوام اينا رو رها كنيم ! اينا 4 تا بسته تا كي ميتونند انرژي بمونند ؟؟

انرژي قطعا از بين خواهد رفت !

حالا يك بحث ديگه اصلا !

يك لحظه فكر كنيد ؟؟

تمركز

ميريم بحث ديگه باز ميكنم :

فيزيك دان ها معتقد به سفر در زمان هستند ! درسته ؟

 

من ميگم الان به اين علم رسيديم !

 

من دقيقا به نقطه آغاز خلقت برميگردم !

 

همه چيز از بين ميره ! :ws28: پس مواد از بين ميرند !

 

 

مواد نه تنها دائما توليد ميشوند بلكه توئم نابود هم ميشوند ! :ws38:

 

 

من نه معادله نوشتم نه كار پژوهشي فقط با ادله ها و دلايل خود فيزيكدان سعي به نقض حرفاشون دارم !

 

خودشون همه اين حرفا رو ميزنند اما حواسشون نيست چقدر نقض توش هست !

 

بشر توي علم هيچ پيشرفتي نداشته ( نظر من )

ما فقط تكنولوژي مون پيشرفت كرده ! همين نبايد اينو با پيشرفت علم اشتباه بگيريم !

 

من با يكي از اساتيد فيزيك نظري دانشگاهمون يك ساعت وسط راهرو دانشگاه گيرش انداختم خودش قاطي كرد !

نميخواست جواب بده

داشت ميرفت ... اما انقدر سوال هام مغزش رو گيج كرد كه وايستاد تا توضيح بده :ws28:

 

اساتد خوب هم هست ! خارج از كشور تحصيل كرده ! پروژه هاي تحقيقاتي مختلفي انجام ميده ....

 

 

حالا اينا رو اشتباه به ما درس دادند كه انقدر نقض توشه ! يا واقعا همه اين نقض ها هست

 

اگ مهندس نیستی حتما دکتری.:icon_redface: اخه این روزا همه یا مهندس ان یا دکتر :ws3:والا :ws3: بگذریم.

 

حس میکنم اطلاعاتت افسار گسیخته شده.

سوالات جالبی بود. متاسفانه من هیچ وقت ب این نرسیدم ک از عدم چیزی ب وجود اومده باشه. چون خود عدم ماهیت مجرد!

و اونجا ک گفتی ماده ب انرژی تبدیل می شه، کاملا برام مبهمه! ذرات بنیادین هم عوض می شن یعنی؟

و اینکه تا کی انرژی می مونن. انرژی مستهلک می شه تا ب حد نابودی می رسه؟ :ws38: ب نظرت اینکه میگن نابود نمی شهو تبدیل می هش ب خاطر طولانی بودن سیکل نابودی نیست؟ یعنیی لیمیت ه ب سمت صفره. برا همین می گن تبدیل می شه. اما در نهایت باید نابود بشه اره؟

 

 

جمله اخرت یاد این شعر مولانا می ندازه من رو

تاچند باشی زین خران نعل دزد!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
اگ مهندس نیستی حتما دکتری.:icon_redface: اخه این روزا همه یا مهندس ان یا دکتر :ws3:والا :ws3: بگذریم.

 

حس میکنم اطلاعاتت افسار گسیخته شده.

سوالات جالبی بود. متاسفانه من هیچ وقت ب این نرسیدم ک از عدم چیزی ب وجود اومده باشه. چون خود عدم ماهیت مجرد!

و اونجا ک گفتی ماده ب انرژی تبدیل می شه، کاملا برام مبهمه! ذرات بنیادین هم عوض می شن یعنی؟

و اینکه تا کی انرژی می مونن. انرژی مستهلک می شه تا ب حد نابودی می رسه؟ :ws38: ب نظرت اینکه میگن نابود نمی شهو تبدیل می هش ب خاطر طولانی بودن سیکل نابودی نیست؟ یعنیی لیمیت ه ب سمت صفره. برا همین می گن تبدیل می شه. اما در نهایت باید نابود بشه اره؟

 

 

جمله اخرت یاد این شعر مولانا می ندازه من رو

تاچند باشی زین خران نعل دزد!

 

اگر خدا قبول كنه من يك شيميست هستم :ws3: آخه اين روزا همه عادت دارند ديگران رو با پسوند صدا كنن ، دكتر مهنس حاجي حجت السلام

 

 

براي همينه كه اسم تاپيكم رو گذاشتم افكار گسيخته ديگه :ws28:

 

منظورت اينه عدم ماهيت مجرد داره ؟؟ و نميتونه تبديل بشه به اين هستي كلان ؟؟؟

ماده تبديل ميشه به انرژي ، زياد مبهم نيست ! رابطه انرژي اينشتين !

 

من ميگم انرژي هم مستهلك ميشه ! يا حداقل تبديل به يك چيز ديگه ميشه كه ما نميدونيم چيه ! اگر اينجوري نباشه ما الان از شدت تجمع انرژي بايد آب پز ميشديم ! ( البته اينها نظرات خودمه ها ، شايد هم از بي سوادي من ناشي بشه ، بدم نمياد بيان كنم چون اشتباهاتمو پيدا ميكنم )

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
اگر خدا قبول كنه من يك شيميست هستم :ws3: آخه اين روزا همه عادت دارند ديگران رو با پسوند صدا كنن ، دكتر مهنس حاجي حجت السلام

 

 

براي همينه كه اسم تاپيكم رو گذاشتم افكار گسيخته ديگه :ws28:

 

منظورت اينه عدم ماهيت مجرد داره ؟؟ و نميتونه تبديل بشه به اين هستي كلان ؟؟؟

ماده تبديل ميشه به انرژي ، زياد مبهم نيست ! رابطه انرژي اينشتين !

 

من ميگم انرژي هم مستهلك ميشه ! يا حداقل تبديل به يك چيز ديگه ميشه كه ما نميدونيم چيه ! اگر اينجوري نباشه ما الان از شدت تجمع انرژي بايد آب پز ميشديم ! ( البته اينها نظرات خودمه ها ، شايد هم از بي سوادي من ناشي بشه ، بدم نمياد بيان كنم چون اشتباهاتمو پيدا ميكنم )

 

به به. چ بهتر.

 

نمیخوام موج منفی بفرستم برات. البته افکارت رو نیم شناسم، ولی همیشه نظرم این بود ک گسیختگی افکار؛ سراغ ادم های فرزانه ای می اد ک نهایتا یا خودکشی می کنن یا گوشه نشینی !

سعی کن افسار بزنی بهشون. درکی ندارم ازش، اما پیشنهاد دوستانه اس :w16:

 

 

میدونی، اونقدر گشتم تو این افکار مختلف. هر کسی ی گوشه ی معرکه گرفته برا خودش. جدا میگم ها. از دانشمندها بگیر تا مرشدان معنوی! پناه بر خودم.

بگذریم.

 

درباره عدم ک بحث دوتاس. ولی حرف من اینکه عدم معنایی نداره با وجود واجب الوجود ! یعنی ی چیزی بوده، نه اینکه خلا بوده و هیچی، سیاهی! این حس منه. حتی فکر هم نیست :ws3: من مخم کلهم تعطیل ه :ws3:

 

اقای شیمدان، من سواتم قد نمی ده توضیح بده. انشتین از کجا بیارم من الان :ws3: ببین من اطلاعاتم در حد بچه های راهنمایی ایناس :ws3: زیاد سطح بالا نگی ها

ب نظرت چرا اب پز بشیم؟ می دونی ک همه یونروس ما ب تعادل گرایش داره از حرکت های ترمودینامیکی بگیر تا معادلات تعادل استاتیکی و یا خیلی چیزهای دیگه. ب نظرت خنثی نمی شن؟ :ws38:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برداشت من از پست اول این بود:

 

خدا قبل از خلقت جهان خدا نبوده

 

 

و فکر میکنم درست باشه، چون بر چیزی خدایی نمیکرده

 

+من هنوز همه ی پست ها رو نخوندم...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
به به. چ بهتر.

 

نمیخوام موج منفی بفرستم برات. البته افکارت رو نیم شناسم، ولی همیشه نظرم این بود ک گسیختگی افکار؛ سراغ ادم های فرزانه ای می اد ک نهایتا یا خودکشی می کنن یا گوشه نشینی !

سعی کن افسار بزنی بهشون. درکی ندارم ازش، اما پیشنهاد دوستانه اس :w16:

 

 

میدونی، اونقدر گشتم تو این افکار مختلف. هر کسی ی گوشه ی معرکه گرفته برا خودش. جدا میگم ها. از دانشمندها بگیر تا مرشدان معنوی! پناه بر خودم.

بگذریم.

 

درباره عدم ک بحث دوتاس. ولی حرف من اینکه عدم معنایی نداره با وجود واجب الوجود ! یعنی ی چیزی بوده، نه اینکه خلا بوده و هیچی، سیاهی! این حس منه. حتی فکر هم نیست :ws3: من مخم کلهم تعطیل ه :ws3:

 

اقای شیمدان، من سواتم قد نمی ده توضیح بده. انشتین از کجا بیارم من الان :ws3: ببین من اطلاعاتم در حد بچه های راهنمایی ایناس :ws3: زیاد سطح بالا نگی ها

ب نظرت چرا اب پز بشیم؟ می دونی ک همه یونروس ما ب تعادل گرایش داره از حرکت های ترمودینامیکی بگیر تا معادلات تعادل استاتیکی و یا خیلی چیزهای دیگه. ب نظرت خنثی نمی شن؟ :ws38:

 

اگر اشتباه نكنم ، گوشه نشين شدم !

عدم ، منظور ما از عدم ، عدم فيزيكي و نبود ماده است ! الكترون پروتون ، پوزيترون ! ريز تر كوارك اين چيزا !

 

E=mc2 همين رابطه با مزه يكي از رابطه هاي بين جرم و انرژيه !

دوگانگي موج ذره هم مطالعه كنيد يكمي بهتر بحث ارنژي و ماده رو درك ميكنيد !

 

چرا آب پز ميشيم ؟؟ نميدونم من فكر ميكنم از تجمع انرژي اين اتفاق ميفتاد !

 

اصلا علم پيشرفت داشته ... ولي حس ميكنم هنوز دقيقا نميدونيم انرژي يعني چي ؟؟ زيادي مبهمه واسمون ... !

 

در ضمن شما استاد مايي ! من زياد سواد ندارم!

خيلي سطحي اطلاعات دارم ، زياد عميق نيستند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
برداشت من از پست اول این بود:

 

خدا قبل از خلقت جهان خدا نبوده

 

 

و فکر میکنم درست باشه، چون بر چیزی خدایی نمیکرده

 

+من هنوز همه ی پست ها رو نخوندم...

 

انالله و انا اليه راجعون !

 

 

يكي از آيات بسيار فلسفي قران هست از نظر من

 

كاش ميشد يكم توضيح ميدادم !

نه اينكه نخوام يا نتونم !

 

مغزم براي شرح اين موضوع ياري نميكنه ! هاله اي از مفاهيم تو ذهنم هست كه نميتونم جمعش كنم و بيانش كنم !

 

حس ميكنم اين آيه كامل پاسخ اين سوال رو بده !

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
انالله و انا عليه راجعون !

 

 

يكي از آيات بسيار فلسفي قران هست از نظر من

 

كاش ميشد يكم توضيح ميدادم !

نه اينكه نخوام يا نتونم !

 

مغزم براي شرح اين موضوع ياري نميكنه ! هاله اي از مفاهيم تو ذهنم هست كه نميتونم جمعش كنم و بيانش كنم !

 

حس ميكنم اين آيه كامل پاسخ اين سوال رو بده !

خوشحال میشم برام توضیح بدی

البته زیر دیپلم :ws3:

 

راستی درباره از بین رفتن انرژی میتونی برام دلیل بیاری؟ (نظر جالبی بود)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...