رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

مرد اگر بودم

نبودنت را غروب های زمستان

در قهوه خانه ی دوری

سیگار می کشیدم .

نبودنت دود می شد

و می نشست روی بخار شیشه های قهوه خانه .

بعد تکیه می دادم به صندلی

چشمهایم را می بستم

و انگشتانم را دور استکان کمر باریک چای داغ حلقه می کردم

تا بیشتر از یادم بروی

نامرد اگر بودم

نبودنت را تا حالا باید فراموش کرده باشم

مرد نیستم اما

نامرد هم نیستم

زنم و نبودنت

پیرهنم شده است!

 

رویا شاه حسین زاده

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

امــا!

 

همه‌ ی راه‌ ها

 

که با پا پیموده نمی‌شـوند!

دستت را به من بـده . . .

 

شهاب مقربین

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﺧﺎﻃﺮﻩﺍﯼ ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ ﺳﺎﺧﺖ

ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻣُﺮﺩ..

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭼﯿﺰﯼﺳﺖ

ﻣﯿﺎﻥ ِ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﮐﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪﺍﯾﻢ

ﻭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺳﺎﺧﺖ

 

 

ﺳﯿﺪﻣﺤﻤﺪ ﻣﺮﮐﺒﯿﺎﻥ

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قبل از آمدنت سیاه بودم

یکباره آمدی

غم ها رفت و سفید شدم

حالا که رفته ای،غم ها دوباره آرام آرام دارند و برمیگردند و من خاکستریم:hanghead:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شهريور دستانت

با من چه كرد؟

كه بعد رفتنت

هرچه را لمس كردم

زمستان را به ياد آوردم

 

رضوان حمیدی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻻﻟﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺑﻌﺪ ﻫِﯽ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﻨﺪ :

" ﭼﺮﺍ ﺣﺮﻑ ﻧﻤﯽ ﺯﻧﯽ؟ "

ﺍﯾﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﻤﺎﯾﺸﻨﺎﻣﻪ ﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻮﺩ ...ﻧﯿﻞ ﺳﺎﯾﻤﻮﻥ

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

همه جا رو خاکستری میبینم

حرفات آتیشم زده...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

موهایی سیاه و سفید

دلی پر از خاکسترِ حرفهایت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهربـان تر از من دیـدی نـشانم بـده

 

 

کـسی کـه

 

 

بارهـا بـسـوزانـیـش

 

 

و باز هـم بـا عـشـق نگاهـت کنـد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من حروف چین هست ام

سه سال زنده باد شاه چیده بود ام

شش روز پیش تصمیم گرفت ام بچینم، زنده باد آزادی!

پنج روز پیش گرفتند ام

از هر ساعت یک ناخن ام را می کشید اند

من چهل ناخن دارم

بیست تایش متعلق به دست و پای ام

و بیست تایش متعلق به دست و پای ام،در مغز ام!

.

.

.

رضا براهنی / محموعه شعر شاعران معاصر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو عشق بودی

این را

از بوی تن ات فهمیدم

شاید هم خیلی دیر

به تو رسیدم

خیلی دیر..

 

اما مگر قانون

این نبود

که هر آنچه دیر می آید

عاقبت روزی به خانه ی ما

خواهد رسید؟

 

عادت کرده ایم

به نداشتن ها

و شاید به اندوه

 

آری

تو عشق بودی

این را

از رفتن ات فهمیدم

 

وگرنه

استانبول

هرگز این چنین

سرسنگین نبود

 

جمال ثریا

ترجمه از سیامک تقی زاده

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شهری که آن سوی شقایق می شود طالعدرجادۀ جادوی ابریشمدروازه های عالمی دیگربه روی آدمی دیگر- آن عالم وآدم که حافظ آرزو میکرد -نزدیک است .. آنکشهری که از دروازه های آنهم بوی جوی مولیان خیزدهم یاد یار مهربان آید ...!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

زنی بود

در تمام کافه‌ها

دونات تمشک سفارش می‌داد

 

نمی‌دانست

پاییز یعنی چه

عشق بی‌فرجام یعنی چه

 

زنی که

مدام عاشق می‌شد

و همیشه خیال می‌کرد

بار اول است

دونات تمشک سفارش داده‌است

 

سارا محمدی اردهالی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سیاه....رنگ چشم...

 

سپید...صورت از رنگ افتاده....

 

خاکستری...دل میان دو راهی...

.

.

.

تعبیر واژه ها عجب خوش می نشیند در لحظه هایی خاص...:icon_redface:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سپید و سیاه من خاکستری شده...

 

من وا مانده ام در این میانه گی!:icon_redface:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...