ثبت نام کنید. اولين تمرين عملي سوال هاي بي پاسخ: نام تمرين: سوال هاي بي پاسخ هدف تمرين: تغيير شيوه ادراک، طوري که به جاي اتکا بر گوش و حس شنوايي براي يافتن پاسخ، بر ادراک و اشراق درون و ديدن تصاويري در ذهن (يا جهان هاي ديگر، که انعکاس شان را در ..."> ثبت نام کنید. اولين تمرين عملي سوال هاي بي پاسخ: نام تمرين: سوال هاي بي پاسخ هدف تمرين: تغيير شيوه ادراک، طوري که به جاي اتکا بر گوش و حس شنوايي براي يافتن پاسخ، بر ادراک و اشراق درون و ديدن تصاويري در ذهن (يا جهان هاي ديگر، که انعکاس شان را در ..."> رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

اولين تمرين عملي سوال هاي بي پاسخ:

 

نام تمرين: سوال هاي بي پاسخ

 

هدف تمرين: تغيير شيوه ادراک، طوري که به جاي اتکا بر گوش و حس شنوايي براي يافتن پاسخ، بر ادراک و اشراق درون و ديدن تصاويري در ذهن (يا جهان هاي ديگر، که انعکاس شان را در ذهن مي يابيد) تکيه کنيد.

 

مناسب براي: شاگردان پيشرفته که حداقل يک سال و نيم به مراقبه و گوش کردن به نداي درون پرداخته اند.

 

ميزان خطر: در حد صفر!

 

تذکر: اين روش مي تواند شاگردان تازه کار را به گمراهي بکشاند، يا ذهن اولشان را در موضوع دخيل کند. که نتيجه براي آنان رضايت بخش نخواهد بود.

 

توضيح خود تمرين:

اول آرام بنشينيد. چند نفس عميق بکشيد. و وارد حالتي از مراقبه شويد. فرقي نمي کند با کدام روش. فقط روشي را بر گزينيد. بعد که ذهنتان آرام گرفت، سعي کنيد مهمترين سوالاتي را که در زندگي داشته ايد، به ياد آوريد. هرچه که مي خواهد باشد از سوال در مورد خدا گرفته، تا عدالت او، يا حتي نحوه ي زندگي خودتان و اينکه چرا اينجاييد. همه را به خاطر بسپاريد، سپس آرام چشم هايتان را بگشاييد و همه ي سوالاتي را که به ذهنتان خطور کرده در "کتاب سايه هاي" خود يادداشت کنيد.

براي اطمينان چشمان خود را ببنديد و از خود بپرسيد آيا سوالي هست، که هنوز ننوشته ايد.

 

خوب فکر کنيد. بگذاريد ذهنتان از هر محدوديتي آزاد باشد، تا ذهن دوم همه چيزهايي را که در خود دارد به راحتي به ذهن اولتان انتقال دهد. اگر چيز اضافي هم در اين رابطه به خاطرتان آمد، يادداشت کنيد، خست به خرج ندهيد! تمرين را به پايان ببريد و به زندگي روزمره بازگرديد.

 

فرداي آن روز، دوباره وارد حالت مراقبه شويد. اين بار بايد عميق تر فرو رويد. پس حالت دلخواه تان را برگزينيد، که زود خسته نشويد (بسياري از شاگردان ترجيح مي دهند حالت خوابيده را بر گزينند). سپس در ذهن خود ببينيد که دري در مقابل شماست که روي آن عدد 5 نوشته شده، به سوي آن برويد و آنرا بگشايد (البته نه با دست هايتان، فقط به طرفش برويد و اراده کنيد). بعد در بعدي با شماره چهار، بعد دري که روي آن عدد 3 نوشته شده، بعد دري که رويش دو نوشته، دست آخر هم مي رسيد به دري با شماره ي يک. آنرا هم بگشاييد.

 

حال شما خود را در باغي بزرگ و عظيم، که با شکوفه هاي درختان مختلف تزيين شده مي يابيد. اما دقت کنيد سهم شما از اين باغ، قطعه زمين کوچکي است، که با حصار اطرافش مشخص شده، دقت کنيد تا به شما نگفتم پايتان را از اين حصار بيرون نگذاريد. فقط به بررسي زمين کوچکتان بپردازيد. چه گلي هايي در آن کاشته شده؟حالت زمينتان چه فصلي را به يادتان مي آورد؟ آيا با چمن کف پوش شده، يا شبيه بيابان خشک و بي آب و علف مي نمايد؟ به درختان زمينتان هم توجه کنيد. خصوصا يک درخت بزرگ تر که در قسمت جنوب غربي يا شما شرقي زمين خودتان کاشته شده. به نوع آن، به شاخ و برگ هايش و به قد و قواره درخت، خوب دقت کنيد و همه را به خاطر بسپاريد. قدري ديگري نيز در زمين تان گردش کنيد، اطراف را هم بنگريد. سپس بازگرديد به طرف درها، و يکي يکي از آنها بگذريد، توجه داشته باشيد که به محض ورود به آنها، پشت سرتان بسته مي شوند. سپس به ياد آريد که در کجا هستيد، چند نفس نسبتا سريع بکشيد و آرام آرام بيدار شويد. روياي زيبايي بود، مگر نه؟

 

روز سوم، روز پاسخ گويي است. به همان روش فوق الذکر، وارد باغ رويايي تان شويد. تا حد امکان آزاد و رها باشيد. حالا اولين سوالتان را( که معمولا مهمترينشان است) را بپرسيد، با صداي بلند يا کوتاه؛ اين ديگر بسته به خودتان است. حالا گوش فرا دهيد و در اوج آرامش و رهايي باشيد.

 

نقش بازي نکنيد. قرار نيست چيزي رخ دهد، فقط ناظر باشيد. ممکن است تصاويري ظاهر شوند يا موجوداتي که شما را به قعر سياه چال يا اوج بهشت ببرند، مهم نيست. مهم اين است که مقاومت نکنيد، يا خودتان چيزي را نيافرينيد، بلکه ناظر و شاهد ياشد. تا اينکه احساس کنيد دوباره پايتان به زمين رسيده! وديگر تصوير بيشتري نخواهد بود، بعد از باغ خارج شويد. بستن پنج درب پشت سرتان فراموش نشود. حالا نوبت کتاب سايه هاست. همه چيز را شرح دهيد. اينکه کجا بوديد و چه ديديد. لازم نيست تفسير کنيد. يا بگوييد به نظرتان هر رويا يا نمادي که ديديد چه مفهومي مي تواند داشته باشد، فقط چيزهايي را که ديده ايد شرح دهيد.

 

اين روش را براي ساير سوال هاي موجود در ليستتان تکرار کنيد.

 

آيا بين تصويرهاي ديده شده و سوالات شما ارتباطي هست؟ آيا در ديدن روياها نظمي مشاهده مي کنيد؟ يا تصويري تکرار شونده (هر چه که باشد) در همه ي رويا ها يا بيشترشان، مشترک است؟ در مورد اينها فکر کنيد…

 

فقط چيزي را توصيف نکنيد. اگر اين تمرين را کامل انجام دهيد، با تمرين هايي که در آينده مي آيند، چيزي شگفت انگيز را خلق مي کنند که حتي از حد تصورتان هم خارج است.

 

حال بهتر است به انواع مراقبه و مسائل جانبي آنها بپردازيم:

 

1. يکسو انديشي (تمرکز): اين فن پايه است. شما بايد پنداره اي يا تصويري يا چيزي ديگر را در ذهن خود ثابت کرده، و روي آن متمرکز شويد. هر چند توصيفش آسان است اما در عمل افکار مزاحم بسياري رخ مي نمايانند و کار را مشکل مي کنند. در اين موارد بايد آرام و صبور به موضوع مراقبه بازگرديد. يکي از بهترين تکنيک ها در اين مورد خيره شدن به شعله ي شمع است. که در آن فرد مدتي به شعله خيره مي شود سپس چشمش را مي بندد و سعي ميکند با چشم بسته شعله را ببيند و روي آن متمرکز شود. وقتي تصوير محو شد، دوباره چشم مي گشايد و براي چند دقيقه به شمع خيره ميشود، بعد چشمش را مي بندد و در ذهن به شعله خيره مي گردد. اين کار چند بار تکرار ميشود.

 

تمرين دوم، آگاهي از شيوه ي تنفس تان است. چشم ها را ببنديد، و به هوايي که به سوراخ بيني تان داخل و از آن خارج مي شود توجه کنيد. لازم نيست آنرا سبک سنگين کنيد، يا بخواهيد کنترلش کنيد. فقط نظاره گر باشيد و آگاه به تنفس. بعد از مدتي مي بينيد که خيزابه هاي ذهن کنار رفته و در آرامشي ژرف فرو رفته ايد. (اين تمرين مورد علاقه ي من نيز هست.)

 

2. مانترا (اوراد جادويي): در اين شيوه شما آرام مي نشينيد، و يک نام يا عبارت را بارها و بارها تکرار مي کنيد. اين نام مي تواند نام خدا، واژه اي مينويي، جادويين يا حتي نامي باشد که از استاد خود دريافت کرده ايد. اين کار براي يکسو ساختن ذهن روي يک واژه به کار مي رود. هرچند که ذهن روي هر چيزي مي تواند يکسو شود اما هر نامي را نمي توان مانترا به حساب آورد و در مراقبه به کار برد. اينکه چند بار و به چه مدت مانترا را باز گوييد به خودتان بستگي دارد و اينکه مانترا را در دل خود بازگوييد يا بلند، باز هم مربوط به خودتان است. براي مانترا گفتن مي توانيد از مالا (يا تسبيح) هم بهره ببريد.

 

در زير چند نمونه از مانتراهاي الهي و مقدس را مي يابيد:

 

1. آ اوم (A OM)

 

2. آديتا هاري دايام پونيام ساروا شاترو بين شنم (Adieta hari dayam poonyam sarva shatru bina shanam)

 

3. اوم ماني پاد م ئوم (Om Mani Pad Me oom)

 

4. گاته گاته پاراگاته، پاراسام گاته، بودي سواها (Gate gate paragate, ParaSam gate, bowdi, swaha)

 

5. نامو آميدا بوتسو _ نامو آميدا بوتسو (Namu Amida Butsu _ Namu amida butsu)

 

6. سرورم مسيح، بر من گناهکار بخشش آر

 

7. يا الله

 

8. اللهم صلي علي محمد و آل محمد

 

9. هر آنچه که کاشته ي پدر آسماني نيست بر کنده باد.

 

10. اين يکي نيز مرا تکان نمي دهد.

 

11. من تخته سنگي هستم عظيم، تکيه زده بر مرکز کائنات.

 

توضيحات:

 

در اينجا چند مانتراي جادويي، تبتي، يوگي، اسلامي و يک مانتراي مسيحي نيز آوردم. که مي توانيد بنا به اعتقاد يا علاقه تان يکي را برگزينيد و در مراقبه به کار بريد.

 

معناي 2: ((زماني که خورشيد در دل نگه داشته شود، همه ي بدي ها از زندگي محو مي شوند.)) اين مانترا خود مراسمي ويژه دارد. که رو به آفتاب تکرار مي شود. با آساناي "سلام بر خورشيد" هم کاربرد دارد

 

معناي 3: ((همه گانگي مطلق گوهري است در گل نيلوفر، که در دلم جوانه مي زند.))

 

معناي 4: ((فراسو فراسو فراسوي بزرگ، فراسوي فراسو، به سوي ستايش تو))

 

3. يکسو انديشي ژرف: خواندن نوشتار هاي ديني و معنوي، نيايش کردن و ديدار با طبيعت از انواع اين شيوه اند. در اين شيوه شما با خواند دست نوشته هاي انسان هاي روشنيده و با آگاهي بالاتر، با آنها همنوا شده به سطوح بالاتري دست مي يابيد.

فرصت نيست در اينجا نمونه اي از اين نوشتارهاي مينويي را برايتان بياورم. اما حتما خودتان چنين نوشته هايي را سراغ داريد. (البته برخي نوشته هاي سايت نيز اين چنين اند). در ضمن کتب ديني و مذهبي نيز در اين زمينه بسيارمهم اند.

 

4. سر سپردگي: اين روش در بسياري جهات با "يکسو انديشي ژرف" تطابق داشته، و با آن همسو است. نماز خواندن، نشستن با تصوير يک هستي پاک، آواز خواند براي دلدار، از شيوه هاي اين روش مراقبه اند. در اين روش شما مهر مي ورزيد بدون چشمداشت يا اميدي به پاداش. سرسپردگي به خداوند، پيامبران يا ساير انسان هاي پاک و روشنيده جزء اين مراقبه محسوب مي شود. عزاداري براي امامان (آنطور که در ايران ديدم) جزء همين مراقبه اند که نبايد هرگز پست، سبک يا خالي از معنويت فرض شوند.

 

((مسيح در مهر گم شد.)) مهاراج جي

(( دل سپردگي راستين براي خودش است، نه به خواهش بهشت يا بيم از دوزخ.)) رابعه عدويه

(( و تو خداوندگار خدايت را با همه ي دلت، و با همه ي جانت، و با همه ي توانت مهر خواهي ورزيد: اين نخستين فرمان است.)) انجيل مرقس12:30

 

5. در پندار ديدن: که همان خيال بافي و رويا پردازي آشناي خودمان است. فقط شما به آن جهت مي دهيد و هدايتش مي کنيد. در اين مورد هم نمي توان در مورد هر چيزي خيال پردازي کرد يا تصويرش را به ذهن آورد. تمثال انسان هاي مقدس و روشنيده، همين طور تصاوير، اشکال و رنگهاي جادويين که به همين منظور تعبيه شده اند، براي اين مراقبه کاربرد دارد. فعلا به همين مقدار بسنده مي کنيم، چرا که بسياري از مراسم جادويي از اين روش مراقبه بهره مي برند، که در آينده در مورد تصوير هاي جادويين که بايد در ذهن بسازيد و روي آنها متمرکز شويد مفصل صحبت خواهيم کرد.

 

6. جنبش: (( و هر جنبشي يک نيايش است.)) مرد خانواده ي کروداک، اکوساسن

در اين مورد هم صحبت بسيار است. انواع گام زدن هاي جادويين، هاتايوگا، رقص جادوگران ويکا (سنت ماه)، گردش شمن ها اطراف آتش، از اين دست است. که در هر مورد در جاي خودش توضيح داده خواهد شد. فقط در اينجا يک روش ساده را شرح مي دهم، که يکي از بهترين روش ها براي ورود به روح جهان و تماس با خرد لايتناهي است و بسياري از نيروهاي خفته ي آدمي را بيدار مي کند و جالب اينکه بسيار ساده است.

 

محيطي باز را بر گزينيد، که در آن ترس از برخورد با اشياء يا شکستن چيزي وجود نداشته باشد. آرام و راحت بايستيد. چند نفس عميق بکشيد (تنفس يوگي يا رام). بعد کمي آرام شويد (از طريق يکسو انديشي، مانترا يا در پندار ديدن). سپس گوش دهيد، نه با گوش ظاهري که با گوش درون. به گذشته بازگرديد. آنوقت ها که در گهواره مي خوابيديد و مادرتان براي شما لالايي مي گفت.

 

يا کمي پس از آن را بخاطر آوريد. سعي کنيد سرود يا آواز محبوب دوران کودکي تان را بشنويد. هميشه نوايي هست، فقط بايد آنرا به خاطر آوريد. وقتي اين نوا شکل گرفت و واضح شد شروع کنيد به حرکت و رقصيدن با آن. البته نه تمام بدنتان بلکه يک يا چند عضو بدنتان. بعد که کمي گرمتر شديد. موسقي را رها کنيد؛ نه اينکه خاموشش کنيد بلکه به حال خود رهايش کنيد که اگر خواست بماند يا برود. حال آگاهي تان را به گوش بيروني تان منتقل کنيد.

 

صداهاي بيرون را بشنويد. بهايي ندارد که اين آوا، آواي شرشر آب و چهچه بلبلان است، يا صداي کاميون ها و موتوري هاي بي مبالات. هرچه که هست خوب است، آنرا بپذيريد و سعي کنيد شبيه موسيقي با آن برقصيد، نگران نباشيد کسي شما را نمي بيند. هر طور که دوست داريد برقصيد.

 

کاملا آزاد و رها باشيد. حتي اگر به نظرتان آمد که رقصتان زشت، نا موزون يا حتي جلف است، به آن ادامه دهيد. در اين موارد ممکن است بينش هاي ماورايي هم داشته باشيد يا تصويرهايي ببينيد که شامل خيلي چيزها مي شود. اما وظيفه شما تفسير اينها نيست، بلکه وظيفه تان اين است که خود را رها کنيد و کمي خوش بگذرانيد!

 

7. پر نگرشي: نگريستن به چيزهاي شلوغ و سپس رسيدن به يک ترازمندي و سکون در حين هياهو، که قادر خواهيد بود يکايک عناصر محيط را به تفکيک بنگريد.

 

تماشاي دريا و گوش کردن به صداي آن و سپس تفکيک صدا ها از هم جزء اين مراقبه است. اما مهم ترين روش در اين نوع، هنگامي است که شما خود را نظاره مي کنيد. اول هياهوي "من" را مي نگريد، سپس اين توده ي در هم فشره از هم مي گسلد و شما يکايک پندارها و افکار را جدا از هم و به گونه اي واضح در مي يابيد. براي پرورش پر نگرشي روش آگاهي در حين غذا خوردن را پيشنهاد مي کنم: اين روش به اين صورت است که از همه ي حالات و افکار هنگام غذا خوردنتان آگاه مي شويد. از اراده براي بدست گرفتن قاشق، از بردن آن به دهان، از پديد آمدن حس طعم، از جويدن و فرو بردن، از همه ي اينها آگاه باشيد. به آنها فکر نکنيد فقط آگاه باشيد.

 

همبن طور به طمع خود آگاه باشيد، همان طمع که شما را وا مي داريد پيش از جويدن و فرو بردن کامل لقمه ي اول، دستتان را براي برداشتن لقمه ي دوم دراز کنيد. اين تمرين را مي توانيد در مورد همه ي افکار، احساسات و مراحل راه رفتن هم تکرار کنيد. فشار پنچه ي پا، بالا آوردن يک پا، خم کردن ديگري و همين طور موقع تغيير مسير، فکري که پيش مي آيد، تغيير زاويه يک پا، همراه تغيير سرعت و … . آنطور که خودم آزمودم اين تمرين يکي از بهترين ها براي تيز کردن ذهن اول، افزايش آگاهي و هوشياري و همين طور خلاص شدن از دست برخي عادت هاي نا خوشايند است(از طريق پرنگرشي به تمام مراحل آن عادت).

 

8. مديتيشن روي ذهن: قبلا شرح داده شد.

 

9. مديتيشن آزاد (بي شکل): هدفي غايي هر مراقبه اي رسيدن به اين بکي است. يعني شما هيچ روش خاصي را بر نمي گزينيد يا زمان خاصي را براي مراقبه تان اختصاص نمي دهيد. با اين حال در هر زمان و در هر جايي در حال مراقبه ايد. به اين صورت که به همه چيز اطراف که در حال رخ دادن است آگاهيد. در عين حال آگاهيد که همه در حال تغيير و تحولند. پس به هيچ نمي چسبيد. مي دانيد بدون آنکه بدانيد چگونه. در هر لحظه ژرف نگريد، بي آنکه کاري خاص انجام داده باشيد يا تلاشي کرده باشيد. همه چير در اطرافتان پراپر است. دنيا بي نقص است. هرچه بخواهيد در اختيارتان قرار دارد و نياز به تنش، فشار يا اضطرابي در کار نيست. همه چيز همان طور است که بايد.

به اين شيوه "ماهامودرا" مي گويند.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×