رفتن به مطلب
soheiiil

حمله آلمان به انگلیس؟

پست های پیشنهاد شده

بارها مورخین و سیاسیون از خود سوال کرده اند که چرا در سال 1940 هیتلر پس از فتوحات خود در خاک اروپا در جزایر انگلستان نیرو پیاده نکرد و این سرزمین را به تصرف در نیاورد .

در این مقاله پیتر فلمینک که از طرف دولت انگلستان مامور ایجاد تشکیلات جنگهای پارتیزانی در جزایر انگلستان شده بود و کتابی تحت عنوان انگلستان در مقابله حمله 1940 نوشته است . علل انصراف هیتلر را از حمله بجزایر بریتانیا و استیلا بر آن سرزمین تشریح می کند .

وقتی روزهای اول ماه اوت که بارانی و طوفانی بود جای خود را به روزهای گرم و آفتابی داد در سراسر انگلستان احساسات مردم برانگیخته شد و محیط بکلی با زمانیکه نیروهای انگلیس با تحمل تلفات سنگین ( دنکرک ) را تخلیه کرده بودند تفاوت داشت .

در اوایل ماه ژوئن ، یعنی پس از شکست فرانسه و بازگشت نیروهای انگلیسی مردم این کشور سخت مضطرب و نگران بودند و علت اصلی این نگرانی این بود که هیچکس نمی دانست چه باید بکند . ولی در اواسط ماه اوت تکلیف همه روشن بود و هر فردی میدانست چه وظیفه ای در صورت هجوم نیروهای آلمانی دارد و خود را برای انجام این وظیفه آماده کرده بود .

از طرف دیگر دشمن بتدریج قدرت خود را از دست داده بود و دیگر قادر نبود به پیشروی برق آسای خود ادامه دهد و از طرف دیگر نمی توانست بتهدیدهای خویش صورت عمل بپوشاند ، حتی گاهی این تهدیدها بصورت مسخره آمیزی در آمده بود .

موضوع دیگر این بود که چرچیل موفق شده بود روح فداکاری و از خود گذشتگی عجیبی در افراد ملت انگلستان ایجاد کند و آنانرا حاضر برای مقابله با دشمن سازد .

حمله هوائی آلمان در روز 13 ماه اوت 1940 آغاز شد ، روز 18 همین ماه جراید آلمان با عنوان درشت نوشتند که مرحله نهائی جنگ آغاز گردید ، فردای آن روز جراید لندن عینا مطالب جراید آلمان را در صفحات خود منعکس کردند .

روز 22 اوت آتشبارهای دورزن و سنگین آلمانی که در خاک فرانسه در اطراف دماغه ( گرینه ) متمرکز شده بود برای اولین بار شروع به گلوله باران بنئر ( دوور ) در ساحل انگلستان کردند و روز 24 نیروی هوائی آلمان حملات خود را بمواضع دفاعی و خطوط ارتباطی اطراف انگلستان آغاز نمود . این ممکن بود نتایج و عواقب بسیار وخیمی در بر داشته باشد .

ولی درست موقعیکه نقشه گورینگ صورت جدی بخود می گرفت ، بعللی که شاید هرگز کشف نشود ، تمام نقشه ها عقیم ماند ، همانطور که گفتیم روز 24 اوت بمباران مواضع نظامی منطقه لندن شروع شده بود و شب بعد 299 هواپیمای بمب افکن آلمانی بر فراز انگلستان بحرکت در آمدند تا هدفهای مختلف را در سرزمین انگلستان بمباران نمایند . هیچیک از خلبانها اجازه نداشت بروی لندن بمب بیفکند ، ولی دوازده هواپیما دستور داشتند که کارخانجات هواپیماسازی و انبارهای نفت را در حومه لندن هدف بمب های خود قرار دهند . اما هواپیماها مرتکب اشتباه بزرگی در جهت یابی شده و بجای اینکه بمبهای خود را روی کارخانجات مذکور بریزند ( سیتی ) مرکز تجارتی و اقتصادی لندن و چند محله را که محل سکونت مردم بود بمباران کردند که در نتیجه تلفات سنگینی بااهالی غیر نظامی وارد آمد و عده زیادی از ساکنان لندن بی خانمان شدند .

معلوم نیست این اشتباه زائیده عدم تجربه ، در جهت یابی یا بی مبالاتی و بی فکری خلبانان آلمانی بود ، ولی بهرجهت نتیجه این بی مبالاتی این شد که مقامات انگلیس خود را مجبور دیدند دست بعمل متقابل بزنند و چرچیل بدون تامل دستور داد شب بعد 81 بمب افکن انگلیسی برلین را بمباران کنند . نیمی از این هواپیماها موفق شدند خود را بر فراز برلین رسانده و بمبهای خود را بروی پایتخت آلمان بریزند . اگر چه نتیجه این بمباران زیاد مهم نبود و خسارات مادی و تلفات جانی مهم وارد نیاورد ، ولی اثر روحی عجیبی داشت زیرا نشان داد که قادر است در مقابل حملات آلمان دست بعمل متقابل یزند . این حملات هوائی درشبهای بعد نیز مرتبا تجدید گردید . مهمترین نتیجه اولین حمله نیروی هوائی انگلیس به برلین این شد که نقشه هیتلر برای حمله و اشغال خاک انگلستان یک عامل سیاست داخلی نیز رخنه کند ، بدین معنی که هیتلر علاقمند بود که ملت آلمان او را بپرستند و برای او احترام فوق العاده قائل گردد . حملات هوائی انگلیس به شهرهای آلمانی ممکن بود حیثیت هیتلر را در نظر مردم آلمان پایین آورد زیرا بارها خود او مخصوصا ( گورینک ) به ملت آلمان اطمینان داده بودند که هرگز هواپیماهای انگلیسی موفق نخواهند شد سرزمین آلمان و برلین را بمباران نمایند و حتی گورینگ گفته بود که اگر یک هواپیمای انگلیسی بالای برلین برسد ، نام خود را عوض خواهد کرد و اسمش را ( اشمیت ) خواهد گذاشت . وقتی بمبهای انگلیسی بروی برلین افتاد ، هیتلر آبروی خود را در خطر دید و تصمیم گرفت این اقدام انگلیس را تلافی کند .

روز 4 سپتامبر هیتلر طی نطقی وعده داد تمام شهرهای انگلستان را با آتش خشم خود بسوزاند .

از روز 7 سپتامبر نیروی هوائی آلمان تمام حملات خود را متوجه لندن کرد و از بمباران مواضع سوق الجیشی اطراف لندن صرف نظر نمود و این امر بی تردید ستاد فرماندهی انگلیس را از خطر بزرگی نجات داد و از احتمال سقوط انگلستان کاست .

در حقیقت حملات هوائی لندن بیشتر هدفهای سیاسی داشت نه هدفهای نظامی و هیتلر با این عمل می خواست موقعیت و آبروی خود را حفظ کند و حیثیت شخص خود را در نظر ملت آلمان بالا ببرد ، غافل از اینکه این اقدام باعث شکست نهائی او خواهد شد .

در هفته اول ماه سپتامبر تا حدی نقشه دشمن در مورد پیاده کردن قوا در خاک انگلستان فاش گردید . از اطراف و اکناف سواحل اروپا تعداد بسیار زیادی از ناوهای نیروی دریائی آلمان در بندر ها و سواحل هلند و بلژیک و شمال فرانسه متمرکز گردیدند ، ولی عکسهای هوائی محل اجماع این واحدها را در سواحل و بنادر دریای شمال و دریای مانش برای ستاد فرماندهی نیروهای انگلیس فاش ساخت و بهمین جهت از روز 5 سپتامبر ستاد فرماندهی نیروهای انگلیسی تمام توجه خود را باین واحدهای نیروبر کشتی ها و انبارهای مهمات که در این سواحل از طرف دشمن ایجاد شده بود معطوف داشت .

وزارت هواپیمائی در اعلامیه های خود باین تمرکز نیرو اشاره کرد و مردم انگلستان متوجه شدند که منظور دشمن چیست . نیروی هوائی انگلستان شروع به بمباران مواضع ساحلی دشمن کرد و ساکنین سواحل جنوبی انگلستان از دور در شبهای صاف نور انفجار بمبها را در بندرهای فرانسه مشاهده میکردند .

قبلا یعنی روز 3 سپتامبر چهار جاسوس آلمانی در سواحل جنوبی انگلستان دستگیر شده بودند . این جاسوسها ماموریت داشتند که پس از پیاده شدن قوای آلمانی در خاک انگلستان اطلاعات لازم را در مورد وضع انگلستان در اختیار ستونهای آلمانی بگذارند.

روز 6 سپتامبر یک جاسوس دیگر که یک دستگاه فرستنده ، یک گذرنامه سوئدی و یک شناسنامه انگلیسی در دست داشت در نزدیکی ( دنتون ) دستگیر گردید . این جاسوس تازه با چتر در خاک انگلستان فرود آمده بود .

از طرف دیگر رادیو آلمان بزبان انگلیسی اطلاع داد که هیتلر بزودی دستور حمله به انگلستان را داده و نیروهای آلمانی در سواحل جنوب شرقی انگلستان پیاده خواهند شد . همه جا احساس نگرانی بود . همه اطمینان داشتند که آلمان قصد حمله به خاک انگلیس و پیاده کردن نیرو در سواحل این جزیره را دارد .

وقتی بمباران شدید لندن در روز 7 سپتامبر آغاز شد تمام فرماندهان نیروهای مختلف و مشاورین آنها در کاخ وزارت خارجه انگلستان بمنظور مطالعه اطلاعات جدیدی که درباره حمله آلمان به خاک انگلیس بدست آمده بود اجتماع کرده بودند . ساعت پنج و نیم بعد از ظهر روز 7 سپتامبر بود ، ناگهان یک گروه عظیم هوائی مرکب از 300 بمب افکن و 600 هواپیمای شکاری برفراز لندن ظاهر شد . طبق اطلاعاتی که ستاد کل نیروهای انگلیس واصل شده بود پیاده شدن نیروهای آلمانی در خاک انگلیس حتمی بنظر میرسید و اکنون این حمله عظیم هوائی در نظر فرماندهان انگلیسی که از پنجره های ( وایت هال ) ناظر نزدیک شدن هواپیماهای دشمن بودند اطلاعات مزبور را تائید می کرد . بنابراین هیتلر تصمیم گرفته بود پس از یک بمباران بسیار شدید لندن ، نیروهای زمینی خود را در سواحل انگلستان پیاده کند و باید گفت که در ابتدا حقیقتا نقشه هیتلر همین بود .

پس از مذاکراتی که در ( وایت هال ) مرکز فرماندهی نیروهای انگلستان صورت گرفت فرماندهان به شماره 10 ( داونینک ستریت ) مقر نخست وزیر رفته و جلسه دیگری در حضور چرچیل تشکیل شد و تصمیم گرفته شد که به تمام تشکیلات دفاعی کشور دستور آماده باش داده شود .

نیروی هوائی و نیروی دریایی انگلستان بهر صورت در حال آماده باش بود ، زیرا چون روز قبل اطلاع رسیده بود که 60 واحد دریایی دشمن در مقابل بندر کاله در فرانسه متمرکز گردیده است ، دریاداری انگلستان به تمام ناو ها و اژدرافکن ها و ناوشکن ها و واحدهای سبک تر دستور داده بود که آماده حرکت و شرکت در عملیات دریایی باشند .

برای نیروی زمینی قرار شد که به محض مخابره کلمه ( کرامول ) فورا در مواضع خود مستقر شده و آماده دفاع گردند . کمی بعد ساعت 8 شب هفتهم سپتامبر این کلمه به فرماندهان سپاه چهارم و سپاه هفتم که در جنوب و شرق انگلستان استقرار یافته بودند مخابره شد . متاسفانه روز هفتم سپتامبر شنبه و شب تعطیل بود و در آن موقع غالب افسران و افراد برای گذراندن تعطیل یکشنبه از محل خدمت خارج شده بودند . از طرف دیگر افسران کشیک که در محل بودند غالبا مفهوم این کلمه را نمیدانستند و بعضی از آنها تصور کردند که منظور اینست که نیروهای آلمان در خاک انگلستان پیاده شده اند . این موضوع باعث اخلال در بعضی از مناطق بخصوص در نواحی جنوبی شد . ولی در مقابل واحدهای نظامی مامور دفاع داخلی که از جریان اطلاع یافتند بنحو بسیار شایسته وظایف خود را انجام داده و مقدمات دفاع را فراهم آوردند . ناقوسهاس کلیسا به صدا در آمد جاده ها را وسایل دفاعی و سدهای بتونی و وسایل دیگر مسدود کردند تا جلوی پیشروی دشمن گرفته شود . سیمهای تلفن و تلگراف جز برای مخابرات رسمی دولتی قطع گردید تا احیانا جاسوسان دشمن نتوانند با استفاده از این وسایل با یکدیگر ارتباط یابند در منطقه دفاعی شرق مهندسی ارتش چندین پل را منفجر ساخت و در این میان سه نفر از افسران ارتش نیز در اثر انفجار مین های زیر زمینی که در جاده ها کار گذشته شده بود بقتل رسیدند .

روز بعد چون خبری از نیروی آلمانی در خاک انگلستان نشد در میان مردم شایع گردید که نیروی دریایی انگلستان موفق شده است نیروی مهاجم را در دریا نابود سازد .

مدت 11 ساعت 600 هواپیمای بمب افکن آلمانی شهر لندن را بمباران کردند . پدافند انگلیس موفق شد 40 هواپیمای آلمانی را سرنگون کند . خرابی و خسارت زیاد بود و حریقهای بزرگی که ایجاد شده بود در تاریکی شب هواپیماهای دشمن را به طرف هدف هدایت می کرد و بمب افکنهای آلمانی بدون اشتباه بمبهای خود را بر روی لندن می ریختند .

روز 8 سپتامبر یعنی فردای بمباران ، در انگلستان روز عزا و دعا اعلام شد .

اهالی لندن شهامت و از خودگذشتگی عجیبی در جریان این بمباران از خود نشان دادند و این تا پایان جنگ ادامه یافت ، ولی هیتلر موفق نشد لندن را به زانو در آورد . پس از 8 سپتامبر اوضاع جوی چندان مناسب نبود و بهمین جهت بمباران لندن به همان شدت ادامه نیافت . با این وصف هیتلر هنوز کاملا به پیروزی خود امیدوار بود و آلمانیها مترسد موقع مناسب و منتظر اوضاع جوی خوبی بودند تا حمله شدید دیگری را بر فراز لندن آغاز کنند . روز یکشنبه 15 سپتامبر مجددا موقعیت مناسبی برای بمباران لندن بدست امد . ساعت دو بعد از ظهر 200 بمب افکن به همراهی چند صد هواپیمای شکاری به لندن حمله ور شدند . دوساعت بعد گروه نیرومند دیگری از بمب افکنهای آلمانی به طرف لندن به حرکت در آمدند ، نبردهای شدیدی میان نیروی هوایی انگلیس و آلمان در گرفت . در این نبردها آلمانیها 56 هواپیما از دست دادند و 26 هواپیمای انگلیسی نیز ساقط گردید ولی این دفعه در اثر حملات دائمی نیروی هوایی انگلیس بمب افکنهای آلمانی موفقیت قابل ملاحظه ای بدست نیاوردند .

در خلال این اقدامات و این حملات ستاد کل فرماندهی نیروهای آلمانی همچنان مشغول طرح نقشه بمنظور اشغال خاک انگلستان بود . آلمان قصد داشت نیروی عظیمی در سواحل جنوبی انگلستان پیاده کند .

( فون براوخیچ ) فرمانده کل قوای آلمان روز 30 اوت فرمان این حمله را صادر کرده بود و یک هفته بعد گورینک به شهر ( بووه ) در فرانسه آمد تا شخصا عملیات هوایی را اداره کرده و فرماندهی آن را به عهده گیرد .

روز چهارم سپتامبر هیتلر وعده داده بود که بزودی حمله به انگلستان آغاز می گردد . روز 10 سپتامبر نیروی دریایی آلمان آمادگی مشروط خود را برای پیاده کردن نیرو در خاک انگلستان اعلام کرد ، زیرا اوضاع جوی بر فراز دریای مانش چندان رضایت بخش نبود .

حمله به انگلستان که قرار بود روز 15 سپتامبر آغاز شود به روز 21 سپتامبر موکول شد بدین ترتیب که روز 20 واحدهای نیروی زمینی سوار کشتی ها شوند و روز بعد حمله آغاز شود .

ضمنا قرار بود ده روز زودتر یعنی روز 11 سپتامبر هیتلر تصمیم نهایی خود را به مسولین اعلام کند و فرمان حمله به انگلستان را صادر کند . ( نیروی دریایی تقاضا کرده بود که ده روز زودتر اعلام شود تا بتواند در دریای مانش شروع به مین گذاری و اقدامات دیگر کند .

همه چیز لازم بود ، فقط یک کلمه هیتلر لازم بود که حمله آغاز گردد ولی هیتلر مردد بود و به اطرافیان خود می گفت نمی داند سرنوشت این حمله به کجا خواهد انجامید .

هنوز نیروی هوایی آلمان توفیق لازم را بدست نیاورده بود ، از طرف دیگر نیروی دریایی انگلستان و بمب افکنهای انگلیسی ممکن بود تلفات سنگینی به نیروهای مهاجم آلمانی وارد آورند ، بخصوص که این دو نیرو مرتبا به سواحل فرانسه و محل تمرکز نیروهای دریایی آلمان و واحدهای نیروبر حمله می کردند .

هیتلر منتظر بود که انگلستان از حملات متوالی بمب افکنهای آلمانی خسته شود و روحیه خود را از دست بدهد و علائم ضعف ظاهر گردد بهمین جهت اخذ تصمیم نهایی را بروز 14 سپتامبر و بعد به 27 سپتامبر موکول کرد . بدین ترتیب حمله نهایی تا روز 27 سپتامبر به تاخیر افتاد و روز 27 سپتامبر برای حمله به خاک انگلستان مناسب نبود ، زیرا دریاداران آلمان اطلاع داده بودند که آخرین روزهای مناسب سال برای حمله روزهای 19 تا 26 سپتامبر می باشد . بخصوص که پیش بینی اوضاع جوی نشان می داد که روزهای آخر سپتامبر برای حمله نامناسب خواهد بود . طبق حسابهای ستاد کل برای پیاده کردن 9 لشکر آلمانی یازده روز وقت لازم بود . با در نظر گرفتن اینکه آلمان برتری هوایی را در دست نداشت و بمب افکنهای انگلستان برای عملیات قوای مهاجم آلمانی مزاحمت شدید فراهم می آوردند اما بخوبی معلوم بود که اگر هیتلر تصمیم به حمله می گرفت با عدم موفقیت روبرو می شد . و شاید شکست سنگینی در جنگ می خورد .

با این وصف هیتلر انصراف خود را از حمله به انگلستان به اطلاع همکاران خود نرسانید .

بهر حال معلوم نشد چه عواملی باعث شد که هیتلر از اتخاذ تصمیم قطعی منصرف گردد . نیروهای آلمانی همچنان آماده حمله بودند ، ولی بالاخره روز 12 اکتبر هیتلر دستور داد که بی سر و صدا نیروهایی که در سواحل هلند و بلزیک و شمال فرانسه متمرکز شده بود متفرق گردند .

 

منبع : کتاب ( انگلستان در مقابل حمله 1940 ) نوشته پیتر فلمینک . ترجمه ناصرالدین خطیر:a030:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

بعد از اینکه هیتلر توقف عجیب دونکرک رو انجام داد دیگر هیچ بهانه ای برای شکست آلمان در انگلیس پذیرفتنی نبود .

 

هنوز هیچ کس به درستی نمیداند چرا آلمانی که 6000 کیلومتر در شوروی پیشروی نمود 60 کیلومتر راه دریایی راه طی نکرد تا انگلیس غافلگیر شده را اشغال کرده و جنگ در جبهه غرب را خیلی زود به پایان برساند .

 

در صورتی که انگلیس شکست میخورد قطعا آلمان به سادگی مواضع این کشور در شمال آفریقا را نیز تصرف کرده و میتوانست به منابع غنی انرژی نیز دست پیدا کند و احتمال زیاد تا خلیج فارس و جنوب ایران نیز پیشروی کرده و با طی کردن ایران از جنوب روسیه جبهه جدیدی علیه این کشور ایجاد میکرد که در این میان قطعا دولت وقت ایران همه گونه مساعدتی را انجام میداد .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

دلیل آن که هیتلر نتونست به خاک اصلی انگلیس حمله کنه همون دلیلی است که مانع از حمله ناپلئون ، 150 سال قبل ار اون به انگلیس شده بود. هر دو دارایه نیروی زمینی برتری بودند ولی از لحاظ قدرت دریایی توان رویارویی با نیروی دریایی انگلیس رو نداشتند. و بنابر این قادر به پیاده سازی نیرو در خاک انگلیس نبودند.به علاوه اصولا هیتلر همانند ناپلئون در زمینه مسائل دریایی فاقد سررشته و استعداد تاکتیکی لازم بود.و تصمیمات غلط اون در این ز مینه یکی از دلایل شکست بود. در مورد بمباران انگلستان هم اگه به خاطرات ژنرال گالاند فرمانده نبروی شکاریهای آلمان و مسول اصلی اسکورت بمب افکن های آلمانی مراجعه کنیم یکی از دلایل اصلی عدم موفقیت آلمان رو نبود بمب افکن های 4 موتوره در نیروی هوایی میدونست چرا که بمب افکن های آلمانی قادر به حمل مهمات اضافی نبودندو محتاج حمایت شکاری ها بودند که شکاریهای آلمانی در اون موقع فقط می تونستن برایه 80 دقیقه در حال پرواز باشند که به این ترتیب تنها قادر به 20 دقیقه عملیات در خاک انگلستان بودند و در نتیجه شعاع عمل انها به شدت محدود و تنها به لندن و نواحی اطراف اون محدود می شد و انگلیسیها با علم به این موضوع تمام صنایع نظامی و به خصوص هواپیماسازی خودشون رو به نواحی شمالی انتقال دادن. عامل بعدی وجود رادار در نزد انگلیسیها بود که قدرت عمل بسیاری به اونها می داد. در کل هیتلر هم مانند اکثر دیکتاتورها در برخی موارد تصمیمات بسیار ناشیانه و متعصبانه ای رو بر خلاف نظرات ستاد ارتش و ژنرالهای خودش می گرفت که نتیجه اونها بسیار فاجعه بار بود

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
دلیل آن که هیتلر نتونست به خاک اصلی انگلیس حمله کنه همون دلیلی است که مانع از حمله ناپلئون ، 150 سال قبل ار اون به انگلیس شده بود. هر دو دارایه نیروی زمینی برتری بودند ولی از لحاظ قدرت دریایی توان رویارویی با نیروی دریایی انگلیس رو نداشتند. و بنابر این قادر به پیاده سازی نیرو در خاک انگلیس نبودند.به علاوه اصولا هیتلر همانند ناپلئون در زمینه مسائل دریایی فاقد سررشته و استعداد تاکتیکی لازم بود.و تصمیمات غلط اون در این ز مینه یکی از دلایل شکست بود. در مورد بمباران انگلستان هم اگه به خاطرات ژنرال گالاند فرمانده نبروی شکاریهای آلمان و مسول اصلی اسکورت بمب افکن های آلمانی مراجعه کنیم یکی از دلایل اصلی عدم موفقیت آلمان رو نبود بمب افکن های 4 موتوره در نیروی هوایی میدونست چرا که بمب افکن های آلمانی قادر به حمل مهمات اضافی نبودندو محتاج حمایت شکاری ها بودند که شکاریهای آلمانی در اون موقع فقط می تونستن برایه 80 دقیقه در حال پرواز باشند که به این ترتیب تنها قادر به 20 دقیقه عملیات در خاک انگلستان بودند و در نتیجه شعاع عمل انها به شدت محدود و تنها به لندن و نواحی اطراف اون محدود می شد و انگلیسیها با علم به این موضوع تمام صنایع نظامی و به خصوص هواپیماسازی خودشون رو به نواحی شمالی انتقال دادن. عامل بعدی وجود رادار در نزد انگلیسیها بود که قدرت عمل بسیاری به اونها می داد. در کل هیتلر هم مانند اکثر دیکتاتورها در برخی موارد تصمیمات بسیار ناشیانه و متعصبانه ای رو بر خلاف نظرات ستاد ارتش و ژنرالهای خودش می گرفت که نتیجه اونها بسیار فاجعه بار بود

 

در بخش انتهایی صحبتتون به نکته خیلی خوبی اشاره کردید .

 

در واقع نیروی دریایی آلمان اونقدر قوی بود که بتونه هزاران سرباز رو به سادگی به خاک انگلیس انتقال بده و جنگنده های آلمانی هم میتونستند این کشتی ها رو حمایت کنند . مضاف بر اینکه نیروی دریایی انگلیس در اون زمان خیلی پراکنده بود ...

 

شاید دلیل اصلی این تصمیم هیتلر هیچوقت مشخص نشه !

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...